🌐📝🌐📝🌐
💢پرسش:
🔰آیا #میثم_تمار ایرانی بود؟ او چه سرگذشتی داشت؟
✍️پاسخ:
✅«میثم بن یحیای تمار»، از بزرگان شیعه و از افرادی است که در راه تشیع خود و محبت امام علی(ع) در اواخر سال 60 هجری به شهادت رسید. او از بردگان زنی از قبیلۀ بنی اسد بود که حضرت علی (ع) او را خریده و آزاد کرد و سپس یکی از یاران مخلص امام علی(ع) و بعد از ایشان از اصحاب امام حسن(ع) و امام حسین(ع) شد.
🔹برده بودن میثم اشاره به این دارد که وی از مردم عجم بوده و برخی از محققان به صراحت وی را ایرانی دانسته اند و این نکته بعید نیست که وی ایرانی باشد.
🔸 امام علی(ع) آیندۀ میثم را از سالها قبل به او گوشزد کرده بودند، در روایت آمده است که: روزی امیر المؤمنین (ع) به او فرمود: همانا تو پس از من گرفتار شده و به دار آویخته خواهی شد و چون سومین روز (به دار کشیدنت) شود از سوراخهاى بینى و دهانت خون جاری شود که ریشت را رنگین نماید، پس چشم به راه آن خضاب (و رنگین شدن) باش! بدان که تو بر در خانه «عمرو بن حریث» به دار آویخته خواهى شد، و تو دهمین نفرى هستی که در آنجا به دار آویخته شده و چوب تو (که بر آن به دارت زنند) کوتاهتر از آنان است.
🔹زمانی که عبید اللَّه بن زیاد والی کوفه شد ؛ دستور داد او را گرفته و به نزدش آوردند، به عبید اللَّه گفتند: این مرد از نیکوکارترین مردمان (و نزدیکترین آنان) در نزد على(ع) بود، گفت: واى بر شما این مرد عجمى (چنین بود)؟گفته شد: آرى!
🔸عبید اللَّه به او گفت: خداى تو کجا است؟ میثم گفت: در کمین هر ستمکارى است و تو یکى از آن ستمکاران هستى، پسر زیاد گفت: تو ای عجمى! به این جرأت رسیدهای که هر چه خواهى بگوئى! آقایت (على بن ابی طالب) گفته که من با تو چه خواهم کرد؟!
🔹میثم گفت: به من خبر داده که تو مرا (زنده) بر دار میکشی! و من میدانم بر چوب کدام درخت و در کجا و چگونه به شهادت میرسم.
🔸عبید الله امر کرد تا دو دست و دو پاى وى را قطع کردند، اما او با همین وضعیت بر بالاى چوبه دار مشغول به بیان فضائل أمیر المؤمنین (ع) بود، گویا خطیبى است که بر روى چوبهها سخن مىگوید. عبید الله دستور داد تا زبان او را بیرون آوردند و بریدند، سپس شکمش را دریدند تا آن که به شهادت رسید.
🔹و چنین بود که میثم همان طور که امام علی(ع) پیشبینی کرده بود به شهادت رسید و شهادت او ده روز قبل از آمدن امام حسین(ع) به عراق بود.
📎 #تاریخی
📎 #سالروز_شهادت_میثم_تمار
🌐منبع:مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
🔴پایگاه اطلاع رسانی بلاغ
🆔 @balagh_ir
🌐📝🌐📝🌐
💢پرسش:
🔰آیا انجام #مباهله باید توسط معصوم باشد؟ افرادی مثل من وشما هم مجوز انجام مباهله را داریم؟
✍️پاسخ:
✅اولا: با توجه به شأن نزول آیۀ شریفۀ مباهله که روی سخنش تنها به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است، شاید گفته شود که مباهله مخصوص زمان پیامبر است، ولی این سخن درستی نیست و نمی توان مباهله را ویژۀ زمان پیامبر(ص) دانست، بلکه دیگر مؤمنان نیز می توانند مباهله کنند.
📌ثانیا : شکی نیست که آیۀ شریفۀ مباهله یک دستور کلی برای دعوت به مباهله به مسلمانان نمی دهد بلکه روی سخن در آن تنها با پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است، ولی این موضوع مانع از آن نخواهد بود که مباهله در برابر مخالفان یک حکم عمومی باشد و افراد با ایمان که از تقوا و خدا پرستی کامل برخوردارند هنگامی که استدلالات آن ها در برابر دشمنان بر اثر لجاجت به جایی نرسد، آن ها را دعوت به مباهله کنند.(1)
📌ثالثاً: از روایاتی که در منابع اسلامی نقل شده نیز عمومیت این حکم استفاده می شود؛ مرحوم کلینی، در کافی حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که به یکی از اصحاب خویش فرمود: «اگر مخالفان سخنان حقت را نپذیرفتند آن ها را به مباهله دعوت کن.»(2)
☘️از این رو می توان معتقد بود که هر کس با حفظ شرایطی برای اثبات حقانیت خویش در مقابل دشمنان ایمانی اش، بتواند مباهله کند.
