eitaa logo
کتیبه و پرچم باب الحرم
10.2هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
74 ویدیو
568 فایل
فروشگاه باب الحرم↶ @babolharam_shop ثبت سفارش👇 @babolharam_shop_admin شماره تماس: 📞09052226697 ☎️ 02155970902 ☎️ 02155970903 آدرس:شهرری خیابان آستانه نبش کوچه شهید رجبی سایت فروشگاه↶ 🌐 shop.babolharam.net زیر نظر کانال متن روضه👇 @babolharam_net
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ ‍ . ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ عمریه غصه ها دارم زیر لبهام‌ نوا دارم روضه ی کربلا دارم وای وای وای یاد اون پیکر بی سر زینتِ دوش پیغمبر که شده تشنه لب پرپر وای وای وای ای وای ، بدنی روی خاک صحرا ای وای ، داره میبینه چشم زهرا ای وای ، سر بابامو روی نی ها وای3 امون از کوفه و از شام ◾️◾️◾️◾️ رد زنجیره رو دستام یادمه کوچه های شام آتیش و سنگ روی بام وای وای وای یادمه کوچه و بازار خنده و طعنه ی کفار پای پر آبله از خار وای وای وای ای وای ، دلمونو خیلی سوزوندن ای وای ، ماها رو خارجی میخوندن ای وای ، جونمونو به لب رسوندن وای3 امون از کوفه و از شام ◾️◾️◾️◾️ ای خدا غصه ها دیدم سر رو نیزه ها دیدم چوب و تشت طلا دیدم وای وای وای یه طرف خولی ملعون یه طرف حرمله خندون چوب و لبهای بابامون وای وای وای ای وای ، جلوی چشممون سر تو ای وای ، ساربون‌ و انگشتر تو ای وای ، داره میمیره خواهر تو وای3 امون از کوفه و از شام 👇
4_5834463856138652127.m4a
1.35M
ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
‍ . سبک هوا هوایِ حسین....‌ هوا هوایِ علی نوا نوایِ علی مدیونه کرب‌وبلا به گریه‌هایِ علی ای وای کربلا کربلا کربلا/۴/ باگریه و ناله عمرِشو سر کرده تو کوفه با خطبه‌َش شق‌ُّالقمر کرده ریا و نیرنگ و با دعا رسوا کرد این نهضتو با اشک با روضه اِحیا کرد خودم دیدم سر به رویِ نیزه‌ها ای وای...... به یادِ حلقومِ... خشکیده‌یِ مظلوم به سینه می‌کوبید شد نفَسُ‌المَهموم نمی‌ره از یادِش روضه‌یِ شیرخواره غارتِ گهواره کندنِ گوشواره امان از دشنام سنگِ بام بزمِ شام ای وای..... 👇
✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼ ✅کانال سبک وشعر باب الحرم درتلگرام 👇 https://telegram.me/joinchat/CSX9WjyoZb_YxepelhS_Qw 🔴بامابه روزباشیدهم سبک،هم شعر👆
4_5877483266482635809.mp3
863.2K
(عج) علیه السلام سبک: محسن عرب خالقی شعر: 〰〰〰〰〰〰 یابن‌الحسن می‌دونم که صاحب عزایی آقا یابن‌الحسن دلم باز گرفته کجایی؟ کجا یابن‌الحسن نشستم برای گدایی بیا شال عزات و قربون / بغض صدات و قربون هر صبح و شام می‌باری / خونْ گریه هات و قربون حق داری کوه غیرت / سنگینه این مصیبت چون همخوانی نداره / "زینب" "بازار" "اسارت" یابن الزهرا یامولا ۴ 〰〰〰〰〰〰 یابن‌الحسن کجا مجلس روضه داری آقا یابن‌الحسن کجا سر رو دیوار می‌ذاری کجا یابن‌الحسن بخون روضه‌ی بی قراری بیا سرِخورشید به نیزه است / حاملِ نیزه هم مست تماشاچی زیاده / گذرها میشه بن بست کاش حاملینِ این سر / قدری برن جلوتر تا نگاها نیفته / به حرم پیمبر یابن الزهرا یامولا ۴ . ✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼
