⚙️ تو اگر محصولت را به غرب بدهی، غربی هستی.
🇮🇷 روی قالیِ ایرانی زندگی کنی و ناهار قرمه سبزی بخوری و وان یکاد آویزان کنی در آفیسِ دانشگاهت و شبِ جمعهها هم بروی دعای کمیل، انتهای کار با همهی این خواص می توانی ایرانی نباشی...
🔻مگر می توان چرخ دندهی ماشینی بود و آن ماشین را نفی کرد؟🔺
✍🏻 #رضا_امیرخانی
📙 نشت نشا
#متن_کوتاه
#معرفی_کتاب
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔸 بله، شما ممکن است در فلان تشکیلات، تصمیمگیر نباشید امّا میتوانید تصمیمساز باشید.
🔹 پس آرمانها را دنبال کنیم. من چند مصداق از مصادیق آرمانها را عرض کردم لکن فقط اینها نیست؛ بگردید در مجموعهی بیانات امام، در مجموعهی معارف انقلاب اسلامی، در مطالعهی دقیق قرآن و نهجالبلاغه، آرمانها را فهرست کنید، طبقهبندی کنید، دستهبندی کنید، روی اینها کار کنید و بر آرمانها ایستادگی کنید.
🔸 یعنی واقعیّتها نباید ما را از آرمانها دور کند؛ واقعیّتها باید مثل پلّکانی ما را به آرمانها نزدیک کند.
🔹 اگر یک واقعیّتِ مزاحمی هم پیدا شد، با آن مقابله کنیم، معارضه کنیم، از سر راه برداریم؛ آرمانخواهی یعنی این. البتّه نقطهی مقابلش -همانطور که عرض کردم- محافظهکاری است؛ یعنی با واقعیّتها بسازیم، بدش را هم قبول کنیم، خوبش را هم قبول کنیم، بهعنوان اینکه «چهکار میشود کرد، چارهای نداریم» بگذرانیم که خب، بدیهی است که سرنوشت یک چنین ملّتی به کجا خواهد رسید.
🗓️ بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان
۱۳۹۴/۰۴/۲۰
#رهبر_نویسندگان
#نویسنده_متعهد
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗡️ سلین از همان آغاز در جای امن نایستاد. او بهجای آشتی و مصلحت، قلمش را به اسلحهای بدل کرد که هیچچیز و هیچکس از آن در امان نبود.
🎯 سیاست و جامعه، هنجار و اخلاق، همه در تیررس قرار میگرفتند. کلماتش نرم نمیکردند؛ میخراشیدند، زخمی میزدند و همان زخم را دوباره میکاویدند.
🗺️ او اعتقاد نداشت که ادبیات باید امید بسازد یا آرامش بیاورد؛ برعکس، جهان را همانطور که میدید ــ تیره، بیمار و فروریخته ــ روی کاغذ میآورد.
#سرگذشت
#لویی_فردینانسلین
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
⬆️⬆️⬆️
🔊 صوتهای جلسه دوم خوانش بهانش (گلستان سعدی)
🗓️ ۱۸ آبان 1404
🎙️ استاد سعید احمدی
#گزارش_صوتی
#گزارشات
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔅 یک روز معمولی در نجف، میتونه اینطوری باشه...
🕙 شب، هنوز عقربهها روی ده نرسیده، چشمهات گرم میشن و خوابت میبره. قبل از اذان صبح، بیصدا از خواب بیدار میشی، وضو میگیری و از کوچههای حيّ الحنّانة راه میافتی. خیابون نیمهتاریکه و صدای گامهات با آرامش نجف یکی میشه. قدم به قدم نزدیکتر میشی تا برسی به حرم امیرالمؤمنین علیهالسلام.
🤲🏻 نماز صبح رو میخونی، تعقیبات رو زمزمه میکنی و با دلی پر از شوق، زیارتی شیرین انجام میدی. بعد، راهت رو کج میکنی سمت بازار حویش. هوای صبحگاهی، بوی نان تازه و صدای مغازهدارها، بازار رو زنده کرده. میری توی یه کبابی کوچیک؛ دو سیخ کباب عراقی با چاشنی گوجه و پیاز کبابی سفارش میدی. صاحب مغازه هم دو تا نون تنوری داغ از نونوایی کناری میاره.
☕ نوشیدنی نمیگیری. چون میدونی بعدش نوبت چای ابوسام میرسه. بساطش از بعد از نماز صبح به راهه. همونجا دو استکان چای تازهدم عراقی میخوری؛ تلخ، پررنگ و دلچسب. ساعت رو نگاه میکنی: هنوز هفت صبح هم نشده.
🌱 سرحالتر از همیشه میری سر کار، کارها رو جمعوجور میکنی. عصر، حوالی چهار یا پنج برمیگردی خونه. غروب که صدای اذان مغرب بلند میشه، میری مسجد حنانه و نماز مغرب و عشا رو اونجا میخونی.
🏠 بعد از نماز، خونه منتظرته: سفره شام، خندههای خانواده و لحظههای گرم دورهمی. شب، قبل از ده، دوباره خواب چشمهات رو میدزده.
