یه ساعته زل زدم به این عکس، دلم میخواد یه بالش بزارم رو فرش زیر آفتاب، #چادر#نماز مامانمو بکشم روم و به خواب عمیقی فرو برم...
#نوستالژی
🙈@cartoon_ghadimy🙊
زمستان بود، هوا تاریک، مادر چادرش سرش بود و #نماز میخوند.
کتری روی #چراغ علاءالدین میجوشید، کلی از مشقها مونده بود، برنامه #کودک تموم شده بود وبغض #کودکی من شروع....... 😔
#نوستالژی
🙈@cartoon_ghadimy🙊