#امام_زمان #نیمه_شعبان
من کیام قلب وجودم، من کیام جان جهانم
من کیام نور عیانم من کیام سرّ نهانم
من کیام کهف حصینم من کیام مهد امانم
من کیام مولای خلقت در زمین و آسمانم
من کیام فرمانروای ملک حیّ لا مکانم
من کیام فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم
من کیام من آسمانی مصلح خلق زمینم
من کیام من دست تقدیر خدا در آستینم
من کیام من وارث پیغمبر و قرآن و دینم
من کیام سر تا قدم مولا امیرالمؤمنینم
من کیام من آخرین تیر الهی در کمانم
من کیام فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم
من کیام من آفتاب یازده خورشید نورم
من کیام من مصحفم، توراتم، انجیلم، زبورم
من کیام من مظهر عفو خداوند غفورم
من کیام من آن کلیم استم که عالم گشته طورم
من یگانه مصلح عالم امام انس و جانم
من کیام فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم
ماه شعبان خنده زن بر آفتاب منظر من
بوسهگاه جدّهام زهرا جبین مادر من
سیزده معصوم را روح و روان در پیکر من
جان به قرآن میدهد لعل لب جان پرور من
نقش جاء الحقّ به بازویم شهادت بر زبانم
من کیام فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم
پیشتر از آنکه کامم تر شود از شیر مادر
داشتم بر آسمان معراج چون جدّم پیمبر
بر لبم گردید جاری آیۀ قرآن چو حیدر
بر همه مستضعفین دادم نوید فتح را سر
با گل لبخند، بابا بوسه میزد بر دهانم
من کیام فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم
من به چشم شیعیانم جلوۀ الله و نورم
من میان دوستانم، گر چه پندارند دورم
ملک هستی بحر موّاجی بود از شوق و شورم
دوستان آماده، نزدیک است ایّام ظهورم
میرسد دیگر به پایان انتظار شیعیانم
من کیام فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم
گر چه چون یوسف به چاه غیبت کبری اسیرم
هر کجا باشم به کلّ عالم خلقت امیرم
غیبتم را هست سرّی نزد دادار قدیرم
تا در اقطاع زمین با دوستانم انس گیرم
گه به سهله گه به کوفه گه به قم گه جمکرانم
من کیام فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم
من همان خون خدا هستم که در جوش و خروشم
بانگ هل من ناصر جدّم بود دائم به گوشم
پرچم سرخ حسین بن علی باشد به دوشم
پر شود از عدل این عالم به عزم سخت کوشم
چون پیمبر گلّۀ صحرای هستی را شبانم
من کیام فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم
جامۀ ختم رسل پوشیده بر قدّ رسایم
ذوالفقار مرتضی در پنجۀ مشکل گشایم
چارده خورشید پیدا در جمال دلربایم
میرسد از کعبه بر گوش همه عالم صدایم
جمع میگردند در یک لحظه گردم دوستانم
من کیام فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم
میرسد روزی که با عدلم اروپا را بگیرم
وز پی احیای قرآن کلّ دنیا را بگیرم
پنجۀ قهر افکنم حلقوم اعدا را بگیرم
داد حیدر، داد محسن، داد زهرا را بگیرم
داد ثاراللّهیان را از یزیدیها ستانم
من کیام فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم
منتظر باشید مهدیّون به امیّد وصالم
میرسد روزی که گیرم پرده از ماه جمالم
من امید مصطفی من آرزوی قلب آلم
من شما را آبرویم، عزّتم، قدرم، جلالم
من به میثم شهد وصل خویشتن را میچشانم
من کیام فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم
🔸شاعر:
#یوسف_رحیمی
_______________________
#امام_زمان_عج_ولادت
#امام_زمان_عج_مناجات
#نیمه_شعبان
دوباره مستی من بی حد و عدد شده است
مسیر شوق مرا آسمان بلد شده است
ز بنده های خدا دور، چشم بد شده است
شکوفه های بهشتی، سبد سبد شده است
دوباره عید رسیده، زمان دیدار است
دلم خوش است به اسمی که قاب دیوار است
میان میکده ها غصه استحاله شده
دوباره غورهء نارس هزار ساله شده
سبو و می به لب مست ها حواله شده
چه کوثری است که در کاسه و پیاله شده
رسیدنم درِ میخانه بی معطّلیَ است
شراب، خنده ء زهرا و خندهء علیَ است
ستاره نیست در افلاک! ریسه بندان است
قشنگ تر ز قمر، ماهِ نیمه شعبان است
عروس فاطمه خوش باش، قولِ قرآن است
همین پسر که نمک دارد و نمکدان است...
