eitaa logo
کتیبه و پرچم باب الحرم
10.2هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
74 ویدیو
568 فایل
فروشگاه باب الحرم↶ @babolharam_shop ثبت سفارش👇 @babolharam_shop_admin شماره تماس: 📞09052226697 ☎️ 02155970902 ☎️ 02155970903 آدرس:شهرری خیابان آستانه نبش کوچه شهید رجبی سایت فروشگاه↶ 🌐 shop.babolharam.net زیر نظر کانال متن روضه👇 @babolharam_net
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5839394070572568196.mp3
1.23M
ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
بسم‌ الله الرحمن الرحیم روضه برپا بود هر جا آب بود روضه هایش ذکر بابا آب بود مقتل جانسوز آقا آب بود: تشنه لب بود آه اما آب بود روضه خوانش گاه ظرفی آب شد گاه گاهی روضه خوان قصاب شد ماجرای آب آبش کرده بود غصه ی ارباب آبش کرده بود مادری بی تاب آبش کرده بود دختری بی خواب آبش کرده بود یا خودش بارید دائم یا رباب روضه می خواندند هر دم با رباب پیکری را بر زمین پامال دید شمر را در گودی گودال دید عمه را بالای تل بی حال دید لشکری را در پی خلخال دید هجمه ی شمشیرها یادش نرفت سنگ ها و تیرها یادش نرفت هم به تن رخت اسارت دیده بود خیمه را در وقت غارت دیده بود از سنان خیلی جسارت دیده بود از حرامی ها شرارت دیده بود آتش بی داد دنیا را گرفت شمر آمد راه زن ها را گرفت عمه را با دست بسته می زدند با همان نیزه شکسته می زدند بچه ها را دسته دسته می زدند می شدند آنقدر خسته... می زدند تازیانه جای طفلان خورده بود زین جهت خیلی به زینب برده بود با تنش زنجیرها درگیر بود در غل و زنجیر امّا شیر بود از نگاه حرمله دلگیر بود اوجوان بود آه امّا پیر بود ماجرای شام پشتش را شکست غصه های شام پشتش را شکست کوچه های شام پیرش کرده بود شهر و بار عام پیرش کرده بود سنگ روی بام پیرش کرده بود طعنه و دشنام پیرش کرده بود بی هوا عمامه اش آتش گرفت مثل زهرا جامه اش آتش گرفت درد و رنج و غصه ی بسیار دید از زبان شامیان آزار دید خواهرانش را سر بازار دید عمه را در معرض انظار دید بزم مِی بود و سر و طشتی طلا خیزران بود و عزیز مصطفی نیزه بازی با سرش هم جای خود بوریا و پیکرش هم جای خود دست بی انگشترش هم جای خود ماجرای خواهرش هم جای خود خاک را همسایه ی افلاک کرد خواهرش را در خرابه خاک کرد
🎼 🔘🔘912🔘🔘 ☑️بنداول به روی بستر افتاده به احتضار به روی بستر نداره تاب و قرار به روی بستر شده چشماش تاره تار به روی بستر زده زهر کین شعله به بال و پرش زده زهر کین شراره به جیگرش تداعی میشه روضه های پدرش تداعی میشه ..... راویه روضه های کربلاس رو بدنش پر از نشونه هاس هنوز تنش پر از کبودیه این یادگار شام پر بلاس السلام علی سیدساجدین زین العابدین«ع» ┄•┄┅═══••↭••═══┅┄• ☑️بنددوم شروع شد تازه روضه های کربلا که دائم فرمود صبح و ظهرو هر مسا امام سجاد امون از شام بلا شروع شد تازه ..... امون از شام و از غل و سلسله ها امون از شام و مردمان بی حیا امون از شام و سنگ از پشت بوما امون از شام و ..... امون ازون محله ی یهود محله ی پر از آتیش و دود از اثر ضربه ی تازیون کل تن بچه‌ها شد بود السلام علی سیدساجدین زین العابدین«ع» ┄•┄┅═══••↭••═══┅┄• ☑️بند سوم شبیه عمه محنت و بلا دیدی مثل رقیه روی خارا دویدی مثل سکینه زجر و دردا کشیدی شبیه عمه تو دیدی نامرد توی قتلگاه رسید تو دیدی نامرد خنجر کندُ کشید تو دیدی نامرد سر بابا تو برید تو دیدی نامرد دیدی تنی افتاده زیر پا سری که می بریدن از قفا دیدی دم اخری می زنه مادرش و تو قتگاه صدا السلام علی سیدالشهدا«ع» ┄•┄┅═══••↭••═══┅┄• ☑️بندچهارم عذابم می داد غمه حنجر بابام عذابم می داد تنه بی سر بابام عذابم می دادچشمای تر بابام عذابم می داد عذابم میداد کوچه و بازاره شام عذابم میداد شلوغی و ازدحام عذابم میداد من و خنده ی عوام من بودم و مردای بد دهن من بودم همراهم یه عده زن یادم نمیره توی بازارا خارجی مارو صدا می زدن السلام علی سیدالشهدا«ع» 💠💠💠9⃣1⃣2⃣💠💠💠 ┄•┄┅═══••↭••═══┅┄•
