{قد تحکی العیون شیئا فی الفواد تخبا}
چشم چیزی را حکایت میکند که درقلب نهان شده است.
وگفت: دستی فارغ و دل ساکن، و هرجا که خواهی میشو!
_ذکرابراهیمخواص، تذکره الاولیاء
زندگی همین طوری دارد از لای انگشتانمان میریزد، این های و هوی زندگی نیست. من احساس میکنم چیزی مصنوعی را تجربه میکنم، در حالیکه زندگی واقعی دارد از کنارم رد میشود.
_ازمیاننامههایانتوانچخوفبهاولگاکنیپر
همان کاری که وقتی انجامش میدهید هیچ ترسی نمیتواند جلوی شما را بگیرد، رویایتان است.
_دبیفورد،شجاعت
عاشقان گر طالب دیدار روی مهدیاند
محفلِ صاحب زمان در خیمهگاه زینب است
#ولادتحضرتزینبمبارک🌻
ضحکتک
تزحزح اشیاء کثیره
اولها قلبی.
خندهات
بسیاری چیزها را دگرگون میکند
پیش از همه قلبم را.
کلما سالونی
الملائکه الموکلین علی تعذیبی
بسوالهم المعتاد
وین ودیت العمر یبن ادم؟
اشیر الی بیتکم وابتسم.
هرگاه فرشتگان گماشته شده
بر شکنجهی من
پرسش همیشگیشان را از من پرسیدند:
"ای فرزند آدم، عمرت را چه کردی؟"
سوی خانهات اشاره میکنم و لبخند میزنم.
_محمدخالد