رسیده نورِ دو دنیای ما همه بشود
همیشه تاج سر آقای ما همه بشود
چه محشری شده والشمس و الضحا شدنت
مبارک است تجلّیِ ربنّا شدنت
شروع غیبت تو نه، بی انتها شدنت
امام حاضرِ سردابِ سامرا شدنت
مدار چرخش این زندگی است، حرکت تو
رسیده روزی عمرم فقط به برکت تو
قناتِ خشک شدم! پس کجایی اقیانوس
جهنم است برایم بهشتِ بی طاووس
حرم همیشه به یاد تو می روم پابوس
توکربلا، تو نجف، مکه و مدینه و طوس
ضریح چشم تَرِ عاشقان پُر از گره است
گدای سامره ات بیقرار تذکره است
چه خوب میشود از تو به ما امان برسد
نشانِ خیمه ات ای یارِ بی نشان برسد
جواب نامه ام از چاه جمکران برسد
قرار بود ظهورت به دادمان برسد
چه قرن ها که شروع و تمام شد بی تو
چه لقمه ها که حلال و حرام شد بی تو
رها شدیم! بیا در حصارمان بکشی
شبیه شیخ مفیدت به کارمان بکشی
دوباره دست به چشمان تارمان بکشی
از این مجالس عصیان کنارمان بکشی
از اشتباه زیادِ همه نرنجیدی
همیشه دردسرت داده ایم و بخشیدی
اگرچه جشنِ تو جای گله گذاری نیست
درون سینهء من قلب بیقراری نیست
ز دوری تو مرا اشک های جاری نیست
بهار آمده اما دلم بهاری نیست
نیامدی و خودم را دگر نمی بخشم
فراق را ز خودم بیشتر نمی بخشم
گدای صاف و صمیمی سابقت نشدم
رفیق بی کلک و خوب و صادقت نشدم
خجالت از تو کشیدم که لایقت نشدم
تو عاشقم شدی اما من عاشقت نشدم
قرارِ آخرِ هفته همیشه یادم رفت
من آبروی ترا هم به باد دادم رفت
فدای تو بشوم که پر از غم و دردی
دروغ گفتن من را به رو نیاوردی
در این زمانهء نامردها، خودت مردی
همیشه بارِ گناه مرا سبک کردی
میان عشق من و تو اگر مغالطه شد
مرا خرید علی و حسین واسطه شد
شاعر: #رضا_دین_پرور
#امام_زمان_عج_ولادت
#امام_زمان_عج_مناجات
مینویسیم که دلدار بخواند ما را
کاشکی نامهرسانی برساند ما را
چه بگوییم که اعدام صدا آزاد است
مینویسیم، قلم منتقم فریاد است
بسمربّالْقلم؛ ای آیهی موعود سلام!
از لبِ تشنهلبان میچکد «ای رود سلام!»
اگر از حال دل بیخبران جویایی
اگر از بغضِ نگاهِ نگران جویایی ...
غصهای نیست، به جز غربتِ جانفرسایت
نیست غم؛ جز غمِ هجرانِ جوانفرسایت
چشممان کور شد از بسکه ندیدیم تو را
گوشمان کر شده از بس نشنیدیم تو را
دلمان گوشهای از بیخبریها پوسید
لبمان نامِ تو را جای قدومت بوسید
چه بگوییم، نگفته همه را میدانی
نامهای را که نوشته نشده میخوانی
الغرض؛ بی سپری در دلِ دشمن سخت است
تکیه بر دوستیِ باد سپردن سخت است
گرگهای دِهِ ما میش، نه؛ چوپان شدهاند
دُزدهامان جلوی قافله پنهان شدهاند
آنکه اجدادِ تو را تا به پیمبر کشته
روضه در روضه خودش را سرِ منبر کشته
لشکرِ بیخبران از خبرت میگویند
دشمنانِ پدرت؛ از پدرت میگویند
گرچه خود دشمن عَدلاند، ولی میگویند
عمروعاصان سخن از عدلِ علی میگویند
شمرکیشانِ زمان دورِ سرت میگردند
کوفیان؛ دور و برِ نامهبرت میگردند
جمعهی وصل، در آوار زمان پیر شده
روز موعود بیا؛ آمدنت دیر شده
کاش تا خیمهی سبزت قدمی پل بزنیم
پیش چشمان ترت حرفِ تغزّل بزنیم ...