📚منابع:
(1) مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 2، ص 589.
(2) کلینی، الکافی، ج 2، ص 513.
📎 #تاریخی
📎 #مباهله
🌐منبع:مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
🔴پایگاه اطلاع رسانی بلاغ
🆔 @balagh_ir
🏴◾️◾️🏴
💢پرسش:
🔰در طول مسیر اسارت اهلبیت امام حسین(ع) در کدام یک از منازل از کاروان اهلبیت(ع) تجلیل شد؟
✍️پاسخ:
✅گزارش دقیقی از نحوه اقامت اهلبیت امام حسین(ع) در یکایک منازل بین کوفه و شام وجود ندارد، و جز چند گزارش، بیشتر آنچه از جزئیات مرتبط با توقف در منزلگاهها نقل میشود، چندان مستند نبوده و تنها در کتب متأخر وجود دارد. در همین راستا، نمیتوان با قطعیت گفت که اهلبیت امام حسین(ع) در تمام و یا بیشتر منزلگاهها مورد اهانت اهالی آن مناطق قرار گرفتهاند.
▪️ اما به هر حال، روایت امام سجاد(ع) حاکی از سخت بودن شرایط اسرای اهلبیت(ع) هنگام انتقال آنان به شام بود. امام سجاد(ع) فرمودند: «مرا بر شترى بدون جهاز سوار کردند و سر مبارک امام حسین(ع) هم بر فراز نیزه بود. زنان ما به دنبال ما بر قاطرهای بیمار سوار بودند. دشمنان با نیزهها به دنبال و اطراف ما بودند. هر گاه چشم یکى از ما گریان میشد، با نیزه بر سر او میزدند...».
▫️اگرچه اهلبیت امام(ع) تمام این سختیها را چیزی جز زیبایی نمیدانستند، با این حال در برخی از موارد، از این سختیها و اهانتها کاسته میشد.
◼️معبد راهب
یکی از منزلگاههایی که گفته میشود برخورد بهتری با اهلبیت(ع) شد، بعد از منزلگاه «قنسرین» بود، کاروان اسرا به معبدی رسیدند که راهبى در آن مشغول عبادت بود. راهب دید که نوری از میان سپاه به آسمان میرود و با دیدن آن صحنه به سمت سپاه آمد و از ماجرا پرسید. آنها گفتند که ما سر حسین بن علی(ع) را به سمت شام میبریم. راهب ده هزار درهم به نگهبانان داد و سر مطهر امام(ع) را آن شب نزد خود در معبد نگهداشت و با مشک و کافور شستوشو داد و به برکت شگفتیها و کراماتى که از سر مطهر امام(ع) دید، مسلمان شد.
👈گفته میشود این معبد، هم اکنون در مرز سوریه و لبنان و بر یک بلندى مشرف به جاده قرار دارد.
📎 #تاریخی
🌐منبع:مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
🔴پایگاه اطلاع رسانی بلاغ
🆔 @balagh_ir
🏴◾️◾️🏴
💢پرسش:
🔰آیا صحیح است که خاک کربلا در ظهر عاشورا به رنگ خون در میآید؟
✍️پاسخ:
✅بر اساس برخی از روایات تربت امام حسین(ع) در روز عاشورا به رنگ خون تبدیل شده بود:
▪️ انس بن مالک میگوید یکی از فرشتگان از خدا اجازه خواست که به زیارت پیامبر(ص) برود. خدا نیز به او اجازه داد. در همان زمان امام حسین(ع) نزد پیامبر(ص) آمد که حضرتشان او را بوسید و در جای خودش قرار داد. آن فرشته به پیامبر(ص) گفت: به زودی امت تو او را به شهادت میرسانند. سپس تربتی به آنحضرت(ص) نشان داد و گفت زمانی که این تربت به رنگ خون درآمد، علامت آن است که امام حسین(ع) به شهادت میرسد. سالم بن ابی جعد میگوید آن فرشته میکائیل بود.
