eitaa logo
کتیبه و پرچم باب الحرم
10.2هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
74 ویدیو
568 فایل
فروشگاه باب الحرم↶ @babolharam_shop ثبت سفارش👇 @babolharam_shop_admin شماره تماس: 📞09052226697 ☎️ 02155970902 ☎️ 02155970903 آدرس:شهرری خیابان آستانه نبش کوچه شهید رجبی سایت فروشگاه↶ 🌐 shop.babolharam.net زیر نظر کانال متن روضه👇 @babolharam_net
مشاهده در ایتا
دانلود
مثل طفلي که فقط دارد به مادر احتياج عاشق ديوانه هم دارد به ساغر احتياج مي بده ساقي به ما از باغ انگور نجف ما فقط داريم بر ساقي کوثر احتياج ما همه محتاج و تنها قاضي الحاجات اوست عالم خلقت همه دارد به حيدر احتياج نه فقط عيسي و نوح و آدم و موسي و خضر بلکه دارد بر علي حتي پيمبر احتياج در نوشتن از علي اينجا قلم کافي نبود شهريار و صد صغير و محتشم کافي نبود فتح خيبر شمه اي از قدرت انگشت اوست وقت جنگ مرتضي تيغ دودم کافي نبود در رکوعش هم گدايش دست خالي رد نشد پس براي وصف او شاه کرم کافي نبود بود خالي جاي صحن حضرت زهرا نجف جا براي عاشقانش در حرم کافي نبود @babollharam
امشب از دردِ‌ عشق سرشاریم آتشی داغ، در نهان داریم هم‌نوا با امامِ منتظران اشک بر دیده و عزاداریم مرقدش تکه‌ای زِ افلاک است مدفنِ چار پیکرِ پاک است در حقیقت بقیع، ویران نیست سینه‌ی ماست این‌چنین چاک است باغ همراهِ برگ و بارش سوخت برگ‌ریزان شد و بهارش سوخت خانه نه،... بلکه "مهبطِ وحی" است آن‌چه آن‌روز در کنارش سوخت دلِ بی‌تابِ شیعه را خون کرد بر پلیدیِ خویش افزون کرد لعن و نفرین به قاتلش منصور تیغ را از غلاف بیرون کرد هرچه شمشیر را نشان می‌داد منصرف می‌شد و امان می‌داد... ...عاقبت زهر کارِ خود را کرد ششمین نور، داشت جان می‌داد جام را سرکشید و رفت از حال سینه‌اش از مَلال مالامال آخرین لحظه یادِ جدش بود: السلام ای قتیلِ در گودال! خوب شد باز تشنه‌کام نشد هدفِ سنگِ پشتِ بام نشد رشته‌های رگِ بریده‌ی او... سخنم باز هم تمام نشد @babollharam ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‍ سینه زنی شهادت حضرت امام صادق علیه السلام به قلم کربلایی صابر ثمودی سبک .سینه ده مسمار یاروه آغلارام زهرا آغلارام زهرا ای صادق آل علی جان سنه قربان ای فاطمه دردانه سی قیل بیزه احسان یا مولا...یا مولا ای درگهی بابُ الرَّجا حجّتِ یکتا ای وارث علمِ نبی دلبر طاها پشت و پناه ِ شیعه سن زادهء زهرا ای یادگار مرتضی آیت سبحان ای علم و دانش قلّه سین فتح ائدن مولا لقمانیلر حیران قالار عِلمیوَه آقا ای جود و بخشش صاحبی منصبی والا ایله عنایت بیزلره منبع احسان سن جعفریلر مذهبین ایلدون بنیاد رنج و محندن شیعه نی ایلدون آزاد قول شفاعتلن بیزی ایلدون دلشاد امداده گل محشر گونی مظهر یزدان درگاهیوی یاندیردیلار فرقه اشرار قولاریوه ووردی رسن ایلدی آزار احوالیوه آغلار سنون کشته ی مسمار ای وای اوغول وای سسلنر دیده سی گریان اولدون اسیر ِ اهل کین هشتمین معصوم شهر پیمبرده اولان بیکس و مظلوم منصور بی شرم و حیا ایلدی مسموم سالدی ایاقدان زهر کین ایلدون افغان داده چاغیردون گل ننه قلبیم اوتلاندی ائتدی اثر شریانیمه اود دوتوب یاندی امدادیمه تئز گل ننه گوز یاشیم قاندی آغلور منیم احوالیمه عالم امکان یاتدون بقیعده قلبی قان سرور خوبان خاک بقیع نی ایلدون روضه رضوان دعوت ایله سن بیزلری قبریوه مهمان آغلار ثمودی سسلنر قبریوه قربان سبک وشعر مداحی @babollharam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
چون خلیل الله،اما شعله گلزارش نشد آنکه آتش آمد و حرمت نگه دارش نشد گنج علمش زیر طوق جهل بی دینان اسیر، دست ظلمت کیشِ دوران،یار افکارش نشد سرگذشتش را پر از مهر و گذشت آورده اند، قدر دانی، پاسخ آن کوه ایثارش نشد صبح صادق بود اما تیره شد ایام او، سهم ظالم،یاریِ چشمان بیدارش نشد گر چه دل خون شد ز دست شعله های در امام، لا اقل چون فاطمه درگیر مسمارش نشد کربلا را در میان خانه و در کوچه دید پیرمردی که در آن غربت کسی یارش نشد @babollharam
