🖇 #خاطره
🍂زیاد خواب #بابام رو می بینم یڪ بار وقتی پدرم اومد به #خوابم، افتادم
روی #دست_شون و شروع ڪردم
به #بوسیدن،
🍂بهشون گفتم:
بابا لحظه #شهادت (سقوط هواپیما) چه احساسی داشتی؟ خیلی درد کشیدی؟
🍂اول طوری بهم نگاه کردند که چرا این سوال رو می پرسم، اما بعد خندشون گرفت و با #خنده بهم گفتن آنقدر کیف داد، آنقدر خوب بود، عالی بود...
#شهید_احمد_کاظمی🌷
🍃🌹🍃🌹
@AMMERIN
#به_سبک_شهدا
✅ شهید حمید سیاهکالی مرادی
🔻سوار تاکسی شدیم. راننده ترانه ای با صدای خواننده خانم گذاشته بود!
🔹حمید با #خنده و #خوشرویی به راننده گفت: مَشتی! صدای خانوم رو لطف می کنی ببندی؟
اگه داری صدای مردونه بذار.
🔸راننده از #طرز_بیان حمید کلی خندید و همان موقع ترانه را قطع کرد.
🔹حمید گفت: اشکالی نداره، یه چیزی بذار که خانم نباشه.
🔸گفت: نه حاج آقا، همون یک کلمه من رو #مُجاب کرد، صحبت می کنیم و
می خندیم.
این طوری راه کوتاه می شه. 😊
📚برگرفته از کتاب «یادت باشد»
#امر_به_معروف_به_روش_صحیح
@AMMERIN
#به_سبک_شهدا
✅ شهید ماشاالله شیخی
🍃از خصوصيات بارز شهيد شيخی، #شوخ_طبعی او بود .
هميشه لبانش پر از #خنده بود.
اما در عين حال از سخنان لغو پرهيز می كرد.
👈در جبهه هرگاه از دهان كسی سخن لغوی خارج می شد بلافاصله اين شهيد بزرگوار می گفت:
✨ذكر امروز سبحان الله است يا اذكار ديگر...
👌به اين طريق بدون اينكه مستقيما به آن فرد تذكر دهد ، به او می فهماند كه می بايست از سخنان لغو پرهيز نمايد و آن شخص هم بدون اينكه ناراحت شود ، متوجه می شد و در سخن گفتنش بيشتر مراقبت می كرد.
@AMMERIN