▫️هنگام خروج امام حسین(ع) از مدینه به سمت کربلا، امسلمه،(همسر پیامبر) به امام(ع) پیشنهاد داد که به سمت عراق نرود؛ زیرا از رسول خدا(ص) شنیده بود که پسرم حسین در زمینى به نام «کربلا» شهید مىشود. همچنین امسلمه مقدارى از خاکی را که پیامبر(ص) به او داده بود به امام(ع) نشان داد. امام(ع) فرمود: به خدا قسم! که شهادت من چنین است و اگر به عراق هم نروم مرا خواهند کشت. سپس امام(ع) محل شهادت خود را به امسلمه نشان داد و مقدارى از تربت آنجا را به او داد و فرمود: هر وقت این دو خاک به رنگ خون درآمد، بدان که من کشته شدهام. وقتى عصر عاشورا آن دو خاک به رنگ خون درآمدند. امسلمه گریه و شیون نمود. در آنروز، هیچ سنگى را بلند نکردند، مگر اینکه زیر آن، خون تازه میجوشید.
▪️ هنگامی که امام علی(ع) بعد از جنگ صفین به سرزمین نینوا رسید، به ابن عباس فرمود: از پیامبر(ص) شنیدم که بعد از جنگ با خوارج به سرزمین کربلا میرسی که در آنجا حسین(ع) و فرزندانش کشته شده و به خاک سپرده خواهند شد. سپس امام(ع) به ابن عباس فرمود: در این اطراف پشکل آهوی زرد رنگی را پیدا کن. ابن عباس مقداری از فضولات آهو(که البته مانند زعفران خوشبو و خوشرنگ بود) را یافت و امام(ع) به او فرمود که هرگاه دیدى اینها به رنگ خون درآمدند، بدانکه امام حسین(ع) کشته شده و در این زمین دفن شد. ابن عباس میگوید: من با دقّت از آنها محافظت میکردم و زمانی که خونآلود شدند، گریه را آغاز کردم و گفتم: به خدا قسم حسین کشته شده است.
▫️صرف نظر از بررسی سندی روایات یاد شده، باید گفت دست کم این روایات، نشانگر آن نیستند که هر فردی در هر کجا و در طول زمان، قطعهای از خاک کربلا را به همراه داشته باشد، آن خاک در عاشورا خونآلود خواهد شد، بلکه شاید این نشانهای بود از طرف معصومان(ع) که تنها به برخی از افراد داده شده است و امروزه نیز شاید این نشانه برای گروهی از اولیای الهی وجود داشته باشد.
📎 #تاریخی
🌐منبع:مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
🔴پایگاه اطلاع رسانی بلاغ
🆔 @balagh_ir
🌐📝🌐📝🌐
💢پرسش:
🔰شهداي بدر و احد چه خصوصيات و ويژگي هايي داشتند که برخي ثواب ها را به آن تشبيه ميکنند؟
✍️پاسخ:
✅جنگ بدر مهمترین و اولین رویارویی جدی مسلمانان با مشرکین است. ایات متعددی در قران به این جنگ اشاره کرده است. ایات 9، 10، 11، 12، 45، 46، 47، 74 از سوره انفال و 124 از ال عمران و ایه 9 از احزاب
👈در جنگ بدر سه نفر از مشرکین به نام عتبه ، شیبه، ولید در برابر حضرت علی حمزه و عبیده قرار گرفتند .در این کارزار تن به تن حضرت علی و حمزه بر ولید و عتبه پیروز شده و او را کشتند. عبیده بن حارث در نبرد با شیبه مجروح شد و در مسیر بازگشت به شهادت رسید. رویارویی این دو گروه را قرآن به تصویر کشیده و شش ایه درباره این شش نفر نازل نمود. ایات 19 تا 24 سوره حج در مورد این دو گروه از مسلمانان و مشرکین است.
🔹ترجمه ایات چنین است خداوند میفرماید:
👈این دو گروه «مومن و کافر» که در دین خدا با یکدیگر به جدال برخاستند . مخالف و دشمن یکدیگرند . کافران را 1 لباسی از آتش دوزخ به قامت بریده اند و بر سر آنان آب سوزان جهنم ریزند . . . آنان که ایمان به خدا آوردند 2 و نیکوکار شدندالبته خدا همه را در بهشت هایی داخل گرداند که زیر درختانش نهرها جاری است و در آنجا طلا و مروارید بر دست زیور بندند و تن به جامه حریر بیارایند.
☘️ در حقیقت یکی از این سه نفر شهید جنگ بدر است که چنین مقامی را دارد.
👈در جنگ بدر 14 نفر به شهادت رسیدند و در جنگ احد 70 نفر به شهادت رسیدند.
