eitaa logo
داستان های عبرت انگیز
2.7هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
1.1هزار ویدیو
2 فایل
🔎اگر داستان عبرت انگیزی در زندگی شما اتفاق افتاده برای ما بفرستید، منتشر می کنیم شاید یه نفر نجات پیدا کرد. لینک پیام به ادمین https://harfeto.timefriend.net/17156321536646 تبلیغات 👇 https://eitaa.com/tablighat_arzan3
مشاهده در ایتا
دانلود
▪️امام صادق علیه‌السلام: 🔸یقینا امام حسین علیه السلام هرکس را که برایش گریه کند می‌بیند و از روی مهربانی برایش استغفار می‌کند و از پدرش امیرالمومنین علیه‌السلام نیز می‌خواهد برای او استغفار کند. 🔹وَ إِنَّهُ لَيَرَى مَنْ يَبْكِيهِ فَيَسْتَغْفِرُ لَهُ رَحْمَةً لَهُ وَ يَسْأَلُ أَبَاهُ الِاسْتِغْفَارَ لَهُ... 📚کامل الزیارات، ص۳۲۹. 👈 وقتی برای امام حسین علیه‌السلام گریه می‌کنی، بهترین وقت دعاست. چون آقا داره نگاهت می‌کنه! و چه دعایی بهتر از دعا برای فرج؟!✨ کانال داستان های عبرت انگیز👇 @cafedastan
10.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از این به بعد هر جا کم بیارم میگم... تو صاحب منی کانال داستان های عبرت انگیز👇 @cafedastan
17.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌️اولین کسی که گفت: امام حسین را سیاسی نکنید ‌‎‌ کانال داستان های عبرت انگیز👇 @cafedastan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨انسانیت یعنی این !!! مردی که به مدت ۵۰ سال رازی را نزد خود نگه داشته بود !!! این مرد به یک شوِ تلویزیونی دعوت شد ولی علت دعوت خود و همچنین تشویق ایستاده تمام مهمانان حاضر در آن جشن را نمی دانست ! نیکولاس وینتون در سال ۱۹۳۸ توانسته بود به طور مخفیانه ،تعداد ۶۶۹ کودک خردسال را که قرار بوده به کمپ آشویتس (کمپ کار اجباری در لهستان ) برده شوند را از نازی ها خریداری ، و آنها را به بریتانیا می برد ، و برایشان خانواده های جدید می گیرد ، ولی وینتون هرگز در این مورد با هیچکس صحبت نکرد ، تا اینکه زنش دفتر یادداشتی مربوط به ۵۰ سال پیش با تمام اسامی و تصاویری از کودکان نجات یافته را می یابد ، و آنرا به یک ژورنالیست (روزنامه نگار)می دهد ، برای بزرگداشت از وینتون، آن کودکان را که اکنون مردان و زنان میانسالی شده بودند ، در جشن تلویزیونی دعوت می کند ، کار خیر کردن یعنی اینکه ۵۰ سال بگذرد و در مورد عمل خیری که انجام دادی با هیچکس حتی عزیزترینت، صحبتی نکنی !!! کانال داستان های عبرت انگیز👇 @cafedastan
رسول دادخواه خیابانی تبریزی معروف به حاج رسول تُرک، از عربده‌کش‌های تهران بود،اما عاشق امام حسین علیه‌السلام بود.در ایام عزاداری ماه محرم شب اول، بزرگان و صاحبان مجلس محترمانه بیرونش کردند و گفتند: تو عرق‌خوری و آبروی ما را می‌بری!حاج رسول برگشت و داخل خانه رفت و خیلی گریه کرد و گفت: ناظم ترک‌ها جوابم کرد، شما چه می‌گویی، شما هم می‌گویی نیا؟! اول صبح در خانه‌اش را زدند، رفت در را باز کرد، دید، ناظم ترک‌هاست، روی پای حاج رسول تُرک افتاد و اصرار کرد بیا بریم، گفت: کجا؟! گفت: بریم هیئت! حاج رسول گفت: تو که من را بیرون کردی؟ گفت: اشتباه کردم، حاج رسول گفت: اگر نگویی نمی‌آیم! ناظم گفت دیشب در عالم رؤیای صادقانه دیدم، در کربلا هستم، خیمه‌ها برپاست، آمدم سراغ خیمه سیدالشهداء علیه‌السلام بروم، دیدم یک سگ از خیمه‌ها پاسداری می‌کند، هر چه تلاش کردم، نگذاشت نزدیک شوم، دیدم بدن سگ است، اما سر و کله حاج رسول است، معلوم می‌شود امام حسین علیه‌السلام تو را به قبول کرده است. ناگهان حاج رسول شروع کرد به گریه کردن، آنقدر خودش را زد گفت: حالا که آقام من را قبول کرده است، دیگر گناه نمی‌کنم، توبه نصوح کرد، از اولیای خدا شد. شبی عده‌ای از اهل دل جلسه‌ای داشتند، آدرس را به او ندادند، ناگهان دیدند در می‌زنند، رفتند در را باز کردند، دیدند حاج رسول است! گفتند: از کجا فهمیدی کلی گریه کرد و گفت: بی‌بی آدرس را به من داده است، شب آخر عمرش بود و رو به قبله بود گفتند: چگونه‌ای!گفت: عزرائیل آمده، او را می‌بینم، ولی منتظرم اربابم بیاید. کانال داستان های عبرت انگیز👇 @cafedastan
♦️اگر کسی به این باور برسد که غیر از " خدا " به کسی احتیاج ندارد خداوند هم او را به غیر خودش محتاج نخواهد کرد کانال داستان های عبرت انگیز👇 @cafedastan
🔆ملخ يك شخصى آمد خدمت مرحوم ((حاج شيخ حسن على اصفهانى )) رحمة الله عليه معروف به نخودكى و گفته بود: آشيخ يك سِرى ملخ آمده اند دارند مزرعه مرا مى خورند. آقا فرموده بود: تو حق فقراء را نمى دهى ، زكات نمى دهى خُب حق فقرا را ملخ ‌ها مى خورند. چون زكات نمى دهى آنها بر مى دارند، آيا قول مى دهى زكات بدهى ؟ گفت : بله آقا. آقا يك دعا برايش نوشت و فرمود: برو اين دعا را توى آن زمين چال كن و از قول من به آن ملخ ‌ها بگو، ملخ ‌ها شيخ حسن على گفته بلند شويد برويد پاى اين ساقه هاى گندم و علفهاى هرزه زمين را بخوريد، من زكات مى دهم . من آمدم دعا را در زمين چال كردم و حرف آشيخ حسن على را هم براى ملخ ‌ها گفتم . ملخها از روى خوشه هاى گندم بلند شدند و پاى ساقه هاى گندم نشستند و شروع كردند علفهاى هرزه را خوردن ، علفهاى هرزه را مى خورند و سير مى شوند. كم كم گندمها رشد كردند و مزرعه ما آن سال محصول بسيار عالى داد و ما هم به قول خودمان عمل كرديم . 📚داستانهايى از مردان خدا، قاسم مير خلف زاده کانال داستان های عبرت انگیز👇 @cafedastan
16.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴🏴🏴 روز پنجم محرم 💠شبث بن ربعی ریاحی که بود و چه نقشی داشت؟ 💠تاسیس کننده خوارج چه کسی بود؟ 💠اولین بیعت کننده با یزید که بود؟ 💠علت درخواست امام حسین (ع) برای بازگشت به مدینه کانال داستان های عبرت انگیز👇 @cafedastan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
-خواص قرائت سوره واقعه در شب جمعه.mp3
1.05M
🌹 شگفت انگیز در 🎙 استاد مسعود عالی کانال داستان های عبرت انگیز👇 @cafedastan
سوره واقعه ۲۰ بهمن ۱۴۰۱.mp3
11.67M
آرامش شبـــــ♡ـــانه کانال داستان های عبرت انگیز👇 @cafedastan