سرداران شهید باکری
#رسم_خوبان
🍀در خواستگاری از شغلش گفت و از سختی هایی که ممکن است به جهت شغلش داشته باشیم، و مهمترین چیزی که گفت این بود که دوست دارم همسر آینده من راضی و راز دار باشد، اگر گاهی نان شب نداشتیم بخوریم، کسی نباید بفهمد و اگر برایمان مائده آسمانی از آسمان آمد هم کسی نباید بداند و باید به آن چیزهایی که داریم راضی باشیم و همیشه شکر گذار...
🍀بعد از صحبتهایش فهمیدم که معرفتش خیلی بیشتر از آن چیزی هست که همیشه از خدا میخواستم. مهریه ام ۱۱۴ سکه و یک جلد قرآن کریم بود. روح الله خوش اخلاق و شوخ طبع بودند، دائم الوضو و دائم الذکر بودند، شبها قبل از خواب سوره واقعه میخواندند و صبح ها دعای عهد ایشان ترک نمیشد، به نماز اول وقت و جماعت و به نماز جمعه اهمیت زیادی میدادند، عاشق و مطیع امر رهبری بودند.
🍀یکی از چیزهایی که خیلی بدش میآمد غیبت کردن بود، روی چشم و هم چشمی و سنتهای غلط حساس بود، اگر مهمانی میرفتیم که چند نوع غذا داشتند، ناراحت میشد و میگفتند: با یک نوع غذا هم سیر میشدیم. وقتی چیزی میخرید توجه میکرد که فروشنده فرد مومن و حلال خور باشد، از فروشنده بیحجاب خرید نمیکرد، هر چند ارزانتر هم میفروخت، در مورد خمس خیلی دقت داشت، تاریخ خمسی مشخص داشت ؛ وقتی به کسی قرض میداد سعی میکرد کسی متوجه نشود، حتی من.
🍀زندگی نامه شهدا را میخواند و دوست داشت خودش و زندگیش را شبیه شهدا بکند، هر وقت شهیدی می آوردند، دوست داشت باهم و همراه محمد رسول در مراسمات شرکت کنیم، و به شوخی میگفتند: دفعه بعدی دیگه نوبت من هست که بروم.
#شهید_روحالله_صحرایی🌷
#سالروز_شهادت
جنگ حسین گونه بسیجیها در پل مقاومت
_________________
به روایت حاج علی یوسفی
جانشین گردان حضرت علی اکبر ع لشگر مقدس ۳۱ عاشورا
قرار بود عملیات بزرگی در مقابل جزیره مینو، شرق خرمشهر در اطراف کارخانه پتروشیمی عراق انجام گیرد.
غواص ها باید از اروند گذشته و جزیره ماهی ، ام الرصاص ، ام الطویله و چند جزیره دیگر را تصرف کنند .
بعد نیروهای دیگر وارد عمل شوند.
ماموریت گردان حضرت علی اکبر ع از لشگر ۳۱ عاشورا مشخص و گروهانها و دسته ها توجیه شده بودند .
نیروهای قبل از عملیات به نخلستانی در غرب خرمشهر پائین تر از پل نو منتقل شدند .
خاطرات زیادی در این چند شب در نخلستان وجود دارد از نماز شب ها و دعا ها و حلالیت طلبیدن ها.
عملیات کربلای ۴ شروع شد. غواص ها از کانالی که عمود بر اروند بود ، عبور کردند و گردان علی اکبر در همان کانال مستقر شد .
جنگ سختی آغاز شد متاسفانه عملیات موفقیت چندانی نداشت . دستور عقب نشینی صادر شد و نیرو ها را سریعا به موقعیت اجاقلو انتقال دادیم .
دشمن تبلیغات زیادی در دنیا کرد و گفت ایران قادر نخواهد بود تا یک سال دیگر در جنوب عملیاتی انجام دهد .
لذا مسئولین و فرماندهان رده بالا تصمیم گرفتند غرور صدام را بشکنند. و در سخت ترین و پیچیده ترین منطقه شلمچه عملیات انجام دهند .
روز موعود فرا رسید ، گردانها از طریق کانالی به شلمچه نزدیک آب گرفتگی ( ابتدای نهر عرایض ) انتقال داده شدند .
البته در این چند روز امدادهای غیبی شامل حال رزمندگان شد و هوا ابری و مه آلود شده ودید دشمن را از بین برده بود .
ادامه دارد..............
@bakeri_channel