eitaa logo
دفتر شعر گهر
227 دنبال‌کننده
448 عکس
43 ویدیو
1 فایل
ای آنکه رباعی مرا می‌خوانی تا روضه‌ی بعد منتظر می‌مانی در وقت صله گرفتن از آل الله در اجرت روضه با #گهر یکسانی #گهر https://eitaa.com/daftaresher110 آثار ط. اسدیان مدیریت کانال @fatemiioon
مشاهده در ایتا
دانلود
من آمدم خاری در این گلزار باشم خیس عرق از عشقتان سرشار باشم چادر به سر پای برهنه آمدم تا با خواهران و دخترانت یار باشم https://eitaa.com/daftaresher110
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فکر کردی که شکستی شیشه ی فانوس را؟ یا که در شیراز ما آتش زدی طاووس را؟ رویش امثال ما از دامن خاکستر است چون نمی‌دانی بدان آتش زدی ققنوس را https://eitaa.com/daftaresher110
با همه دلنگرانیم خداحافظ عشق ما که تنهای جهانیم خداحافظ عشق عقل تکلیف مرا خوب معین کرده دردِ در سینه نهانیم خداحافظ عشق امشب این آخر عشق است خداحافظ جان خِبره در کندن جانیم خداحافظ عشق در سکوت است خداحافظی مظلومان مُهر خورده به دهانیم خداحافظ عشق @daftaresher110
پشت دروازه‌ی ساعات کجایی عباس؟ معجرِ عمه‌ی سادات!!! کجایی عباس؟ دخترانی که مبرقع ز منا آمده‌اند... چشم نامحرم و الواط کجایی عباس؟ @daftaresher110
با پای پیاده اربعین می‌آییم همراه سپاه شاه دین می‌آییم با اهل عزا با کرم شاه نجف با نام «حسین» پر طنین می‌آییم https://eitaa.com/daftaresher110
سبک "شبها که نان و خرما به دوش خود کشیدم" بعد از شما عمو جان رفتیم ما اسارت ما هم فرار کردیم شد خیمه‌ها که غارت خیمه به خیمه گشتم اما نبود بابا بابا چرا عموجان تنها گذاشت ما را من نوه‌ی علی‌ام زهراست مادر من عمه همیشه گفته زیباست معجر من معجر کشید دشمن وقتی که از سر من سیلی که زد، لگد زد بر جسم پرپر من آغوش عمه جان شد همواره سنگر من چون خواهر سه ساله‌ام پاهای کوچکی داشت گاهی عقب می‌افتاد خولی عجب چکی داشت تا عمه ها بیایند خواهر دگر نمانده یک جای سالم از او پا تا به سر نمانده از زیر پای دشمن وقتی کشید بیرون بی‌هوش بچه بود و دستان عمه پُر خون در کوفه کوچه گردی با خطبه‌های عمه زندان کوفه را کرد دشمن سزای عمه بردند تا به شام و هر شهر کوچه گردی چشمان هرز ناپاک می‌دیدمان چه دردی کوچکترین ما بود رقیه خواهر من بی‌تاب و بی‌قرار است خواهر لاغر من مویش سفید و رویش انقدر که کبود است می‌سوزد این دل من، خواهر چنین نبوده است حتی نشد بگیرم او را بغل از این درد حالا چرا عزیزم دستان تو شده سرد امشب اگر گرسنه‌ است، خواهر غذا نخورده شاید پدر رسیده خواهر گرسنه مرده با آن صدای زخمی انقدر یا ابه گفت بابا رسید اما بر دست عمه او خفت دشمن اگر چه ما را با خطبه‌های عمه آزاد کرد اما دیگر نبود رقیه تا اربعین رسیدیم کرببلا چه حالی ما آمدیم اما جای رقیه خالی بابا تو کربلایی اما رقیه جا ماند در شام بین غربت مظلوم و خسته جان داد جمع همه شهیدان در کربلاست با هم تنهاست خواهر من در شام مردم از غم ای زائران بابا کرببلا که رفتید در اربعین بابا یاد همه بیفتید طفلی اگر جلوی چشم شما قدم زد یاد رقیه باشید کرببلا نیامد نائب زیاره باشید در اربعین برایش جبران گریه بر او بر دوش عمه‌هایش https://eitaa.com/daftaresher110
یک شب کشیدی... آنچه من هر شب کشیدم... https://eitaa.com/daftaresher110
یا علی ای ناودانت ابر باران بهشت سایه بانت سایه ی طوبا به
یا علی با نان جو هر روز کردی سد جوع از بزرگی مقامت آسمان‌ها در رکوع https://eitaa.com/daftaresher110
علی ای قیمت زهرا فقط تو امام و بیعت زهرا فقط تو زمانی که غیوران در سکوتند تمام غیرت زهرا فقط تو https://eitaa.com/daftaresher110
صورتش رو خاک حجره روضه ی خدالتریبه اثر زهر روی جیگر می خونه حسن غریبه تشنه لب جون می ده اما پسرش رسیده از راه جوادالائمه اومد وداع عجیبیه آه نفس آخر بابا خون رو پاک می کنه از لب داره جون می ده ولی باز امون از غم های زینب بابا داره می ره از دست پسرش بی کس و یاره خیالش راحته هیچکس کاری با ناموس نداره پسرش سالمه اما امون از روضه اکبر یه علی جون می ده اما پسرش نمی شه پرپر داغ مادر رو ندیده داغ خواهر رو که دیده خواهرش شهید شد اما قدش رو کسی رو ندیده انتقام این روزا رو یه روزی با هم می گیریم یا پیروز می شیم یا ما هم توی این مسیر می میریم امون از روضه ی گودال امون از روضه ی کوچه عمری سوختیم پای روضه امون از کشتن بچه پای انتقام می مونیم نسل به نسل روضه می خونیم بچه هامون رو با روضه جای لالا می خوابونیم آخرش یا بچه هامون انتقام تو می گیرن یا پای روضه ی ارباب جون می دن برات می میرن https://eitaa.com/daftaresher110
هدایت شده از دفتر شعر گهر
"خداحافظ احسان خواجه امیری" سلام ای اباصالح ای مرد تنها سلام ای به دوشت بود کوه غم‌ها سلام از همه نوکران سوی آقا سلام ای عزادار اصلی مولا پدر بین بستر، پسر در کنارش پدر گشته مسموم، پسر بیقرارش پدر بیست و هشت سال، پسر چار پنج سال پسر شد وصی دل داغدارش اگر می‌روم من به دیدار جانان اگر که غریبی تو تا روز پیمان تو تنها نمی‌مانی بی من عزیزم تو را می‌سپارم به دست محبان اگر بار دنیا به دوش تو افتاد دگر خسته گشته جهانی ز بیداد دعا می‌کند مادر خسته‌ی تو به دست تو گردد همه عالم آزاد اگر که دلت را بدی‌ها شکسته اگر بی وفایی تو را کرده خسته تو تنها نمی‌مانی فرزند زهرا به سوی خدا رفته دست شکسته وداع من و تو به غربت در این شب یتیمی تو جانم آورده بر لب کنون زنده کرده غم کربلا را به یاد وداع حسین، جانِ زینب خداحافظ ای دلبر کربلایی خداحافظ ای عشق زینب کجایی تو تنها نمی‌مانی بی من برادر تو می‌سپارم به دامان مادر @daftaresher110