پس قراره چی بشه الان ؟
واقعا دوست داریم زندگی برامون اسپویل بشه ؟
یعنی وقتی ۸۰ سالمونه خوشحالیم از اینکه ۱۹ سالگی خودمونو نکشتیم ؟
یعنی ارزششو داشته ؟
روز کریسمس پازل درست کردم یعنی ؟
دوست داشته شدم ؟
بیشتر زندگیم رو گریه کردم یا خندیدم؟
نوه ام منو دوست داره ؟
نوه دار شدم اخرش اصن ؟
وقتی ۸۰ سالم شده و پوست صورتم چروکیده وقتی تو آینه نگاه میکنم،خودمو دوست دارم یا نه ؟
آخرش کشورایی که میخواستم ببینم رو دیدم یا نه ؟
اخرش حسرت میخورم ؟ یا یه لبخند رضایت روی لب هامه از زندگی ای که داشتم.
اصلا ۸۰ سالگیو دیدم ؟ ...
#feels
[چطوری ؟
خوبم!]
*اولی اصلا براش مهم نیست خوبی یا نه
و دومی احتمالا دروغ میگه که خوبه.
یه جمله ای امروز خوندم خیلی قشنگ بود
پدره به دخترش میگفت
جوری بزرگت میکنم که هیچ وقت آرزو نکنی کاش پسر بودم ...
دوست دارم دیگه نترسم از گفتن حرفام
نترسم از قضاوت نزدیک ترین یا دور ترین ادمایی که تو زندگیمن یا تو زندگیم نیستن.
نترسم از خودم بودن.
#feels
امروز با یه نفر یه صحبت کوتاه راجب یه نقاشی داشتیم.
یادم رفته بود چقدر صحبت راجب چیزای عمیق رو دوست دارم.
چقد فلسفه رو واقعا دوست دارم.
چقدر از صحبت های سطحی خسته شدم.
و خیلی اتفاقی بعد اینکه شروع کردم چند تا نظریه های فلسفی که تاحالا نخونده بودمو بخونم.
دلم برای ریاضی تنگ شد.
برای مسئله هایی که وقت میزاشتم تا حلشون کنم.
خسته شید از بحث کردن راجب یه موضوع با یه نفر.
یعنی تو اگه به دوستی فامیلی خانواده هرکی برگشتی گفتی که تو از یه کاری بدت میاد و اون هی انجامش داد دیگه سعی نکنید هی یاداوری کنید.
از چشمتون بیوفتن فقط.🎀