☘️ایه 169 سوره آل عمران ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون در شان شهدای بدر و احد نازل شده است.3
✍️بنابر این ویژگیها و امتیازاتی که شهدای بدر و احد داشتند به لحاظ همین ایاتی است که در شان انان نازل شده است.
📚پی نوشت:
1. عتبه ، شیبه ،ولید
2. حضرت علی و حمزه (علیهما السلام) و عبیده بن الحارث
3. طرسی مجمع البیان ج 2 ص 693
📎 #تاریخی
🌐منبع:مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
🔴پایگاه اطلاع رسانی بلاغ
🆔 @balagh_ir
🔹🔘🔹🔘🔹
💢پرسش:
🔰آیا اعراب جاهلی پیش از اسلام، همه دختران خود را زنده به گور میکرند؟ اگر اینگونه بود، پس چگونه نسلشان ادامه مییافت؟!
✍️پاسخ:
✅آنچه از قرآن کریم و منابع تاریخی استفاده میشود، این است که بسیاری از مردم دوران جاهلیت - نه تمامشان – علاقهای به فرزندان دختر نداشتند. برخی از آنها دخترانشان را میکشتند و برخی نیز با قبول شرمندگی در جامعه، با ناراحتی دختران را نگه میداشتند.
🔹قرآن کریم در باره آنان میفرماید:
🔆« وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظیمٌ». «یَتَوارى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلى هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ أَلا ساءَ ما یَحْکُمُون».
در حالیکه هر گاه به یکى از آنها بشارت دهند دختر نصیب تو شده، صورتش (از فرط ناراحتى) سیاه میشود و به شدّت خشمگین میگردد. به دلیل بشارت بدى که به او داده شده، از قوم و قبیله خود متوارى میگردد (و نمیداند) آیا او را با قبول ننگ نگهدارد، یا در خاک پنهانش کند؟! چه بد حکم میکنند.
🔸قرآن کریم در این آیات به داستان زنده به گور کردن دختران در فرهنگ جاهلی قبل از اسلام اشاره میکند و میفرماید؛ اگر به یکى از آنان خبر داده میشد که همسرش دخترى به دنیا اورده، آنچنان ناراحت میشد که از شدّت خشم چهرهاش سیاه میگشت و به زحمت خشم و اندوه خود را فرو میبرد. او با خود میاندیشید که آیا خوارى و ننگ دختر داشتن را بپذیرد و آن دختر را نگه دارد، یا او را در زیر خاک پنهان سازد و زنده به گور کند. البته گاهى دختران را با تمام ناراحتى نگه میداشتند و گاهى هم آنها را زنده به گور میکردند.
🔹این فرهنگ زشت عصر جاهلى، دلایل مختلفی میتوانست داشته باشد.
1️⃣ در جنگها اگر منجر به شکست میشد، دختران اسیر دشمن میشدند و این برای آنان مایه ننگ و عار بود.
2️⃣ در گذشته فرزندان پسر کار میکردند و با کار کردن در کنار پدر پشتوانه اقتصادی خانواده محسوب میشدند، در حالیکه دختران فقط مصرف کننده بودند.
3️⃣ گاهى هم در عصر جاهلى، فرزندان را - چه پسر و چه دختر- به جهت فقر و تنگدستى و از ترس اینکه نتوانند خوراک آنها را تأمین کنند میکشتند.
4️⃣ وجود جنگها و نزاعهاى دائمى قبیلگى میان آنها، سبب فقدان سریع مردان و پسران جنگجو میشد و به طور طبیعی تناسب و تعادل میان تعداد دختران و پسران به هم میخورد، تا آنجا وجود پسران عزیز شده بود که تولد یک پسر، مایه مباهات بود و تولد یک دختر، مایه ناراحتى و رنج یک خانواده.
🔸این عوامل باعث میشد تا به محض اینکه حالت وضع حمل به زن دست میداد شوهر، از خانه متوارى میگشت، مبادا دخترى براى او بیاورد و او در خانه باشد. اگر به او خبر میدادند، مولود پسر است، با خوشحالى و هیجان وصفناپذیرى به خانه باز میگشت، اما اگر به او خبر میدادند که نوزاد دختر است، آتش خشم و اندوه همه وجودش را در بر میگرفت.
🔹با توجه به آنچه بیان شد، بسیاری از مردم دوران جاهلیت - نه تمامشان – علاقهای به فرزندان دختر نداشتند. برخی از آنها دخترانشان را میکشتند و برخی نیز با قبول شرمندگی در جامعه، با ناراحتی دختران را نگه میداشتند.
