- چکار کنم تا از اندوهت کم شود؟!
میدانم همرنگ شب شده ای
من خود آن نقاشی ام که بر بومم
درد را با لبخند میکشم.
- آری غریبه میشویم ؛
اما رد دست هایت بر تنم، آهنگ صدایت در گوش هایم، طعم بوسه هایت بر لبم، بوی آغوشت بر کالبدم، و رد احساست بر روحم
تا همیشه باقی میماند.
- تردید نکن که نوری هست
شاید چندان نباشد که گفته اند اما آنقدر هست که از پس تاریکی ات برآید.
- وقتی اونقدر دوری
که نه میشه بهت مشت زد و نه میشه نوازشت کرد
دوست داشتن یا دوست نداشتنت چه فرقی داره؟
فقط اصرار دارم روی تظاهر به اینکه حضور داری.
مواجه شدن با غیبت تو، فعلا در وسع روحیه ی من نیست.
- نوشتم تا تو بخوانيش ،
نوشتم تا شاید مرا پیدا کنی..
به جز این، باقی همه بیهوده است.
- امیرحسین کامیار
- مغزم را آتش زدم، دود کرد، رفت و با هوا یکی شد
حالا من دیگر نه فکرت را دارم
نه یادت و نه حتی مغز خود ..
- هرکس در عمق وجود خود، قبرستان کوچکی دارد که محل آرمیدن تمام کسانی است، که او یک روز آنها را دوست داشته است.
- رومن رولان