حضرت_رقیه_س_شهادت
«اصلاً رقیه نه، به خدا دختر خودت
یک شب میان کوچه بماند چه میکنی؟»
در بین ازدحام و شلوغی بترسد و
یک تن به او کمک نرساند چه میکنی؟
اصلاً خیال کن که کسی دختر تو را
در بین جمعیت بکشاند چه میکنی؟
یاکه خدانکرده کسی روی صورتش
سیلی محکمی بنشاند چه میکنی؟
یا فرض کن که دختر تو جای بازیاش
هرشب دعای مرگ بخواند چه میکنی؟
اصلاً کسی بیاید و با تازیانهاش
خاک از لباس او بتکاند چه میکنی؟
#مجید_تال
هدایت شده از گلچین شعر
برگرد افکارم پریشان است برگرد
خوابم پر از کابوس و هذیان است برگردد
من بی تو روزم شام تاریک است، هرچند
شبهای تو بی من چراغان است، برگرد
دلخوش به تو بودم ولی حالا که رفتی
مرغ دلم سر در گریبان است، برگرد
گفتم نرو انگار نشنیدی و رفتی
رفتی و من حالم پریشان است برگرد
وقتی که یک گلخانه ی پر غنچه داری
دنیای احساست گل افشان است برگرد
یک شعله آتش میکشد حتی به باغی
آری غم آفات گلستان است برگرد
عشق از لبانم میچکد واژه به واژه
این واژه ها پایان دیوان است برگرد
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#عضوکانال
@golchine_sher
شرط محبت است بهجز غم نداشتن
آرام جان و خاطر خرم نداشتن
از غیر دوست روی نمودن به سوی دوست
الا خدای در همه عالم نداشتن...
گر سر به یک اشارۀ ابرو طلب کند
سر دادن و در ابروی خود خم نداشتن
معشوق اگر دو دیده پر از خون پسنددش
عاشق بهجز سرشک دمادم نداشتن
گر کام تلخ و لخت جگر خواهد از کسی
در کاسه جای شهد بهجز سم نداشتن...
زانسان که خورد سودۀ الماس مجتبی
درهم نکرد روی خود، اهلاً و مرحبا...
::
در تاب رفت و تشت به بر خواند و ناله کرد
آن تشت را ز خون جگر دشت لاله کرد
خونی که خورد در همه عمر از گلو بریخت
خود را تهی ز خون دل چند ساله کرد
نبود عجب که خون جگر ریخت در قدح
عمریش روزگار همین در پیاله کرد...
نتوان نوشت قصۀ درد دلش تمام
ورنه توان ز غصه هزاران رساله کرد...
آه از دل مدینه به هفت آسمان گذشت
آن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت
::
از چیست یا رسول که بر خوان ابتلا
گردون تو را و آل تو را میزند صلا؟...
ای عرش! گوشواره مگر گم نمودهای
زیرا که گه به یثربی و گه به کربلا
طوفان نوح پیش وی از قطره کمتر است
گو کائنات جمله بگریند برملا
ذکر مصیبت شهدا چند میکنی؟
آتش زدی به جان و دل مرد و زن، دلا!
بس کن دمی ز تعزیه، مدح نبی سرای
چون اصل این طریقه بکا باشد و ولا
مدح نبی سرای که بیمدحت رسول
خدمت نشد ستوده و طاعت نشد قبول...
#وصال_شیرازی #شعر #امام_حسن
به چشمانت قسم همچون دوچشمم دوستت دارم
به جز تو باید از هر چیز وهر کس دست بردارم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از گلچین شعر
هر وقت میخواهی برو دیگر دچارت نیستم
رنجیده ازعشقم ولی من بی قرارت نیستم
از درد میپیچم بخود چون پیله ی ابریشمی
پروانه ای در پیله ام بال فرارت نیستم
دربازی شطرنج دل مات نگاه تو شدم..
من باختم در زندگی مرد قمارت نیستم
باغ دلم آتش گرفت از حسرت باریدنت..
ای ابر رحمت من دگر باغ و بهارت نیستم
نفرین نمیگویم تورا چون دوستت دارم هنوز..
دیوانه ی عشقم ولی مست و خمارت نیستم
گر حال تو با دیگری خوب است من هم راضیم..
خوش باش با بیگانگان تا من کنارت نیستم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#عضوکانال
@golchine_sher
یک جرعه نخورد تا نفس تازه کند
برداشت عَلَم که عشق، اندازه کند
میخواست خدا کتاب عاشورا را
با دست به خون نشسته شیرازه کند
#حسنا_محمدزاده
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوانش :اعظم کلیابی( بانوی کاشانی)
نوازنده :دکتر پدرام عظیمی
Farzad Bahrami1_13001429505.mp3
زمان:
حجم:
8.2M
هبوط در چشمانت ؛ پیامبرانه ترین معراج من است ❤
https://eitaa.com/joinchat/2790588977C6fecbc8102