eitaa logo
چند لحظه با یک طلبه | Benisiha.ir
161 دنبال‌کننده
77 عکس
0 ویدیو
3 فایل
کانال نوشتارها، اشعار، سخنرانی‌ها و سخن‌آواهای اسماعیل داستانی بِنیسی کانال‌های دیگر بنده: ـ @benisiha_ir ـ @ghatreghatre. تارنمای مرحوم پدرم و بنده: benisiha.ir. صفحۀ شخصی‌‌ بنده: @dooste_ketaab.
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 🎤 از یک سخنرانی دربارۀ شرح کتاب (باب ۵، فصل ۶) در روز شنبه، ۲۴ / ۶ / ۱۴۰۳، بخش ۱: 🔹پیش از زمان حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام. ـ موی سر و صورت کسی سفید نمی‌شد؛ برای همین، گاهی کسی به مجلسی می رفت و پدری و پسرانش را که در آن‌جا بودند، از همدیگر تشخیص نمی‌داد و می‌پرسید که کدام یک پدر است؟ روزی حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام. ـ عرض کرد: «خدایا! برای من قرار بده تا نسبت به فرزندانم برتری پیدا کنم.»؛ پس موی سر و ریش ایشان سفید شد. 🔸هنگامی که ایشان برای بار نُخست، موی سفید در ریشش دید، عرض کرد: «پروردگارا! این چیست؟» پاسخ آمد: «این، باعث انسان است.» عرض کرد: «پروردگارا! بر وقارم بیفزا.» و فرمود: «حمد برای خدایی است که مرا به این سن رَساند و من حتّی به اندازۀ یک‌ چشم‌برهم‌زدن، از او نافرمانی نکردم.» 🔹موی سفید در جلو سر، بابرکت است و در گونه‌ها نشانۀ و و در جای زلف (اطراف گوش)، نشانۀ و در پشت‌سر، شوم است؛ البتّه علّامه مجلسی نوشته است: «مقصود ظاهراً آغاز سفیدشدن موها است.» 🔸(برای اصلاح موهایت) موی سفید را کوتاه کن؛ امّا نکَن؛ چون ـ آن، مسلمانی است ـ و اگر بکَنی، خدا در روز قیامت با تو سخن نمی‌گوید، به تو نگاه (مهربانانه) نمی‌کند و اعمالت را نمی‌پسندد. 🔹اگر در ریشت موی سفید درآمد، در روز قیامت، نوری برایت خواهد بود. ، ، ، @benisi
چند لحظه با یک طلبه | Benisiha.ir
🔴 ی ۸۸ 🦋 راه نورانی‌کردن قبر! 🔹امروز، دوشنبه، ۱۲ / ۳ / ۱۴۰۴،‌ به مناسبت سالروز رحلت مرحوم پدرم، حضرت استاد اسدالله داستانی بِنیسی، ـ رضوان الله تعالی علیه. ـ با خانواده‌ام به مزار ایشان در گلزار شهدا رفتم. 🔸قبرشان را زیارت کردیم و سوره‌هایی از قرآن کریم را خواندیم و به روح شریفشان هدیّه دادیم؛ سپس سر مزارهای مرحوم حضرت آیت‌الله محمّدجواد انصاری و مرحوم حضرت آیت‌الله شیخ علی داستانی که هم عموی پدرم و هم دایی مادرم بودند ـ چون پدرم پسردایی مادرم است. ـ هم رفتیم. رضوان الله تعالی علیهما. 🔹پس از زیارت امامزاده‌های مدفون در آن‌جا، حضرت علیّ بن جعفر و حضرت محمّد بن موسی، ـ علیهما السّلام. ـ همسرم گفت: «چند لحظه پیش، فُلان خانم را که در مجالس سخنرانی‌ شما شرکت می‌کرد، دیدم. او گفت: "خانم معصومه سلیمانی که عقد کرده بود و دو سال، سرطان داشت، از دنیا رفته است و امروز دفن می‌شود." و قبرش را به ما نشان داد.» 🔸این دختر هم در بعضی از جلسات سخنرانی‌های بنده در هیأت پیام‌آوران عاشورا شرکت می‌کرد. او گاهی سؤالاتش دربارۀ خمس و مسائل شرعی‌ دیگر را از بنده می‌پرسید و گاهی نِکاتی از سخنرانی‌هایم را می‌نوشت و به بنده می‌رَساند تا آن‌ها را ببینم و به نظر می‌آمد که دخترِ فهمیده‌ای است. 🔹با خانواده‌ام کَنار قبر او رفتم، آیةالکرسی خواندم و به قبرش دمیدم تا ان‌شاءاللّه او از گرفتاری‌های قبر در امان بماند. 🔸جوانی از تشییع‌کنندگان پیشم آمد و سؤالی پرسید و پاسخ دادم. سپس به او گفتم: «در هنگام دفن میّت، برایش تلقین خوانده می‌شود. همین‌که این خانم دفن شد، بگویید که یکی از حاضران، در کَنار قبر و روبه‌قبله بنشیند و دوباره برایش تلقین بخواند؛ چون همین‌که لَحَد گذاشته شود و جنازه از چشم‌ها پنهان گردد، دو فرشته می‌آیند و سؤالاتی از او می‌پرسند و اگر همان زمان هم برایش تلقین خوانده شود، این مرحله را راحت‌تر می‌گذراند. پس از این که بر قبر، خاک ریخته شود، انگشتان دستتان را در خاک فروببرید و سورۀ مبارکۀ قدر را بخوانید تا از جای انگشت‌های شما، در قبر او نور وارد شود و قبرش نورانی گردد. به دیگران هم بگویید که این کار را انجام دهند.» 🔹آن‌گاه او نامزد این دختر را نشان داد. بنده، داماد را در آغوش گرفتم و به او تسلّی دادم و گفتم: از این شخص بپرسید که چه مطالبی را به او گفته‌ام و به آن‌ها عمل کنید. 🔸جنازه را کنار قبر آوردند و بنده و تشییع‌کنندگان، به امامت یک روحانی، نماز میّت خواندیم؛ البتّه بنده، هم همۀ ذکرهای این نماز را گفتم؛ چون فتوای بعضی از مراجع، این است که در نماز جماعت میّت، مأمومین هم باید همۀ ذکرهای آن را بگویند. 🔹لطفاً شما، هم برای مرحوم پدرم که امروز سالگرد وفاتشان است و هم برای این بانو، حمد و سوره قِرائت کنید و اگر دوست داشتید، امشب برای این دختر متدیّن که عروسی‌اش را ندید، نماز وحشت هم بخوانید. ، ، ، ، ، ، ، ، @benisi