eitaa logo
بدون مرز
307 دنبال‌کننده
371 عکس
217 ویدیو
2 فایل
✍اینجا قرار است از آنسوی مرزهایمان بنویسیم؛ از داستان بیداری ملت‌های جهان 🔆رسانه دفتر هنر و ادبیات بیداری حوزه هنری 🔸️واحد فروش کتاب بدون مرز @book_b_marz
مشاهده در ایتا
دانلود
بدون مرز
🔴#خط_مرز مروری بر کتاب دوازده صفر سه 🔻پیوند اشک و لبخند ✍به قلم ریحانه گودرزیانی 📚 کتاب دوازده ص
🔴 مروری بر کتاب دوازده صفر سه 🔻پیوند اشک و لبخند ✍به قلم ریحانه گودرزیانی 🔹️قصه‌ی کتاب ها همیشه برایم از طرح جلد آغاز می‌شوند. عکس باورناپذیری روی جلد کتاب نقش بسته و هنوز بعد از گذشت چند ماه از این اتفاق، باورم نمی شود که واقعا آن تابوت متعلق به سیدحسن بود و این عکس روی جلد، نه یک عکس تصویرسازی شده که ثبت یک لحظه از تاریخ است. چقدر تاسف بار است که او را هم مثل حاج قاسم پس از شهادتش آنطور که باید، می‌شناسم. 🔸️نام کتاب برایم رمزآلود است و منظورش را متوجه نمی‌شوم و همین می‌شود اولین قلابی که من را گیر می‌اندازد تا پای کتاب بنشینم. یک نگاهی به قیمت پشت جلد می‌اندازم؛ باتوجه به محتوا و تعداد صفحات به نظرم معقول است. کتاب را تورق می‌کنم و کیفیت کاغذها هم رضایتم را جلب می‌کند اما از همه‌ی این ها مهم‌تر وزن سبک کتاب است که برخلاف ظاهر سنگینش، اجازه می‌دهد تا مدتی همواره همراهم باشد. 🔹️همه چیز برای شروع یک کتاب تازه فراهم است. فهرست را که نگاه می‌کنم با اسم فصل‌ها تازه دوزاری ام میافتد که معنای اسم کتاب چیست؛ تاریخِ شمسیِ روایت‌های درون کتاب و تشییع سید! قبل از مقدمه جمله‌ی عربی کوتاهی آمده که رنج نبود سید را کمی التیام می‌بخشد: السلام علی انصار دین الله! 🔸️خیلی‌ها کتاب را بدون خواندن مقدمه، شروع می‌کنند اما برای من مهم است بدانم موقع نوشتن کتاب، توی سر نویسنده چه می گذشته. باتشکر از آقای نویسنده که در مقدمه به خوبی خواننده را با آنچه در کتاب با آن مواجه خواهد شد، آشنا می کند. 🔹️فصل اول شروع قصه‌ی کتاب است که به اندازه‌ی کافی گیراست. در فصل دوم چند خطی درمورد ارزش پول و دلار و این‌ها صحبت می‌شود که شاید در نظر غیر مرتبط با محتوای کتاب باشد اما وقتی متوجه می‌شوی کتاب حاصل روزنگاری‍های یک روزنامه‌نگار هست، آنوقت کمی منطقی‌تر است پرداختن به حاشیه‌های سفر! در ادامه‌ی فصل نویسنده سراغ تاریخچه‎ی لبنان و حزب الله می‌رود و حرف‌هایی از سرگذشت عروس خاورمیانه گفته می‌شود که برای مخاطب تامل برانگیز است. به فصل سوم که می‌رسم تازه متوجه روند معکوس روزنگاری‌ها می‌شوم. نویسنده اول کتاب، آخرش را گفته! با خودم فکر می کنم یعنی در این فصل ها قرار نیست روایت دنباله‌داری بخوانم که این سر و ته نوشتن‌ها به سیر طبیعی وقایع اثر بگذارد؟ در هر حال این فصل از شرایط اجتماعی و سیاسی ضاحیه می‌گوید و تو را مشتاق می‌کند که با نویسنده در خیابان‌های لبنان قدم بزنی. فصل چهارم به بهانه‌ی تشییع سیدهاشم صفی‌الدین مختصر و مفید با جنبش‌های لبنان مخصوصا حزب الله و امل آشنا می‌شویم. اما فصل پنجم، به نظرم اصلی‌ترین بخش کتاب است. فصلی که عکس روی جلد را به کلمه تبدیل کرده؛ با تفصیل و توضیح فراوان همراه با تحلیل‌های شخصی نویسنده که ضمیمه‌ی آنچه برایش رقم خورده شده است. 