✨ و اینطوری، یه روز ساده در نجف، میشه شیرینترین تکرار زندگی.
#روایت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 هنر متعالی در بیانات امام خمینی (ره)
(قسمت اول)
🔸 هنر در اسلام، برخلاف دیگر جوامع از مفهوم «هنر برای هنر» پیروی نمیکند، هنر در اسلام، ابزاری است ارزشمند برای نیل به اهداف الهی.
🔹 هنر در مدرسه عشق نشاندهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیمِ روشن عدالت و شرافت و انصاف، و تجسیم تلخکامی گرسنگانِ مغضوبِ قدرت و پول است.
🔸 روشن است که هنری مورد قبول اسلام است که با بهرهگیری از تعالیم دینی و دستورات الهی راهنمای مسیر درست زندگی و هدف الهی آن باشد. هنر مورد قبول در دیدگاه اسلامی، هنری است که رذائل را نکوهش میکند. هنر اسلامی علاوه بر زندگی فردی، زندگی اجتماعی بشر را نیز تحتالشعاع قرار میدهد.
🔻 تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی (ص)، اسلام ائمه هدی (ع)، اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگانِ تاریخِ تلخ و شرمآور محرومیتها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خونآشام و نابودکننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بیدرد، و در یک کلمه «اسلام امریکایی» باشد. 🔺
🎙️ امام خمینی (ره)
🗓️ پیام به هنرمندان و خانواده شهدا ۳۰ شهریور ۱۳۶۷
#رهبر_نویسندگان
#نویسنده_متعهد
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
⚖️ عدالت گمشده در جهان ماده
🌍 در جهانی که ذاتش تزاحم است، حتی اگر موعود قیام کند، عدالت فقط رخ مینماید نه استقرار.
🔸 جهان ماده، خود بر اصل تفاوت و تعارض بنا شده است. هیچ ذرّهای در این مرتبه به کمال نمیرسد مگر به قیمت نفی دیگری. از اینرو، عدالت در چنین عالمی هرگز نمیتواند به معنای «تحقق تمامی حق» پدید آید؛ زیرا هر سامان اجتماعی، هر دولتِ صالح و هر نظام معرفتی در بستر محدودیت و امکان شکل میگیرد، نه در افق وجوب وجود. غیبت انسان کامل از این عرصه، در واقع غیبت حضور مطلق حق در ساحت محسوس است؛ و هر نظمی که بر ماده متکی باشد، ناگزیر از آسیب کثرت و تزاحم خواهد بود اگر بنیادش بر ولایت نهاده شود.
🔹 دولتِ حق نیز، تا هنگامی که در نشئهی دنیا مستقر است، در قلمرو «کثرت» عمل میکند. نسبت حق با ماده، نسبت اشراق نور بر سطح ناهموار است: روشن میکند، اما همسطح نمیسازد. با آمدن موعود، عدالت اجتماعی به اوج تاریخی خود میرسد؛ یعنی به تمامیت قابل تحقق در زمان و مکان. لیکن این تمامیت، نسخهی زمینی عدل است، نه نفس عدل. مقصد ظهور، آشکارکردن معناست در دل تاریخ، نه رفع ذات تاریخ.
🔸 از منظر وجودی، ماده محطّ تفصیل است و تفصیل با جمع جمع نمیشود. عدالت حقیقی تنها در مرتبهی جمع وجود میسر است، آنجا که هیچ تمایز و تزاحمی باقی نیست. و چون عالم ماده، مرتبهی نزول است، بهناچار عدالت در آن «پیوسته در راه» است؛ نه ساکن، نه مطلق، بلکه سیّال در نسبت میان ارادهی انسان و اشراق حق. ظهور موعود این نسبت را از پراکندگی میرهاند، اما از نقص ذاتی عالم طبیعت آزاد نمیکند.
🔹 در چنین قرائتی، عدالتِ موعود را باید «بزرگترین تحقق نسبی» دانست، نه پایان امکان. او دولت حق را بر مدار معنا بنا میکند، اما معنا را از قید طبیعت نمیرهاند. به همین دلیل است که حتی در دولتِ عدل، فقر و تفاوت، مرگ و تولد، جهل و ایمان، همچنان در جریاناند؛ اما هر یک در جای خود معنا مییابند، بیاضطراب و بیافراط.
🔸 شاید از این منظر بتوان گفت: عدالت در این نشئه هیچگاه حادثهی نهایی نمیشود؛ بلکه حالتی است از حضورِ حق در امکان بشر. در جهان ماده، حق اقامت ندارد، تنها امانت دارد و انسان موعود، حافظ همین امانت است. عدالت او، فرونشاندن شر نیست، بلکه فهم محدودیت شر در برابر نورِ حق است.
🔹 و اینگونه، جهان ما حتی با قیامِ موعود، هنوز جهان تزاحم است؛ امّا تزاحمی که دیگر معنا دارد، نه آشوب. عدالتی که هنوز ناقص است، امّا از نقص خود آگاه شده؛ و همین آگاهی، آغاز رهایی است.
✍🏻 جواد جعفری
#یادداشت_اختصاصی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh