eitaa logo
ڪافونھ
185 دنبال‌کننده
283 عکس
213 ویدیو
1 فایل
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم کافونه: ‏ "حرکت دادن نرم انگشتان میان موهای کسی که دوستش داری..." اینجا سیو مسیج منه که به اشتراک میذارمشون. می‌رسد به دستم: https://harfeto.timefriend.net/17325426019955 تبادل ندارم.
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی من هنوز توی قنوت نمازم ناخودآگاه الهم احفظ قائدنا الخامنه ای میگم…😭
هدایت شده از h.ahmadpur
38.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹منم شمارو خیلی دوست داشتم، خیلی... 😭😭😭😭
اگر خبرگان ایتا و توییتر اجازه می‌دهند، مجلس خبرگان رهبری که متشکل از ده‌ها مجتهد و فقیه جامع‌الشرایط است و با رأی مردم برگزیده شدند، جانشین آقا را انتخاب کنند! انتخاب نائب امام زمان را به پروژه توییتری و ابتذالات انتخاباتی تقلیل ندهید. شأن جایگاه ولایت را حفظ کنید. - کبری آسوپار
هدایت شده از ✨️Sonnenblume🌞
ریخت برهم با زمین‌ افتادنت‌، دنیای‌ من💔... دیدی آخر چشم‌خوردی خوش‌قد و بالای‌من ؟
هدایت شده از بیسیمچی مدیا 🎬
برای به تصویر کشیدنِ شکست فاحشِ آمریکا و رژیم صهیونیستی، همین یک عکس کافی است. @BisimchiMedia
دست خدا بر سرما خامنه‌ای رهبرما❤️
هدایت شده از ✨️Sonnenblume🌞
دستاورد ترامپ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تمام عمر دنبال دلیل زندگی گشتم.. در آغوش تو فهمیدم که شرحی مختصر دارد!
هدایت شده از ✨️Sonnenblume🌞
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بله گفتیم شهادت اقای لاریجانی هم تاثیری نداره روی روند ما پاشدیم رفتیم توی خیابون شعارامونو هم دادیم حالا میخوایم بشینیم گریه کنیم...
مروری بر ۲۱ سالگی بیست و یک سالگی برام سن پر چالشی بود، سالی بود که مسئولیتی رو قبول کردم که خطاب شم: خانوم خونه. نمیخوام از خانم خونه بودن حرفای کلیشه ای بزنم، میخوام واقعیتی که تجربش‌کردم رو بگم. خانوم خونه بودن برعکس اسم سادش خیلی سخته، بعضی روزا نا امیدی، خسته ای، غمگینی، بعضی روزا نمیتونی جلوی اشکاتو بگیری، حوصله خودت رو هم نداری و نمیدونی کجای زندگی ای، اما با وجود همه اینا باید چراغ آشپزخونتو روشن کنی، زیبا باشی، خوشرو باشی و “نور” خونه باشی. به نظرم نور خونه بودن مهم ترین و سخت ترین رسالت یه زن تو زندگیشه. بیست و یک سالگی برام سنی بود که خیلی وقتا خودم از خودم تعجب میکردم که: یعنی این منم که دارم این رفتارارو از خودم نشون میدم؟ یعنی این منم که اینقدر زودرنج شدم و نمی تونم بغضمو کنترل کنم؟ و این مسئله که چرا نمیتونم مثل قبل خودم باشم بیشتر از هر چیز اذیتم میکرد. تایم های زیادی از بیست و یک سالگی ای که قرار بود پر از فعالیت برام باشه به بطالت گذشت و بدون سود از دستم رفت… بیست و‌یک سالگی روزهای خوش هم برام کم نداشت، روزهایی که از ته دل خندیدم، چشمهام از خوشحالی برق زدن و احوالات خوبی که بدون همین خانوم خونه شدن نمیتونستم تجربشون بکنم و بابتش هزاران باز خداروشکر میکنم در نهایت بیست و یک سالگی برام یه پایان خوب داشت، اینکه بعد از تجربه همه اینها، فهمیدم کجا وایسادم، نقطه ضعفامو فهمیدم، فهمیدم چطوری تلاش کنم برای خودم شدن و البته بهترینِ خودم شدن. اتفاقایی برام افتاد که بیشتر از همیشه هر لحظه محتاج نگاه خدا بودن رو حس کردم ، این روزا بیشتر از قبل به معنای زندگی و اینکه رسالت من تو این دنیا چیه فکر میکنم و در نهایت بهترین یادگار بیست و یک سالگی برام این بود که: ما للعب خلقنا… بیشتر از هر وقتی ارزش ادمای خوب اطرافم رو فهمیدم، اهمیت همسرم، وابستگیم به خانواده و عمیقا سپاسگزار خدا بودن بابت دختر آفریده شدن… امیدوارم ۶،۵ سال دیگه وقتی دارم از خاطراتم برای دختر یا پسرم تعریف میکنم، بهش بگم: تولد بیست و یک سالگیم کشورمون درگیر جنگ با اسراییل و آمریکا بود، بعد ازم بپرسه: اسراییل؟ جواب بدم اره اون موقعا اسراییلی بود، ولی در تقاص گرفتن خون رهبر و فرماندهامون که شهیدشون کردن، نابودش کردیم، دیگه نیست…. امیدوارم ۲۲ سالگی برام شروع یه روند جدید باشه، شروع واقعیِ بزرگ شدن، نه فقط بزرگ شدن سن شناسنامه ای. ای خدایِ ماه رمضونِ قشنگ، دوست دارم:)
بماند به یادگار از احوالات آخرین روزهای اسفند ۱۴۰۴ پ‌ن: عکس بهتری برای این متن نداشتم😔😂