🔸️فصل ششم، روضه‎ی مقتل است و نویسنده با جزئیات از ابزار به شهادت رساندن سید، حجم ویرانی‌ها، حضور یمنی‌ها و... به طور واضح و ملموس صحبت کرده است. هم از نظر حس برانگیزی و هم واقع‌بینی همه چیز را برای بیشتر شدن ترک‌های قلب مخاطب، فراهم کرده است. دو فصل آخر هم درمورد گشت زنی در بیروت و ماجرای ورود به لبنان و آغاز سفر برای تشییع سید عزیز است. در کل قلم نویسنده اشک و لبخند را به خوبی در کتاب باهم پیوند داده است. دست مریزاد جناب علیزاده که کتابتان مثل زندگی، هر حس و حال را سر جای خودش داشت! 📚 کتاب دوازده صفر سه ✍نویسنده محمدصادق علیزاده 📍انتشارات سوره مهر 🔸️با بدون‌مرز همراه باشید؛ http://zil.ink/bedonemarz
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟡 به مناسبت سالگرد شهادت سید شهدای مقاومت 🔸️ برشی تصویری از کتاب دیدار با دبیرکل 🌱 چشمانی بهشتی🌱 ▪️به روایت خانم فتانه افشون همسر شهید حاج صادق امیدزاده▪️ 📚دیداربا دبیرکل ✍به کوشش فائزه طاووسی 📍انتشارات سوره مهر 🔸️با بدون‌مرز همراه باشید؛ http://zil.ink/bedonemarz
38.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببینید! 🔴 برش هایی از کتاب در بازداشت حزب الله انیمیشن دو بعدی بزرگترین محبوب 🔸️مصاحبه‏ مان را با سؤال تکراری «زمانی که خبر شهادت سیدحسن را شنیدید چه حسی داشتید؟» شروع کردیم. .ـ الله! یاد مصیبت ازدست‏دادن پیامبر(ص) افتادم... یاد شدت مصیبتمان در ازدست‏دادن بزرگ‏ترین محبوبمان افتادم؛ چراکه شخصیتی طلایی مثل سیدحسن ازنظر داشتن توانمندی‏های مختلف استثنائی بود. توانایی سخنرانی یا کاریزما یا محبت او که خداوند در قلب‏های طرف‏دارانش کاشته بود.... 🔸️محسن پرسید: «ماذا أحس بکم إذا سمعت أن سیدحسن استشهد؟» ـ انا؟ ـ نعم. دستش را گذاشت پشت کمرش و گفت: «انکسر ظهری.»تمام روضه‌های عصر عاشورا و شهادت حضرت ابوالفضل(ع) برایم زنده شد... پدر شهید ادامه داد: - من و همۀ جوون‌هامون فدای سیدحسن.".... 📚کتاب در بازداشت حزب الله ✍نویسنده محمدحسین عظیمی 📍انتشارات سوره مهر 🔸️با بدون‌مرز همراه باشید؛ http://zil.ink/bedonemarz
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟣 برشی از کتاب 🔹️اما مسئله اینجاست که ابوطارق و امثال او شرم دارند از اینکه بخواهند قدس، درۀ اردن، و یک‏سوم خاک کرانۀ باختری را بدهند و در عوض چراغ خانه‏شان روشن باشد. آن‏ها ترجیح می‏دهند در تاریکی مطلق به سر ببرند، اما خیالشان از این بابت راحت باشد. چه چیزی می‏تواند از تاریکی زیباتر باشد وقتی همواره یاد صُمود را در دل‏هایمان زنده نگه می‏دارد و جز نور ماه چیز دیگری نمی‏تواند آن را برهم بزند؟ مگر نشنیده‏اید که می‏گویند: «آنکه ماه را مخفی می‏کند از شب که نمی‏تواند فرار کند.»🔹️ 📚کتاب صمود ✍به کوشش مهدی صدرالدین 📍انتشارات سوره مهر 🇵🇸 🔸️با بدون‌مرز همراه باشید؛ http://zil.ink/bedonemarz
