- صادقانه بگو
توی رویاهایت، آنجایی که هیچ رودربایستی با هیچ کسی نداری، آنجا که دیگر غرورت یکه تازی نمیکند، آنجا که مجبور نیستی تظاهر کنی به هیچ چیز،
آنجا هم مرا دوست نداری...؟
- ما از آدم هایی که هیچ انتظاری ازشون نداشتیم بیشتر محبت دیدیم و بر خلاف ذهنیتمون، از آدمایی که ازشون انتظار داشتیم خیلی ضربه خوردیم.
- من خستهام، نمیتوانم دربارهی چیزی فکر کنم و تنها میخواهم سر بر دامنت بگذارم، تماس دستهایت با پیشانیام را احساس کنم و تا ابد در این حالت بمانم.
- آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم
بهجز عزیمت نا به هنگامم گزیری نبود ؛
چنین انگاشته بودم
آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود.
- شاملو
- یک روز صبح دستت را میگیرم
میبرم یک جا، که دست هیچکس به خلوتمان نرسد
آن وقت من میمانمُ، غزلِ لبهای تو
و یک دنیا سکوت
- وقتی خدا داشت تو را می ساخت
چه حال خوشی داشت
چه حوصلهای!
این موها، این چشمها
خودت میفهمی؟
- عباس معروفی