🔸قرآن کریم شدیداً این کار را محکوم کرده و میگوید
🔆 «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ»؛
در قیامت در باره دختران زنده به گور شده سؤال میشود که به چه گناهى آنها کشته شدند؟
🔹اولین بارى که این رسم غلط عملى شد، در واقعه جنگ بنىتمیم با کسراى ایران بود که در آن جنگ عدهاى از زنان قبیله، اسیر لشکر کسرى شدند و آنان را به اسیرى به دربار کسرى بردند، در آنجا دختران را به عنوان کنیز نگاه داشتند و پس از مدتى که میان دو طرف صلح بر قرار شد، بنىتمیم اسیران خود را مطالبه کردند. دربار کسرى آنان را مخیر کرد که میخواهند به قبیله خود برگردند، یا در دربار بمانند، عدهاى از دختران از رفتن به قبیله خویش خوددارى نمودند. مردان قبیله غضبناک شده تصمیم گرفتند از این پس اگر دختردار شدند زنده زنده دفنشان کنند، و همین کار را کردند، قبایل دیگر نیز از آنها یاد گرفته، کم کم این جریان در همه جا منتشر شد، و دخترکشى رواج پیدا کرد.
📎 #تاریخی
🌐منبع:مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
🔴پایگاه اطلاع رسانی بلاغ
🆔 @balagh_ir
⚫️🔘⚫️🔘⚫️
💢پرسش:
🔰چرا پارچه دور خانه خدا فقط به رنگ مشکی است؟
✍️پاسخ:
✅پارچه مشکی رنگی که امروزه با آن کعبه را می پوشانند پیراهن یا پرده کعبه یا جامه کعبه نامیده می شود. این پوشش در قرون اخیر به رنگ مشکی بوده و آیات قرآن به رنگ طلایی با خط بسیار زیبایی بر آن بافته می شود. اما قبلا از رنگ های دیگری برای این پوشش استفاده می شده است.
🔹ابن اسحاق گوید :" در عصر رسول خدا، بر کعبه پارچه سفید رنگ بافت مصر مشهور به "قباطی" می آویختند و سپس از بردهای یمانی برای آن استفاده می کردند. پس از پیامبر، عمر، عثمان، حجاج و ابن زبیر بر کعبه پارچه قباطی و پرده دیبا پوشانیدند. "
🔸این پرده ها گاهی به رنگ سبز و گاهی قرمز بوده و گاهی با دو یا چند پرده بر روی هم کعبه را می پوشانیدند.
🔹در زمان ناصر عباسی، ابتدا پرده ای به رنگ سبز برای کعبه آماده شد و پس از آن، از اواخر خلافت وی، به رنگ مشکی تهیه گردید.
🔸پس از آن زمانی که سلاطین مصر تهیه پرده کعبه را بر عهده داشتند همه ساله پرده ای به رنگ قرمز برای کعبه ارسال می کردند .
🔹در زمان ملکشاه سلجوقی، که ایرانیان افتخار تهیه پرده کعبه را داشتند پرده هایی که برای کعبه آماده می شد به رنگ زرد بود. ابن بطوطه در سفر نامه خود (رحله) می گوید: پیراهن خانه کعبه را در شهر شوشتر خوزستان، ایران از دیبای خالص می بافتند و به کعبه می فرستادند.
🔸در سال 1221 تا 1229 که اهل حجاز افتخار تهیه پرده را داشتند. نخست پرده را از حریر سرخ تهیه کردند و سپس در سال های بعد آنرا به حریر سیاه تبدیل کردند... "
🔹در موسم حج بخصوص در روزهای نزدیک به تعویض پرده اندک اندک آنرا بالا می برند و بر می چینند و به جای آن پرده سفیدی می پوشانند و پس از انجام مراسم حج پرده نو بر آن می پوشانند .
🔸بنا بر این مشکی بودن رنگ پرده (جامه) دلیل خاصی ندارد و به انتخاب تهیه کنندگان مربوط می شود.
📎 #تاریخی
🌐منبع:مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
🔴پایگاه اطلاع رسانی بلاغ
🆔 @balagh_ir
⚫️🔘⚫️🔘⚫️
💢پرسش:
🔰 آیا فقط پیامبرانی مانند نوح(ع) عمری طولانی داشتند، یا عمر تمام مردم آن زمانها طولانی بود؟
✍️پاسخ:
🔹نخست باید گفت؛ طولانی شدن عمر امر محالی نبوده و بستگی به روند فرسایش و نابودی سلولها دارد. این امکان طبیعی وجود دارد که در تمام افراد و یا افراد خاص، این روند طولانیتر شود و حتی ممکن است دانش انسان نیز در آینده به پیشرفتهایی در این زمینه دست یابد.