🔴 بهمناسبت سالگرد شهادت شهید سیدهاشم صفی الدین 🔻سمعاً و طاعةً روایت محسن مومنی شریف از دیدار با شهید سیدهاشم صفی الدین 📚کتاب دیدار با دبیرکل ✍به کوشش فائزه طاووسی 📍انتشارات سوره مهر 🔸️با بدون‌مرز همراه باشید؛ http://zil.ink/bedonemarz
بدون مرز
🔴#خط_مرز بهمناسبت سالگرد شهادت شهید سیدهاشم صفی الدین 🔻سمعاً و طاعةً روایت محسن مومنی شریف از دیدا
🔴 به‌ مناسبت سالگرد شهادت شهید سیدهاشم صفی الدین 🔻سمعاً و طاعةً روایت محسن مومنی شریف از دیدار با شهید سیدهاشم صفی الدین 🔸️جنگ سوریه داشت به‌نفع جبهۀ مقاومت تمام می‌شد. از سید هاشم پرسیدم: «چطور شد حزب‌الله تصمیم گرفت در بحران سوریه، نیرو به اون کشور بفرسته و حتی اون رو آشکارا هم اعلام کنه، درحالی‌که در ایران تا مدت‌ها شهادت مدافعان حرم در پنهان و خفا صورت می‌گرفت؟!» تعریف کرد که به‌راحتی به این تصمیم نرسیدند و سر این موضوع، جلسات طولانی با حضور سید حسن برگزار شد: وقتی جلساتمان به نتیجه نرسید، قرار شد سید حسن خدمت حضرت آقا برسند و نظر ایشان را بگیرند. سید صبح رفت و شب برگشت. همان شب، جلسه برگزار شد. او گفت خدمت آقا رسیدم. وقتی به ایشان گفتم بعضی از برادران می‌گویند اگر امروز ما در سوریه جلوی آنان را نگیریم، باید فردا در ضاحیه و بیروت با آنان بجنگیم، آقا تبسم کردند و گفتند: «بیروت و ضاحیه جای خود دارد. اگر آمریکا در سوریه به اهدافش برسد، باید در استان‌های مرزی ایران با آنان بجنگیم!» بعد آقا فرمودند: «حق با ایشان است. باید در همان سوریه جلوی آنان را بگیرید و نگذارید آمریکا در منطقه به اهدافش برسد.» وقتی سید این را گفت، همه گفتند: «سمعاً و طاعةً! می‌رویم زمینۀ بردن نیرو به شام را فراهم کنیم.» 🔹️از چند نفر شنیده بودم سید حسن نصرالله معتقد است جنگ سختی را در پیش خواهند داشت که آن آخرین جنگ حزب‌الله خواهد بود و بعد از آن ان‌شاءالله روزگار دیگری آغاز خواهد شد. از سید هاشم صفی‌الدین پرسیدم: «آیا اون جنگ سختی که سید گفته بودن، همین جنگ شام نیس؟» - نه، اون جنگ با اسرائیله. جنگی که از جنگ ۳۳روزه هم سخت‌تر خواهد بود، خیلی سخت‌تر! 📚کتاب دیدار با دبیرکل ✍به کوشش فائزه طاووسی 📍انتشارات سوره مهر 🔸️با بدون‌مرز همراه باشید؛ http://zil.ink/bedonemarz
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟣 برشی از کتاب 🔸️ صُمود را اغلب در فارسی به کلماتی نظیر «مقاومت» یا «پایداری» ترجمه می‏کنند، اما این کلمه از آن دست کلماتی است که یک دنیا حرف برای گفتن دارند و نمی‏توان به‏راحتی با دیگر کلمات برابر قرارشان داد. بی‏تکّلف اگر بخواهم بگویم، صُمود یعنی «زندگی با حرمان»، اما نه به این معنا که در برابر آن کم نیاوری و خم به ابرویت نیاید، بلکه به این معنا که حتی اگر کم آوردی و خم به ابرویت نشست، باز هم دست از مقاومت برنداری و کاری کنی که حرمان به بخشی از زندگی‏ات بدل شود و همراهِ آن اتفاقی بزرگ‏تر را رقم بزنی.🔸️ 📚کتاب صمود ✍به کوشش مهدی صدرالدین 📍انتشارات سوره مهر 🇵🇸 🔸️با بدون‌مرز همراه باشید؛ http://zil.ink/bedonemarz
