بسم الله
#با_مترجمان_نهج، شماره 20
🌾🌺💐🌺🍃
🔵#تضمین_نحوی_1
«وَ لَا تُحْشِمُوا أَحَداً عَنْ حَاجَتِهِ وَ لَا تَحْبِسُوهُ عَنْ طَلِبَتِهِ» (#نامه_51)
🔹قانون #همایندی (Collocation) اقتضا میکند که هر فعل با #حرف_جر متناسب با خودش به کار برود. در زبان عربی (و انگلیسی) گاهی حرف جر (یا حرف اضافه انگلیسی) با فعلی به کار میرود که ظاهرا با آن متناسب نیست.
🔸در چنین حالتی نحویان معتقدند که فعل، دربردارنده معنای یک فعل دوم است (تضمین)؛ یعنی همزمان بر معنای فعل دیگری هم دلالت میکند و این حرف جری که با خود این فعل تناسب ندارد، در حقیقت با همان فعل دوم تناسب دارد.
👈مثلا در جمله «سمع الله لمن حمده»، حرف لام با فعل «سمع» تناسب ندارد برای همین میگویند فعل سمع معنای فعل دومی را در بردارد (استجاب) که آن فعل دوم به این لام جاره نیاز دارد و معنای جمله هم این است که خداوند بشنود و اجابت کند برای همه حمدکنندگان(سمع الله و استجاب لمن حمده). برخی مترجمان و شارحان به این فعل دوم کمتوجهی میکنند و به فهم ناقصی از متن دست مییابند.
👈در عبارت «وَ لَا تُحْشِمُوا أَحَداً عَنْ حَاجَتِهِ» کلمه «تحشموا» با حرف «عن» تناسبی ندارد. خود کلمهی «احشام» به معنای این است که «بزرگی و هیمنه خودت را چنان به کسی تحمیل بکنی که خجالت زده بشود» اما وقتی با «عن» به کار میرود دربردارنده معنای فعل دومی (منع) میشود که این فعل (منع) به «عن» نیاز دارد و با آن متعدی میشود.
🔹بنابراین معنای دقیق تعبیر «لاتحشموا احدا عن حاجته» این است که «بزرگی خود را چنان بر کسی چیره نکنید که او را خجالتزده بکنید و از [در میان گذاشتن] حاجاتش باز بدارید» (لا تحشموا احدا فتمنعوه عن حاجته).
❗️متاسفانه بسیاری از مترجمان (و حتی برخی شارحان) از ترجمه دقیق عبارت درماندهاند.
#رابطه_مسئولان_عالی_با_مردم
#کلمه_احشام
@banahjolbalaghe
بسم الله
وَ مَنْ عَلِمَ أَنَّ كَلَامَهُ مِنْ عَمَلِهِ قَلَّ كَلَامُهُ إِلَّا فِيمَا يَعْنِيه (#حکمت_349)
هرکس بداند سخنش نیز جزء اعمالش است، جز در آنچه که برایش مهم است سخن نخواهد گفت.
📚دو نکته:
1️⃣حرف «مِن» دراینجا تبعیضیه است اما برخی شارحان و مترجمان آن را به معناهای دیگری پنداشته و ترجمه متفاوتی ارائه کردهاند.
(مثلا مترجمان کتاب شرح نهج البلاغه #ابن_میثم نوشتهاند: « و هر كس بداند كه گفتارش برخاسته از كردار اوست...»! مرحوم فیضالاسلام نیز نوشته است: «و هر كه بداند گفتار او از روى كردار او است...»!
2️⃣کلمه «قَلّ» در اینجا به معنای نفی است نه به معنای قلّت. با اینحال برخی گمان کردهاند «قلّ» به معنای قلت است و در ترجمه هم همان را معنا کردهاند (مثلا جناب انصاریان در ترجمه نوشته است: «... سخنش مگر در آنچه او را مهم است كم مىشود»)
#حرف_جر #کلمه_قلّ
#با_مترجمان_نهج، شماره47
https://eitaa.com/banahjolbalaghe
بسم الله
🔵حرف جر فی و علَی
⁉️در آیه مبارک «وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ» (سبأ: 24) چرا برای «هدایت» #حرف_جر «عَلی» و برای «ضلال» حرف جر «في» به کار رفته است؟
☑️#زرکشی در برهان میگوید: صاحب هدایت گویا بر اوضاع تسلط دارد به هر سو که با دقت مینگرد، اشیاء برای او آشکار است و با اراده و آگاهی انتخاب میکند و پیش میرود اما صاحب ضلالت گویا در گمراهی خودش غرق شده و در تاریکی عمیقی فرو رفته و خودش هم نمیداند که در کجا هست و به کجا میرود! (البرهان، ج4، ص: 154).
پ ن:
در #نامه_31 نهج البلاغه نیز آمده است:
وَ اعْلَمْ أَنَّ أَمَامَكَ عَقَبَةً كَئُودا؛ً الْمُخِفُّ فِيهَا أَحْسَنُ حَالًا مِنَ الْمُثْقِلِ وَ الْمُبْطِئُ عَلَيْهَا أَقْبَحُ حَالًا مِنَ الْمُسْرِعِ
امیرالمؤمنین علیه السلام نیز در تصویر این عقبه کئود، مسافر سبکبار با حرف جاره فی و مسافر سنگینبار را با حرف جاره علی به تصویر کشیدهاند.
دوگانه «فی و علَی» در ساخت #تصویر، دوگانه بسیار زیبایی است که در صحیفه و نهج البلاغه به کرات به کار رفته و #زیباییشناسی و تفسیر آن نیاز به بررسی بیشتری دارد.
#بازیباییهای_نهج، شماره ۵۳
https://eitaa.com/banahjolbalaghe