👈به هر حال، در قرآن کریم به عمر طولانی تعداد افراد معدوی؛ مانند حضرت نوح(ع) و اصحاب کهف اشاره شده؛ و در روایات و کتابهای تاریخی نیز به عمر برخی از پیامبران و اولیای الهی، مانند حضرت خضر(ع)اشاره شده است که عمر بیشتری نسبت به مردم زمان حاضر داشتند. با این وجود نمیتوان گفت که تمام مردم آن زمانها عمر طولانی داشتند.
👈به عنوان نمونه از آنجا که بر اساس گزارشهای روایی و تاریخی، حضرت نوح(ع) با چند نسل همعصر بود، میتوان احتمال داد که بیشتر مردم آن زمانها عمری عادی داشته و تنها تعداد معدودی از آنان مانند حضرت نوح(ع) و شاید برخی فرزندانشان عمری طولانی داشتند.
👈از آنسو هم نمیتوان به طور قطع گفت که هیچ فردی از مردم عادی آن زمانها عمری طولانی نداشت، و این از ویژگیهای پیامبران بود.
📎 #تاریخی
🌐منبع:مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
🔴پایگاه اطلاع رسانی بلاغ
🆔 @balagh_ir
🗞🔹🔹🗞
💢سوال:
🔰آيا نبي مكرم اسلام (ص)وصيت نامه كتبي داشتند؟
✍️پاسخ:
✅چگونه می توان باور كرد كه پیامبر با وجود چنین آیه ای مبنی بر لزوم وصیت ، وصیت ننموده باشند؟ (كُتِبَ عَلَیْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالأقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَي الْمُتَّقِینَ )هر گاه يكي از شما را مرگ فرا رسد و مالي بر جاي گذارد، مقرر شد كه درباره پدر و مادر و خويشاوندان، از روي انصاف وصيت كند. و اين شايسته پرهيزگاران است. (۱)
◾️آنچه در واقعه یوم الخمیس (روز پنج شنبه) اتفاق افتاد، مبنی بر درخواست دوات و قلم برای نگاشتن وصیت مطلب تازه ایی نبوده است ،بلكه تاكید بر وصایت علی (ع)بوده است كه از آغار دعوت پیامبر به اسلام تا زمان رحلت در موقعیت های مختلف پیامبر به آن تصریح می نمودند.
👈اما از اهمیت این نوشته نیز نباید غافل شد كه اگر در واپسین لحظات عمر پیامبر نیز این وصیت مكتوب و مجددا به وصایت حضرت تصریح می گشت، می توانست تا حدودی از بروز اختلافات بسیاری جلوكیری كند.
🔹به هر روی نگارش وصیت پیامبر اگر چه عملی نشد اما اعلان ولایت و وصایت علی (ع)توسط پیامبر(ص)در موقعیت های گوناگونی بیان گشته، مانند آیه های ولایت، تبلیغ، اولو الامر و قربی نیز ماجرای یوم الدار،وزارت، منزلت،غدیر و...... در واقع وصیت شفاهی حضرت در مقابل انبوهی از مردم بوده و اینكه در روز پنجشنبه به علت كار شكنی برخی موفق به نگارش وصیت نگشت، منافات با اصل وصیت ندارد.
◾️تأخیر در نگارش وصیت ممكن است به دلایل متعدد باشد، از جمله این كه وصیت در آخرین لحظات عمر عاطفی و بیشتر تأثیرگزار است. از همه مهمتر معمولاً وصیتهای مهم سیاسی و اخلاقی در آخر عمر صورت می گیرد.
👈افزون بر آن شاید حضرت از طرف خداوند مأمور بود كه در آخرین لحظات عمر خود ، آن وصیت خاص را بنماید. شاید هم این تأخیر بدان جهت بود كه اهمیت موضوع را نشان دهد. همچنان در وصیتهای مهم به همین صورت عمل می شود. شیعیان باور دارند در حدیث موسوم به حدیث دوات كه مانع تدوین آن شدند حضرت میخواست بار دیگر مردم را به ولایت امام علی(ع) سفارش كند؛ و اهمیت آن را نشان دهد از این رو برخی مانع بیان آن شدند.
💠نتيجه آن كه در واقع پیامبر در لحظه آخر عمر چیزی را می خواست بگوید كه قبلاًگفته بود، با این تفاوت كه درخواست كرد قلم و كاغذی بیاورند تاآن را مكتوب نماید. اگر چه از نوشته شدن آن وصیت جلوگیری شد، اما این بدان معنا نبود كه پیامبر آن وصیت و سفارش را قبلاً انجام نداده باشد.