علیه السلام (کوفه) سبک: محسن عرب خالقی شعر: 〰〰〰〰〰〰 سالار من ميرم كوفه با دست بسته حسين سالار من سرت روى نيزه نشسته حسين سالار من كى با سنگ سرت رو شكسته حسين اين دروازه مكان / يک عده بى سر و پاس اين دروازه مسير / ورود برده داراس باور كن اى برادر / اين جماعت كافر نون و خرما ميدن به / نواده هاى حيدر حسين غريب مادر ۴ 〰〰〰〰〰〰 سالار من چقدر زجر كشيدم من اين چند شبه سالار من ديگه جون من از غمت بر لبه سالار من بايد باورت شه كه اين زينبه رو نى ديدم سرت رو / رو خاكا پيكرت رو توو قتلگاه پر خون / بوسيدم حنجرت رو گهواره ها رو بردند / گوشواره ها رو بردند پيش چشماى مهتاب / ستاره ها رو بردند حسين غريب مادر ۴ 〰〰〰〰〰〰 مى بينى كه شدم از غم تو عزادار حسين مى بينى كه مى سوزم بدون علمدار حسين مى بينى كه شدم دربه در بين بازار حسين اين نامردا با گريه / ما رو اينجا كشوندن تازه اونجا ديدم كه / موى تو رو سوزوندن زينب از پا نشسته / اين نامردى كه مسته ديدم با خيزرونش / دندونت رو شكسته حسين غريب مادر
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ بعد از سه روز جسم عزیزش کفن نداشت یوسف‌ترین شهید خدا پیرهن نداشت او رفت تا که زنده کند رسم عشق را از خود گذشته بود، غم ما و من نداشت آنقدر عاشقانه به معراج رفته بود آنقدر عاشقانه که سر در بدن نداشت خورشیدِ شعله‌ور شده بر روی نیزه‌ها کنج تنور رفتن و افروختن نداشت هر کس شنید غربت او را سؤال کرد بعد از سه روز جسم عزیزش کفن نداشت؟!
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ اینجا نگـارخانـۀ گل‌هــای پـرپـر است اینجا بهشت سرخ بدن‌های بی‌سر است حیـران ستـاده‌اید چــرا ای بنـی‌اســد امـروز روز دفــن عزیــز پیمبــر است من می‌شنـاسم ایـن شهـدا را یکی‌یکی سرهایشان اگرچـه بریـده ز پیکـر است این پیکـر حبیـب بــوَد، این تـن زهیر این مسلم‌بن‌عوسجه، این عون و جعفر است این پیکـری کـه مانده به گودال قتلگاه قـرآن آیــه‌آیــۀ زهــرای اطهـر اسـت این زخم‌ها که مانده بر این نازنین بدن آثار تیر و نیزه و شمشیر و خنجر است دارد دو زخم بـر کمـر و بر جگـر نهان زخمی که هر دو باعث قتل مکرر است داغ بــرادر آمــده یـک زخـم بـر کمر زخمی که مانده بر جگرش داغ اکبر است نتـوان شمـرد زخم تنش را به دید چشم از بس که جای زخم روی زخم دیگر است این پیکـر گسیخته از هـم از آن کیست؟ این است آن علـی که شبیـه پیمبر است چیـزی نمانــده از بـدن پــاره‌پــاره‌اش زخـم تنش ز پیکـر بـابـا فـزون‌تـر است ایـن جسـم پـاره‌پـارۀ دامــاد کربـلاست کو را عروس، نیزه و شمشیر و خنجر است پیراهـن زفــاف، زره گشتــه بــر بــدن بـاران تیـر: لاله، حنـا خـون حنجر است یک کشته دفن گشته همین پشت خیمه‌ها نامش علی‌ست ذبح عظیم است و اصغر است بـا هـم کنیـد رو بـه سـوی نهـر علقمـه آنجـا تـن شـریف علمــدار لشکــر است دست و سـرش جداست ولی مثـل آفتاب در موج خون بـه دشت بلا نورگستر است «میثم!» مزار این شهدا در دل است و بس زیـرا کـه دل مقـام خداونـد اکبــر است
. راس تو را به روی نی، هرچه نظاره می کنم  سیر نمی شود دلم، نگه دو باره می کنم  ز اشک و آه سینه ام، میان آب و آتشم  چو با توام، از این میان کجا کناره می کنم  گمان کنند دشمنان، نیست به کام من زبان  ز دور بسکه با سرت، به سر اشاره می کنم  به دختران خود بگو که گوشواره ها چه شد  گریه به گوشواره نی، به گوش پاره می کنم هم سر تو بر سر نی، هم سر اکبرت زپی  گاه نگاه نگاه سوی مه، گه به ستاره می کنم  رخت به خون که رنگ زد؟ آینه را که سنگ زد  خنده زآه خویشتن به سنگ خاره می کند علی انسانی ✍ .___________________________ .
