هر وقت تو زندگی گیر و گوری پیدا کردید
برید بغل دست مامانتون بشینید و سر حرفو باهاش باز کنید.
مامانت گیر و گورتو از تو چشمات میخونه و دقیقا حرفایی میزنه که گیر و گورتو باز میکنه.
یعنی مامان یه تنه کاری میکنه وقتی از کنارش پامیشی، با آدمی که یه ساعت پیش اومدی کنارش نشستی کلی فرق کردی...
ما که باشیم، که مارا دهد آغوش تو دست؟
با خیال تو مگر دست در آغوش کنیم...
_هلالیجغتای
یجلس بجانبی
کتفه بجانب کتفی
فتنمو لی اجنجه!
درکنارم مینشیند
شانه به شانهام
بال در میآورم.
هرداستان عاشقانه، بالقوه داستان اندوه نیز هست. اگر نه در اوایل، اما در ادامهاش. برای این یکی شان نه، برای دیگری؛ بعضی وقتها هم برای هردویشان!
_عکاسیبالونسواریعشقواندوه،جولینبارنز
چه نویسم؟ که نوشتنی نیست. چه گویم؟ که گفتنی نیست. چه بشنوی؟ که شنودنی نیست.
_نامهیسیوچهارم،عینالقضاتهمدانی
اگر نتوانید مهارت لذت بردن
از هرآنچه را که درزندگی دارید،
درخودتان ایجاد کنید؛
مطمئن باشید
با بیشتر بدست آوردن هرچیز
هرگز خوشحالتر نخواهید شد.
_باربارادیآنجلیس