👈 برای آگاهی بیشتر به كتاب فروغ ولایت از آیت الله سبحانی مراجعه نمائید.
📚پي نوشت ها:
۱. بقره (۲)آيه ۱۸۰.
📎 #تاریخی
🌐منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
🔴پایگاه اطلاع رسانی بلاغ
🆔 @balagh_ir
💠🗞🗞💠
♨️سوال:
🔰ایام محسنیه چه زمانی است؟ آیا ترویج آن نوعی بدعت محسوب نمی شود؟
✍️پاسخ:
✅ #ایام_محسنیه عنوانی است كه در سال های اخیر در خصوص ایام جسارت به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها و سقط نوزاد ایشان در پایان ماه صفر و آغاز ربیع اطلاق می شود و تلاش می شود مجالس سوگواری در این رابطه برقرار گردد.
🔰با توجه به اينکه زمان دقيق هجوم به خانه حضرت زهرا(سلام الله عليها) که منجر به زخمي و مجروح شدن پاره تن رسول الله و کشته شدن فرزندش محسن شده است،مشخص نيست،لذا براي شهادت حضرت محسن هم نمي توان تاريخ دقيقي ارائه کرد.
👈 هجوم به خانه آن حضرت در چند نوبت اتفاق افتاد و آخرين هجوم که منجر به مجروح شدن حضرت زهرا(سلام الله عليها) شد،طبق قرائن و شواهد حدود چهل تا پنجاه روز بعد از رحلت رسول خدا(صلي الله عليه و آله) بود.
♻️فارغ از درستی یا نادرستی اضافه نمودن ایام خاص برای عزاداری اولیاء الهی به ایام مشهور و مرسوم از منظر اجتماعی و عرفی باید دانست كه این قبیل كارها را نمی توان تحت عنوان بدعت دانست و حرام معرفی نمود؛ زیرا بدعت هرچند در لغت به هر امر بدیع و جدید اطلاق می شود، اما در اصطلاح به نوعی ایجاد امری دینی و عملی دارای استناد به دین اطلاق می گردد.
🔷در واقع بدعت حرام زمانی است كه كسی چیزی را كه در دین نیست، و دلیلی از كتاب و سنت - هر چند به نحو عموم - بر آن وجود ندارد، به عنوان بخشی از تعالیم دین معرفی نماید و یا به جای آورد. پس بدعت مصطلح و حرام چنان كه اهل لغت گفته اند یعنی ایجاد امر تازه ای در دین كه در قرآن و سنت ریشه ندارد. (۱) مثلا عملی را كه از نظر قرآن و روایات واجب یا مستحب نیست، به عنوان مستحب دینی انجام گیرد، یا چیزی كه حرام است، به عنوان مباح انجام شود.
👈بر این اساس انجام كارهایی نظیر عزاداری در اوقات غیر مرسوم اگر به نوعی استناد به دین و یا متون دینی داده نشود و تنها به عنوان عرض ارادت به ساحت بزرگان دین انجام شود هیچ منعی ندارد و بدعت محسوب نمی شود؛ هرچند به لحاظ عرفی جا دارد كه توده شیعیان در جوامع شیعی نسبت به ایجاد سنت های جدید و مناسبت های بی پیشینه در مورد برگزاری مراسم دینی با بزرگان و مراجع همفكری و مشورت داشته باشند تا مشكلات ثانوی و برخی پیامدهای حاشیه ای گریبان گیر این امور ارزشمند نگردد.
❌به خصوص كه به دلیل تنوع و تعدد مناسبت های عزاداری در ایام مختلف سال اضافه نمودن یك مناسبت جدید آن هم در آغاز ماه ربیع كه ماه سرور و میلاد پیامبر اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع) و در انتهای عزاداری طولانی محرم و صفر محسوب می شود چندان مناسب به نظر نمی رسد.
🌐پی نوشت:
۱. مجمع البحرین، طریحى فخر الدین، كتابفروشى مرتضوى، تهران، ۱۳۷۵ ش، ج ۴، ص ۲۹۹.