پادشاها! چقدَر دردِ نداری سخت است
بین آبادی خود؛ بی کس و کاری سخت است
اشک، شد دانهی تسبیح و زمین را پُر کرد
با چنین سیلِ غمی لحظهشماری سخت است
وسط لشکری از دشمنِ باران دیده
ابر باشی ولی از ترس، نباری سخت است
از سرِ «منتظِرآبادِ ظهورت» بروی
دل به صحرای غریبی بسپاری سخت است
در زمینی که به عشقت شده نرگسکاری
مثلِ هر جمعه؛ گُلِ اشک بکاری سخت است
گوشهی شهرِ چراغان شده از میلادت
سر به دیوار غریبی بگذاری سخت است
گر چه حرف از تو دروغیست، که در تکرار است
بینِ ما بی عملان مردِ عمل بسیار است
جادهی چشمِ نگاهِ نگران مرطوب است
یوسف از راه بیا؛ شهر پر از یعقوب است
جانِ «عَجّل فَرج»؛ ای روح دعا منتظریم
«منتَظَر» با دلِمان راه بیا منتظریم!
شاعر: #رضا_قاسمی
#امام_عصر علیهالسلام
#سرود
🔹بیا امام مهربون🔹
اون روزی که سحرش میای
غروبشم چه غروبیه
وقتی میاد اسم تو میگم
دنیا هنوز جای خوبیه
به خاطر تو
ابرا، بارون میبارن و
گلها زیبایی دارن و
شبها، غرق ستارهن
یا اباصالح
با وجود تو
دنیا زیبایی داره و
امید معنایی داره و
عالم فردایی داره
یا اباصالح
بیا ذخیرۀ خدا
توی زمین و آسمون
بیا امام مهربون
یا صاحب الزمون
«یا حُجَّةَ الأرضِ و السَّما
بِیُمنِکَ رُزِقَ الوَری»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتی بیای تازه اولِ
محبت و بندگی میشه
دنیامونو میسازی با عشق
زندگیا زندگی میشه
به خاطر تو
پروانه پر میگیره و
گل میده خاک تیره و
دنیا بیتو میمیره
یا اباصالح
به وجود تو
خورشید لبخند میزنه و
صبح دنیا روشنه و
صحرا گلپیرهنه
یا اباصالح
دل ما رو آشتی بده
با خدای رنگین کمون
بیا امام مهربون
یا صاحب الزمون
«یا حُجَّةَ الأرضِ و السَّما
بِیُمنِکَ رُزِقَ الوَری»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو دستای دل عالمو
به دستای آسمون میدی
تو شیوهٔ مهربونی رو
به قلبای ما نشون میدی
اگه تو بخوای
مردم همزبون میشن و
اهل آسمون میشن و
با هم مهربون میشن
یا اباصالح
اگه تو بیای
دلها یکصدا میشه و
فردا واسه ما میشه و
عالم کربلا میشه
یا اباصالح
دل همه به دستته
تویی امام قلبمون
بیا امام مهربون
یا صاحب الزمون
«یا حُجَّةَ الأرضِ و السَّما
بِیُمنِکَ رُزِقَ الوَری»
شاعر و نغمهپرداز: #محمدرضا_رضایی
#امام_زمان_مناجات
#هذا_یوم_الجمعه
مژده ی صبح ظهور و ظفرش می آید
مرد تنهای زمین از سفرش می آید
مرهم درد بشر جمعه ی موعود خدا
با همان سیصد و اندی نفرش می آید
سالیانیست که رزق همه آدم ها
از دل نافله های سحرش می آید
او به دنبال گرفتار پریشان راهی ست
آه من هم که بگیرد اثرش می آید
بوی خاکستر پروانه بپیچد همه جا
شمع هر جمع که باشد خبرش می آید
شب طوفانی و ابری دل دریا خون است
برسانید به دریا قمرش می آید
به امیدی در میخانه نشستم همه شب
که در این کوچه شبی رهگذرش می آید
از نگاهش به خدا معجزه ها می ریزد
خلق روح القدس از یک نظرش می آید
صاحب مجلس مادر خود آقا باشد
رزق اشک همه از چشم ترش می آید
**
روضه این است خدایا که زن حامله ایی
بین دعوا چه بلایی به سرش می آید
شعله ها از طرفی... ضرب لگد از سویی
تازیانه طرف بال و پرش می آید
بینِ دیوار و در و شعله و سیلی دارد ...
ناله وای حسین از جگرش می آید
#حسین_رحمانی
🤲العجلالعجل
✨💫آسمان غرق خیال است کجایی آقا؟
✨💫آخرین جمعه سال است کجایی آقا؟
✨💫یک نفس عاشق اگر بود زمین میفهمید
✨💫عاشقی بی تو محال است کجایی آقا؟
✨💫در هیاهوی شب عید تو را گم کردیم
💫✨غـافـل از اینکه شمـا اصـل بهاری آقا
💠الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج.
🍃 #کانال_سبک_شعر_باب_الحرم