eitaa logo
بېسېم چې
853 دنبال‌کننده
18.9هزار عکس
8.3هزار ویدیو
289 فایل
[بسم الله المھدې...] [سلام‌بر‌ېگانه‌مُنجې‌عـٰالم‌بشرېت..!🕊] {عشق یعنی استخوان و یک پلاک سال‌ها تنهای تنها زیر خاک..🥀} خرده‌ریزها⇦ https://eitaa.com/bisimt
مشاهده در ایتا
دانلود
رمَـزقدرت‌مـٰا درسلاح‌نیست‌ بلکہ‌درعقیدھ‌براےمقـٰابلہ‌با . . . |دشمن| اسٺ✌️🏼💚'!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
♨️ پخش مستند «گاندو 1» از شبکه‌ی سه سیما 🔻 مستندی درباره‌ی شخصیت اصلی سریال «گاندو 1» به همراه سکانس‌هایی از این سریال در قالب مستندی 50 دقیقه‌ای آماده پخش گردید. 🔻 در این مستند، برای اولین بار تصاویر و فیلم‌های دیده نشده‌ای به نمایش درمی‌آید که نشان از پشت پرده‌ی سرویس‌های جاسوسی آمریکا دارد و «جیسون رضائیان» طی گفت‌و‌گویی از توطئه‌های عوامل بیگانه در ایران و منطقه پرده برمی‌دارد. هم‌چنین در این مستند که تولید گروه مستند موسسه‌ی فرهنگی هنری اندیشه‌ی شهید آوینی است، به عوامل نفوذی داخلی که در طی پروژه‌ی جاسوسی با «جیسون رضائیان» همکاری می‌کردند، اشاره می‌شود. 🔻 به گزارش روابط عمومی موسسه‌ی فرهنگی هنری اندیشه‌ی شهید آوینی، مستند «گاندو 1» با مروری به شخصیت «جیسون رضائیان»؛ جاسوس دوتابعیتی ایرانی آمریکایی که سوژه‌ی اصلی سریال پُرمخاطب «گاندو 1» بود، در روز چهارشنبه 22 اردیبهشت ماه بعد از سریال تلویزیونی «یاور» از شبکه‌ی سه سیما پخش خواهد شد. 🗓 چهارشنبه 22 اردیبهشت‌ماه ⏰ بعد از سریال یاور 📺 شبکه‌ی سه سیما
🌱¤. . هر وقت‌ به‌ دردی‌ دچار شدی با خودت‌ بگو: خداروشکر که‌ به‌ مصیبتی‌ گرفتارم‌، نه‌ معصیتی‌.. 🌸🌸
خدایا آدم وقتی تنها می‌شود، تازه اولِ آشناییش با تو است..🌱 🌹
بسم الله الرحمن الرحیم راهیان نور نعمتی بود که مثل خیلی از برنامه های جمعی جهت جلوگیری از انتشار ویروس کرونا تعطیل شد😭 ان شاء الله سعی می کنیم فضای ایجاد کنیم و یاد خاطره شهدا را گرامی داریم هر چند حضور در مناطق چیز دیگری است ولی فضای مجازی هم برکات خود را دارد منتظر چی هستی دعوت از خود شهداست 👇👇 ___________________ کانال راهیان نور @rahiankhuz
دخترکان شیعی مدرسه سیدالشهداء کابل به خاک و خون کشیده شدند...😭 😭😢😓😔 باز هم دخترانت شهیده شدند😔
به وقت رمان 🍂
❂◆◈○•--------﴾﷽﴿--------❂◆◈○• 💞 💞 💠قسمت سمانه با صدای گوشی، سریع کیفش را باز کرد، و گوشی را از کیف بیرون آورد، با دیدن اسم صغری لبخندی زد: ــ جانم😍 ــ بی معرفت،نمیگی یه بدبخت اینجا گوشه اتاق افتاده، برم یه سری بهش بزنم☹️ ــ غر نزن ،درو باز کن دم درم و تنها صدایی که شنید ،صدای جیغ بلند صغری بود.😍😵خندید و"دیوونه ای " زیر لب گفت.😁 در باز شد، و وارد خانه شد،همان موقع یاسین با لباس های سبز پاسداری از خانه بیرون آمد، با دیدن سمانه لبخندی زد و گفت: ــ به به دختر خاله،خوش اومدی ــ سلام،خوب هستید؟ ــ خوبم خداروشکر،تو چطوری؟ این روزا سرت حسابی شلوغه ــ بیشتر از شما سرم شلوغ نیست _نگو که این انتخابات حسابی وقتمونو گرفته، الانم زود اومدم فقط سری به صغری بزنم و برم، فردا انتخاباته امشب باید سر کار بمونیم. ــ واقعا خسته نباشید،کارتون خیلی سنگینه لبخندی زد و گفت: ــ سلامت باشید خواهر،در خدمتیم ،من برم دیگه سمانه آرام خندید و گفت: ــ بسلامت،به مژگان و طاهاسلام برسونید. ــ سلامت باشید،با اجازه ــ بسلامت سمانه به طرف ورودی رفت، سمیه خانم کنار در منتظر خواهرزاده اش بود، سمانه با دیدن خاله اش لبخندی زد، و سمیه خانم با لبخندی غمگین، جوابش را داد، که سمانه به خوبی، متوجه دلیل این لبخند غمگین را می دانست، بعد روبوسی و احوالپرسی، به اتاق صغری رفتند،صغری تا جایی که توانست ،به جان سمانه غر زده بود و سمانه کاری جز شنیدن نداشت، با تشر های سمیه خانم ،صغری ساکت شد، سمیه خانم لبخندی زد و روبه سمانه گفت: ــ سمانه جان ــ جانم خاله ــ امروز هستی خونمون دیگه؟ ــ نه خاله جان کلی کار دارم ،فردا انتخاباته، باید برم دانشگاه ــ خب بعد کارات برگرد صغری هم با حالتی مظلوم، به او خیره شد،سمانه خندید ومشتی به بازویش زد: ــ جمع کن خودتو، و رو به خاله سمیه کرد و گفت _باور کنین کارام زیادن، فردا بعد کارای انتخابات، باید خبر کار کنیم، و چون صغری نمیتونه بیاد من خسته باشم هم باید بیام خونتون😅 سمیه خانم لبخندی زد: ــ خوش اومدی عزیز دلم😊 سمانه نگاهی به ساعتش انداخت ــ من دیگه باید برم ،دیرم شد،خاله بی زحمت برام به آژانس میگیری ــ باشه عزیزم سمانه بوسه ای بر روی گونه ی صغری زد و همراه سمیه خانم از اتاق خارج شدند. ادامه دارد.. 💠نویسنده؛ بانو فاطمه امیری زاده 💠دختران زینبی 💠 ❂◆◈○•---------------------------❂◆◈○•