🖤🌹🌸🍀برمدارعشق🍀🌸🌹🖤 ♠️. دوبیتی_شهادت_امام_سجاد_ع♠️ ♠️ مصائب_شام♠️ ▪️♠️▪️♠️▪️♠️▪️ بسته راه چاره دید و گریه کرد طفل بی‌گهواره دید و گریه کرد دختر آواره دید و گریه کرد روسری پاره دید و گریه کرد او چهل سال است کارش گریه است این چهل سال افتخارش گریه است ▪️♠️▪️♠️▪️♠️▪️ دست بسته از زنان شرمنده شد از تمام کاروان شرمنده شد بیشتر از دختران شرمنده شد مجلس می، آنچنان شرمنده شد در میان راه تنها مرد بود بین یک جمعیتی نامرد بود ▪️♠️▪️♠️▪️♠️▪️ از غم ویرانه‌رفتن اشک ریخت پایکوبی کرد دشمن اشک ریخت لحظه‌ی معجر گرفتن اشک ریخت مرد ها دنبال یک زن...اشک ریخت هم زیارتنامه‌اش آتش گرفت هم سر و عمامه‌اش آتش گرفت ▪️♠️▪️♠️▪️♠️▪️ باورش می‌شد که غم پیرش کند؟ خواهرش را زجر زنجیرش کند زاده‌ی مرجانه تکفیرش کند حرمله اینقدر تحقیرش کند نانجیب پست با یک مشک آب پرسه می‌زد پیش چشمان رباب ▪️♠️▪️♠️▪️♠️▪️ کوچه‌های شام خیلی سخت بود سنگ‌های بام خیلی سخت بود طعنه و دشنام خیلی سخت بود جام و بزم عام خیلی سخت بود حرف‌های تند و تیزی می‌شنید واژه‌ای مثل کنیزی می‌شنید ▪️♠️▪️♠️▪️♠️▪️ خنده‌های شمر یادش مانده است ماجرای شمر یادش مانده است چکمه‌های شمر یادش مانده است جای پای شمر یادش مانده است کندی خنجر عذابش می‌دهد ضربه‌ی آخر عذابش می‌دهد ▪️♠️▪️♠️▪️♠️▪️ آمد و بال و پرش را جمع کرد دست بی‌انگشترش را جمع کرد با حصیری پیکرش را جمع کرد روی دستش حنجرش را جمع کرد صورت خود را به روی خاک زد یاد عریانی گریبان چاک زد ▪️♠️▪️♠️▪️♠️▪️ سجاده ی اشک تو ، به هر جا باز است صد جاده به سمت آسمانها باز است چشمان تو هر روز ، پر از عاشوراست چون پنجره ای که رو به دریا باز است ▪️♠️▪️♠️▪️♠️▪️ در سوگ امام ساجدین دل خون است. وز سوز غمش دیده ی دل جیحون است. رنجی که ز کربلا و کوفه تا شام او دید بیانش ز توان بيرون است. ▪️♠️▪️♠️▪️♠️▪️ شب شادی شب غم گریه می کرد به اندوهی دمادم گریه می کرد کتاب عمر او تقویم روضه است محرم تا محرم گریه می کرد (آقای مومن نژاد) ▪️♠️▪️♠️▪️♠️▪️
بی فایده ست روضه و ماتم بدون تو  بی فایده ست اشک دمادم بدون تو  ای منتقم.... جان عمو جان تان بیا  بی فایده ست ماه محرم بدون تو  چنگی به دل نمیزند آقای غصه دار  بیرق-علم - سیاهی و پرچم بدون تو  در حیرتم چگونه حسین زمانه ام  روی کتیبه سر بگذارم بدون تو  ماه محرم آمده است محتشم بخوان  "باز این چه شورش است..."درعالم بدون تو  مزه نمی دهد که دو ماه عزا شوم  سینه زن حسینیه ی غم بدون تو  دارم زفرط غصه وغم آب میشوم  درپای روضه های "مقرم " بدون تو شاعر: