عشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست
کِی بهمسجد سزد آن شمع که در خانه رواست؟
به وفایی که نداری قسم ای ماه جبین
هر جفایی که کنی بر دل ما عینِ وفاست
اگر از ربختن خون منت خرسندی است
این نه خون است بیا دست در او زن که حناست
سر زلف تو ز چین مشک تر آورده به شهر
از ختن مشک مخواهید حریفان که خطاست
من گرفتار سیهچردهٔ شوخی شدهام
که به من دشمن و با مردم بیگانه صفاست
یوسف از مصر سفر کرد و بدینجا آمد
گو به یعقوب که فرزند تو در خانهٔ ماست
روزی آیم به سرکوی تو و جان بدهم
تا بگویند که این، کشتهٔ آن ماهلقاست
زود باشدکه سراغِ منِ تهمتزده را
از همه ی شهر بگیری و ندانندکجاست
اگرت یار جفا کرد و ملامت «راهب»
غم مخور دادرس عاشق مظلوم خداست
#ملک_الشعرای_بهار #شعر
https://eitaa.com/joinchat/2790588977C6fecbc8102
درود خدمت اهالی قلم ، شاعران نازک اندیش ، دوستداران شعر و ادب ،
کانال مختص شاعران و شعر دوستان است
شاعران ودوستان گرانقدر اشعار نغز وزیبایتان را به آیدی مدیر گروه ارسال کنید
صبور باشید حتما شعرتان بارگزاری خواهد شد
امید که بتوانیم خدمتی به دوستان واهالی شعر وادب داشته باشیم
https://eitaa.com/joinchat/2790588977C6fecbc8102
چو گردم تنگدل ، شرح غمت هم با غمت گویم !
#عرفی_شیرازی
https://eitaa.com/joinchat/2790588977C6fecbc8102
ترانه بهار
گفتم غزلی در انتظار آورمت
همدوشِ ترانه بهار آورمت
دیدم که بهار،بی رُخت پاییز است
ماندم که دلم را به چه کار آورمت
#صائمکاشانی
https://eitaa.com/joinchat/2790588977C6fecbc8102
جان میدهم از حسرت دیدارِتو چون صبح
باشد که چو خورشید درخشان به درآیی !
#حافظ #شعر
|صبحتون پر از عشق و آرامش 🌸🍃
https://eitaa.com/joinchat/2790588977C6fecbc8102
ردّ پایی تازه از پشت صنوبرها گذشت
چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی
ای نسیم بی قرار روزهای عاشقی
هر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی
باد پیراهن کشید از دست گل ها ناگهان
عطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی
چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت
غنچهای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی
کشتهای در پای خود دیدی یقین کردی منم
سایهای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی
#فاضل_نظری
https://eitaa.com/joinchat/2790588977C6fecbc8102