هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
کاش خدا بیشتر از یه جون بهم میداد. اولیش رو سیزده دی فدای حاجقاسم میکردم. بعدی رو توی ضاحیه فدای سید حسن. بعدی رو هجده و نوزده دی فدای ۳ هزارنفر ایرانی بجز تروریستهاش، چه موافق و چه منتقد و معترض. بعدی رو نُه اسفند فدای آقا. کاش این روزها اونقدر جون داشتم که همه رو فدای مردم لبنان میکردم.. هزاربار میمُردم و هزاربار زنده میشدم و دوباره روز از نو روزی از نو.. کاش رزق و روزیم این زندهشدن و مُردن برای خلقالله بود. کاش اینا حرف نبود فقط.. کاش..
@ir_tavabin
بَـسـام.
من یه حاج کمالِ درون دارم.
حاج کمال درونم وسط انشا فوران کرد و خب جنگ نعمت بود.