212.9K
▪️نوحه سنتی شهادت امام صادق علیه السلام دوباره مدینه غرق سوگ وعزا شد عزای امامی از نسل مصطفی شد عمرش رسیده آخر مولا امام جعفر واویلتا واویلا، واویلتا واویلا... در خانهٔ صادق از کین آتش بپا شد یاد مادر افتاد نالان از این جفا شد با چشمانی چون دریا می زد صدا یا زهرا واویلتا واویلا، واویلتا واویلا... تن بیمار او، بس زار وناتوان است بهار عمر او دیگر رو به خزان است عدو چون نانجیب است ذکرش امن یجیب است واویلتا واویلا، واویلتا واویلا... بر زانو گرفته مولا کاظم سرش را کرده غسل وکفن پیکر پدرش را از دیده خون ببارد برخاکش می سپارد واویلتا واویلا، واویلتا واویلا... با اینکه مدینه پر از چراغ ونور است کنار مزار صادق چه سوت وکور است باید که جان ببازیم بهرش حرم بسازیم واویلتا واویلا، واویلتا واویلا... @babollharam ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌ ‌ مرا عجیب گرفتار کربـــــلا کردی بگو چگونه از عشق تو دست بردارم...🖤 این قصه‌ازحوالے دریا شروع شد باتاروپود چادر زهرا شروع شد خورشید سرزد و سفرما به‌ڪربلا بایڪ سلام صبح به‌مولا شروع شد @babollharam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام ما به حضرت صادق آل مصطفی سلام ما به محضر رئیس مکتب هُدی سلام ما به اشک او که بود جاری از دو عین سلام ما به بانی مجلس روضه حسین جهاد علم را شما به ما نموده ای عطا آموختی به شیعیان مهرو محبت و وفا حوزه ی مشهد و قم است گوشه ای از کرامتت بغض گلو می شکند به روضه شهادتت شیخ الائمه بودی و پای برهنه پس چرا ابن ربیع پَست کشاند میان کوچه از جفا یاد رقیه بوده ای گمان کنم در آن میان یاد سه ساله ای که شد درد و غمش بی امان حال که رسید به کوچه ها روضه دست بسته ات بگم ز داغ سیلی و مادر دلشکسته ات بگم چه شد در آن میان یا که امام حسن چه دید حسن درد سیلی رو میان کوچه ها چشید جوان مادری که شد ز داغ و غصه قد کمان صادق ال مصطفی بیا شما روضه بخوان شما بگو ز آتش و وحشت و اظطرابها هَجمه ی دشمن به حرم دلهره ی ربابها شما کجا و مجلس حرامیان بی حیا مجلس میگسار ها مجلس اشقی الاشقیا عمه سادات کجا مجلس اغیار کجا دختر زهرا کجا کوچه و بازار کجا @babollharam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
باز ما را چشمه‌ای از اشک جاری داده‌اند روز و شب خاصیت ابر بهاری داده‌اند سینه شد کانون آه و دیده شد دریای اشک آب و آتش باز با هم دست یاری داده‌اند در غروب صبح صادق، ماه پنهان کرد روی شب‌نشینان فلک را بی‌قراری داده‌اند بر زمین سیل بلا جاری نشد، یا قدسیان آسمان را در عزایش بردباری داده‌اند؟ کعبه هم، در هجر اسماعیلِ زهرا، ندبه کرد زین سبب او را ردای سوگواری داده‌اند شد شهید آخر، مسیحایی که از انفاس او دانش و دین را قوام و استواری داده‌اند پیروان مذهب این آفتاب عشق را معرفت آموختند و رستگاری داده‌اند.. شد پریشان، خاطرِ صدیقۀ زهرا که دید از نمک مرهم برای زخم کاری داده‌اند دل بدین گلشن چه می‌بندی پس از تاراج گل؟ این چمن را آب از بی‌اعتباری داده‌اند سرمه کن خاک بقیعش را که در آن آستان عرشیان را رتبۀ خدمت‌گزاری داده‌اند شب که تاریک است آنجا، پرتو مهتاب را در گذرگاه نسیم آیینه‌داری داده‌اند گر چراغ لاله‌ای روی مزار او نسوخت لاله‌ها پایان به این چشم‌انتظاری داده‌اند آب شد شمع وجودش پشت دیوار بقیع هر که را پروانۀ شب‌زنده‌داری داده‌اند تا محبان را فراخواند به پابوس امام اشک‌های ما به دل، امیدواری داده‌اند @babollharam