هرچه گفتم، دل نرو دنبال آن چشمانِ مست
دل بگفت من میروم؟ چشمان مستش می کَشَد
#راحم_تبریزی
"وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ"
نترس و از دوريش غمگين مباش، زيرا ما او را به تو بازمىگردانيم.
#القصص7
مرا محتاج رحم این و آن کردی، ملالی نیست
تو هم محتاج خواهی شد جهان دار مکافات است
#فاضل_نظری
یعنی ب قدری این جعبه سیگار رو پسندیدم ک،
هیجاناتم و تک ب تک سلولام دلشون ریلیشن شیپ خواست.
البته ب شرطی ک طرف smoker باشه تا بتونم این جذاب رو بهش هدیه بدم.
اما فارغ از همهی اینا ب راستی پسندیدمش.
نه تنها او را میخواستم، بلکه تمام ذراتِ تنم ذرات تن او را لازم داشت، فریاد میکشید که لازم دارد و آرزوی شدیدی میکردم که با او در یک جزیره گمشده ای باشم که آدمیزاد در آنجا وجود نداشته باشد، آرزو میکردم که یک زمین لرزه یا طوفان و یا صاعقه آسمانی همه این رجاله ها که پشت دیوار اطاقم نفس میکشیدند، دوندگی میکردند، کیف میکردند همه را میترکانید و فقط من و او میماندیم.
آرزو میکردم که یک شب را با او بگذرانم و با هم در آغوش هم میمردیم.
بنظرم می آید که این نتیجه عالی وجود و زندگی من بود..
#صادق_هدایت
بین همهی چیزهایی که تا الان بودم و هستم، رفیق تو بودن رو از همه بیشتر دوست دارم. اینجاشو بهت نمیگم که شاید فقط همونو دوست دارم.
آی دختر دختر دختر=)
سلام به روشنیِ حرفات تو دنیای تاریکم.
به ارغوانیِ رگهای پشتِ نبضت و به سادگیِ درکت از جهان بخاطر دیوونهگیات.
به سکوتِ چشمهای پراز حرفت.
حالا دوسالیه که اینجایی و چند وقتیه باور دارم به معنیِ تقلا برای حتی یک ثانیه بیشتر زنده موندن برای بیشتر دیدنِ لبخندِ کسی؛ سلام به لبخندت که «تزریقِ زندگی بود، توی رگهای مرگ.»
به چشمهات که واقعیترین شکلِ آغوشه؛
رفیق زیبای من
سالگرد زمینی شدنت مبارک دیوونه:*)
"ریحانه" بماند برای بیست و هفتمین روز بهمن هرسال.
.🌱
دلم تا برایت تنگ می شود
می نشینم
اسمت را
می نویسم
می نویسم
می نویسم
بعد می گویم
این همه او
پس دلتنگی چرا ؟