هدایت شده از Challenge
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادت افتادم چون تو آنتیکای خاص خودتو داری که باعث میشن استانداردات کاملا متفاوتتر از بقیه باشن.
هدایت شده از Challenge
BridgersSavior Complex.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
𝖵𝖺𝗅𝗁𝖺𝗅𝗅𝖺
"انجیل شیطانپرستی–بخش اول الی هشتم–از 《ندای لوسیفر》 تا 《نه همهی کنه ها خون آشام اند!》"
خودمم نمیدونم واقعا چرا دارم همچین چیزی رو میخونم، ولی میارزه، باعث میشه بتونی از تمام زاویه دید ها به اطراف نگاه کنی و آدمای مختلف و دور و برت رو بهتر درک کنی، هم طرف مخالف و هم طرف موافق(که به نظرم به هیچکدوم اعتمادی نیست)، اما بازم.... تا اینجای کار، این دیگه عجب چرندیاتیه😭
هردو طرف سعی دارن روی مسیری که اون رو راه "رستگاری" میدونن شدت بذارن. یکی میگه انجامش نده و خودت رو از لذت آینده به خاطر هوای نفسانی الانت محروم نکن، یکی میگه انجامش بده و با آرمان گرایی درباره انتظار برای آینده لذت زمان حالت رو از دست نده؛ یکی میگه تفریط کن برای آینده، تا تبدیل بشی به چیزی منزه و ماورایی و بی نقص و بی عیب و تقریبا ناموجود از ناف خودِ خود بهشت؛ یکی دیگه میگه افراط کن برای حال، تا تبدیل بشی به چیزی که هستی، یک حیوان وحشیِ دو پا که بر اساس غرایز حیوانیش عمل میکنه.
همونطور که داخل هردو منبع گفته شده، انسان از عنصری شگفت انگیز به نام "شک" به وجود اومده. ما شک میکنیم، و همین باعث میشه بین دوراهی قرار بگیریم، خیلیا این دوراهی رو انتخابِ بینِ خوب و بد تلقی میکنن؛ حالا سوال من اینجاست، اگه کل زندگی ما بر پایه شکه، پس اصلا چرا انقدر سعی داریم قاطعانه و محکم درباره چیزی صحبت کنیم؟ هم منبع اینوری و هم منبع اونوری سعی دارن اثبات کنن که به جز محور اصلیشون، به انسانیت اهمیت میدن، خب، اصل ماجرا همینه، انسانیتت کافیه، دیگه چرا وارد حواشی میشی؟ زندگی ما، خودِ ما، وجود ما همه و همه بر پایه شک هست. ما حتی نمیدونیم چیزی که داریم میبینیم واقعا الهام الهیه که باعث شده با قدیسه ها ارتباط برقرار کنیم و یه تور برزخ گردی داشته باشیم و دوباره به زندگی برگردیم و بعد بیایم درباره اش جلوی دوربین سخنرانی کنیم یا صرفا یه توهم و یه خواب مثل رویا هایی که هرشب میبینیم بوده فقط چون یه عمر کامل همه این محتویات رو ملکه ذهنمون کردیم و بعد میایم اون دروغ هایی که ذهنمون ساخته رو به خورد هزاران آدم دیگه میدیم، حتی نمیدونیم آیا چیزی به اسم "شیطان" واقعا یک موجود جداست یا همون "خودِ" فاسدِ کثیفِ منزجر کنندهی خودمونه؟ ما نسبت به همه چیز مشکوکیم و شک اینطور با زندگی ما گره خورده، پس چرا انقدر سفت و سخت روی اعتقادات مختلف خودمون، چه بد و چه خوب ، یا به عبارتی همون خرافه و خیالات خودمون، پافشاری میکنیم؟!