📎 #تاریخی
🌐منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
🔴پایگاه اطلاع رسانی بلاغ
🆔 @balagh_ir
🗞🔹🔹🗞
💢سوال:
🔰آیا شیعیان برای به امامت رسیدن امامی، جشن می گرفته اند؟
✍️پاسخ:
✅دو نوع شادمانی برای به امامت رسیدن امام داریم. یک نوع وقتی است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام را به عنوان امام معرفی می کند. برای این امر، مراسم داشتیم و امامان هم بر آن و بزرگداشت آن تأکید کرده اند؛ البته جشنی متناسب با عرف زمانة خودش؛ یعنی وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت علی علیه السلام را به عنوان امام در غدیر مطرح می کنند که یک حالت عمومی دارد، این همراه خودش، جشن دارد؛ تا چند روز افراد به امیرالمؤمنین علیه السلام تبریک می گفتند؛ حتی بعد از این واقعه هم، وقتی کسی خبردار می شد به آن حضرت تبریک می گفت؛ چون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده بودند که حاضران به غایبان بگویند. حاجیانی که به مناطق خودشان برمی گشتند و این خبر مهم را به منطقة خودشان می رساندند، عده ای که تازه خبردار می شدند باز هم به امیرالمؤمنین علیه السلام تبریک می گفتند.
🔸جشن گرفتن در این روز در سیرة علما هم بود است. با اینکه عید قربان و عید فطر از عیدهای اسلامی است؛ اما علاوه بر این دو عید، عید غدیر را بسیار گرامی می داشتند.
🔹اما نوع دوم، آغاز امامت، بعد از شهادت امام قبلی است. سیرة اهل بیت علیهم السلام در این مورد چگونه بوده است؟ اول اینکه طبیعی است که ایشان به مناسبت شهادت امام قبلی، محزون بوده اند. شیعیان نزد امام جدید می آمدند و ابتدا شهادت امام قبلی را تسلیت می گفتند و سپس با امام جدید بیعت می کردند. امام علیه السلام با تعابیر مختلف به اینها می گفتند خوشحال باشید که با ما هستید و شیعیان هم خوشحال بودند که گمراه نشده اند و امام بعدی را شناخته اند .
🔸البته اهل بیت علیهم السلام در یک فضای حزنی زندگی می کردند و می فرمودند بنی امیه برای ما عید نگذاشتند؛ بنابراین سیرة آنها بیشتر به تسلیت و حزن متمایل بوده است.
🔹در تقویم های ایران قدیم، این روز به نام تاجگذاری امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف مطرح بوده است؛ ولی پس از انقلاب اسلامی، تعبیر تاجگذاری تغییر کرد. این سخن صحیح نیست که کسی بگوید ما در بین علما، کسی را نداشتیم که به نهم ربیع اهتمام بورزد!
📎 #تاریخی
🌐منبع: کانال مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
🔴پایگاه اطلاع رسانی بلاغ
🆔 @balagh_ir
#پرسش_و_پاسخ
#تاریخی
❓آیا حضرت خدیجه قبل از ازدواج با پیامبر ازدواج کرده بود؟
✍️ پاسخ: در اینکه حضرت خدیجه (س) پیش از ازدواج با پیامبر (صلی الله علیه و آله) ازدواج کرده بود یا ازدواج نکرده میان مورخان اختلاف است.
❖ عدهای معتقدند حضرت خديجه پيش از ازدواج با پيامبر اسلام دوبار شوهر كرده است. اولين بار با شخصی به نام ابوهاله ازدواج كرد که از او دارای دو فرزند شد. پس از مرگ او با فرد دیگری به نام عتيق ازدواج كرد و برای او نیز فرزندی به دنيا آورد.
❖ عدهای هم میگويند: جناب خديجه اولين بار با پيامبر اسلام ازدواج كرد و در آن زمان دختر بود نه بيوه. احمد بلاذري، ابوالقاسم كوفي، سيد مرتضي و شيخ طوسي روايت كردهاند كه: خديجه در وقت ازدواج با پيامبر دختر بود نه بيوه. اينها در مورد بچههايی كه در خانه خديجه بودند و ديگران آن بچهها را از شوهران قبلي ميدانند، گفتهاند: خديجه خواهري به نام «هاله» داشت. هاله شوهر داشت و پسری به نام «هند» به دنيا آورد و آن شوهر ابوهند ناميده ميشد. اين شوهر دوتا دختر بچه هم به نامهای رقيه و زينب داشت. ابوهاله درگذشت و آن دختربچهها كوچک بودند. خديجه آن بچهها را به خانه خودش آورد و تربيت كرد. اين دختر بچهها به خديجه نسبت داده شدند، زيرا كه رسم عرب اين بود كه بچهها را به مربی آنها نسبت ميدادند. هند را هم به خديجه نسبت دادند، چون خديجه زن معروف و بزرگی بود و نسبت دادن به او به نفع بچه بود.
🆔 @balagh_ir