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟠 برشی از کتاب 🔸️ توی قهوه خانه یک قهوه‌ی شیرین به حساب بچه های حزب الله خوردم، از فروشنده پرسیدم: نمی ترسی اینجا کار میکنی؟ - چرا بترسم؟ - انفجارات. - فيه نعيش وفيه نموت! (در آن زندگی می‌کنیم و در آن می‌میریم) نمیدانم این عربها این جملات قصار را از کجا می آورند؛ ولی سر زبان هر کدامشان چند تا از این حرف های حماسی و جذاب هست که جان می دهد برای سخنرانی های انگیزشی. 📚کتاب دربازداشت حزب الله ✍نوشته ی محمدحسین عظیمی 📍انتشارات سوره مهر 🔸️با بدون‌مرز همراه باشید؛ http://zil.ink/bedonemarz
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟠 برشی از کتاب 🔹️ با شنیدن جمله بعدی اش چشمم تر شد. یاد خودم افتادم که این چند روز لباس مشکی هم نپوشیده بودم. چرا بپوشم وقتی دیگر دنیا ارزشی ندارد؟ کِی فکرش را می‌کردم روزی پیش از اسم سید حسن بنویسیم 《شهید ؟ عینکم را در آوردم دستی کشیدم روی اشک های لغزیده از چشم هایم و حرفش را با خودم تکرار کردم: 《یعنی بعد سید حسن ما مشکل كل شيء》! 📚کتاب دربازداشت حزب الله ✍نوشته ی محمدحسین عظیمی 📍انتشارات سوره مهر 🔸️با بدون‌مرز همراه باشید؛ http://zil.ink/bedonemarz
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟠 برشی از کتاب 🔻وسط هر میدان و روی هر در و دیواری تعداد زیادی عکس شهدای حزب الله و مقاومت و سید حسن و چمران نصب شده بود. قاب گوشی ام را روی بنر شهید چمران و امام موسی صدر می بستم که زیرش نوشته بود "زرعک اثمر وطنا". بذری که کاشتی برای ملتی میوه داد. 📚کتاب دربازداشت حزب الله ✍نوشته ی محمدحسین عظیمی 📍انتشارات سوره مهر 🔸️با بدون‌مرز همراه باشید؛ http://zil.ink/bedonemarz
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟠 برشی از کتاب 🔹️صفحه‌ی گوشی‌اش را گرفت سمت ما صحنه‌ای از یک انفجار بزرگ در ضاحیه بود. گفت: 《خانه ما رو... خیابون ما رو زدن الحمدلله...》 بعد ادامه داد: 《حالا هم‌درد مردم غزه و بقیه مردم ضاحیه شدیم توی این مسیر هرچی از دست بدیم در واقع به دست آوردیم؛ این خاصیت مسیر حقه.》 محسن ازش پرسید: 《اگه مادرت بشنوه که خونه رو زدن چه احساسی پیدا میکنه؟》 گفت: 《من تربیت شده مادرم هستم.》 📚کتاب دربازداشت حزب الله ✍نوشته ی محمدحسین عظیمی 📍انتشارات سوره مهر 🔸️با بدون‌مرز همراه باشید؛ http://zil.ink/bedonemarz
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔵 به مناسبت دومین سالگرد عملیات طوفان الاقصی و توقیف و بازداشت کاروان صمود 🎞 ببینید! ⭕این است دستاورد بزرگ طوفان الاقصی! در خانواده ای مسلمان زاده شدی یا مسیحی، عربی یا ایرانی، همه چیز به وجدان آدمیت باز می گردد به پاسخ به این سوال که من اکنون چه باید بکنم؟ در این هیاهوی رسانه ای، چگونه چنگ بزنم به دستانی که به خدا می رسند؟ این ها همگی نشانه ی وجدان های بیدار در سراسر دنیاست بانگ الرحیل الرحیل را می شنوی؟ ✍به قلم مبینا کاوه کارشناس مطالعات ترکیه 🔸️با بدون‌مرز همراه باشید؛ http://zil.ink/bedonemarz