4_6037428342506915175.mp3
2.31M
ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
‍ ‍ . ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ عمریه غصه ها دارم زیر لبهام‌ نوا دارم روضه ی کربلا دارم وای وای وای یاد اون پیکر بی سر زینتِ دوش پیغمبر که شده تشنه لب پرپر وای وای وای ای وای ، بدنی روی خاک صحرا ای وای ، داره میبینه چشم زهرا ای وای ، سر بابامو روی نی ها وای3 امون از کوفه و از شام ◾️◾️◾️◾️ رد زنجیره رو دستام یادمه کوچه های شام آتیش و سنگ روی بام وای وای وای یادمه کوچه و بازار خنده و طعنه ی کفار پای پر آبله از خار وای وای وای ای وای ، دلمونو خیلی سوزوندن ای وای ، ماها رو خارجی میخوندن ای وای ، جونمونو به لب رسوندن وای3 امون از کوفه و از شام ◾️◾️◾️◾️ ای خدا غصه ها دیدم سر رو نیزه ها دیدم چوب و تشت طلا دیدم وای وای وای یه طرف خولی ملعون یه طرف حرمله خندون چوب و لبهای بابامون وای وای وای ای وای ، جلوی چشممون سر تو ای وای ، ساربون‌ و انگشتر تو ای وای ، داره میمیره خواهر تو وای3 امون از کوفه و از شام 👇
4_5834463856138652127.m4a
1.35M
ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
‍ . سبک هوا هوایِ حسین....‌ هوا هوایِ علی نوا نوایِ علی مدیونه کرب‌وبلا به گریه‌هایِ علی ای وای کربلا کربلا کربلا/۴/ باگریه و ناله عمرِشو سر کرده تو کوفه با خطبه‌َش شق‌ُّالقمر کرده ریا و نیرنگ و با دعا رسوا کرد این نهضتو با اشک با روضه اِحیا کرد خودم دیدم سر به رویِ نیزه‌ها ای وای...... به یادِ حلقومِ... خشکیده‌یِ مظلوم به سینه می‌کوبید شد نفَسُ‌المَهموم نمی‌ره از یادِش روضه‌یِ شیرخواره غارتِ گهواره کندنِ گوشواره امان از دشنام سنگِ بام بزمِ شام ای وای..... 👇
✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼ ✅کانال سبک وشعر باب الحرم درتلگرام 👇 https://telegram.me/joinchat/CSX9WjyoZb_YxepelhS_Qw 🔴بامابه روزباشیدهم سبک،هم شعر👆
4_5877483266482635809.mp3
863.2K
(عج) علیه السلام سبک: محسن عرب خالقی شعر: 〰〰〰〰〰〰 یابن‌الحسن می‌دونم که صاحب عزایی آقا یابن‌الحسن دلم باز گرفته کجایی؟ کجا یابن‌الحسن نشستم برای گدایی بیا شال عزات و قربون / بغض صدات و قربون هر صبح و شام می‌باری / خونْ گریه هات و قربون حق داری کوه غیرت / سنگینه این مصیبت چون همخوانی نداره / "زینب" "بازار" "اسارت" یابن الزهرا یامولا ۴ 〰〰〰〰〰〰 یابن‌الحسن کجا مجلس روضه داری آقا یابن‌الحسن کجا سر رو دیوار می‌ذاری کجا یابن‌الحسن بخون روضه‌ی بی قراری بیا سرِخورشید به نیزه است / حاملِ نیزه هم مست تماشاچی زیاده / گذرها میشه بن بست کاش حاملینِ این سر / قدری برن جلوتر تا نگاها نیفته / به حرم پیمبر یابن الزهرا یامولا ۴ . ✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼
علیه السلام (کوفه) سبک: محسن عرب خالقی شعر: 〰〰〰〰〰〰 سالار من ميرم كوفه با دست بسته حسين سالار من سرت روى نيزه نشسته حسين سالار من كى با سنگ سرت رو شكسته حسين اين دروازه مكان / يک عده بى سر و پاس اين دروازه مسير / ورود برده داراس باور كن اى برادر / اين جماعت كافر نون و خرما ميدن به / نواده هاى حيدر حسين غريب مادر ۴ 〰〰〰〰〰〰 سالار من چقدر زجر كشيدم من اين چند شبه سالار من ديگه جون من از غمت بر لبه سالار من بايد باورت شه كه اين زينبه رو نى ديدم سرت رو / رو خاكا پيكرت رو توو قتلگاه پر خون / بوسيدم حنجرت رو گهواره ها رو بردند / گوشواره ها رو بردند پيش چشماى مهتاب / ستاره ها رو بردند حسين غريب مادر ۴ 〰〰〰〰〰〰 مى بينى كه شدم از غم تو عزادار حسين مى بينى كه مى سوزم بدون علمدار حسين مى بينى كه شدم دربه در بين بازار حسين اين نامردا با گريه / ما رو اينجا كشوندن تازه اونجا ديدم كه / موى تو رو سوزوندن زينب از پا نشسته / اين نامردى كه مسته ديدم با خيزرونش / دندونت رو شكسته حسين غريب مادر