eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
7.6هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
17.7هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
⛔😱میدونستی این قد واقعی تو نیست⁉️ 🔥 به قد الانت بین 7 تا 15 سانت 📏 اضافه کن چون توی کانال زیر قراره افزایش قد تضمینی داشته باشی 👇 https://eitaa.com/joinchat/1428291753C767742833a ‼️ با هر سنی (برای 8 تا 45 سال) 👆
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #جوانه #قسمت_پنجاهویک خورشید خانوم شوکه شد بعد از چند لحظه مکث خودشو م
زود باش بازم بچه بارته زور بزن....توی اون حال متوجه حرفاش نمیشدم فقط صداش تو گوشم پیچید.... * دیگه چیزی از اون شب یادم نمیاد... چشمام رو که باز کردم خاله بالای سرم نشسته بود ، دستی توی صورتم کشید:خدایا شکرت ، مبارکت باشه دخترم.‌‌‌... به زور لب های خشکیدمو باز کردم و زمزمه وار گفتم:بچه ام کجاس؟ +پیش ملیحه اند ،الان میگم بیارتشون ، برا توهم کاچی گذاشتم بیارم بخوری جون بیاد تو بدنت. -تشنمه خاله ...خیلی تشنمه ‌.. +میارم عزیزدلم .. بعد از چند دقیقه ملیحه و ارباب وارد اتاق شدند، چیزی که میدیدم رو نمی تونسم باور کنم ،خدا بهم سه تا بچه بخشیده بود، اشک توی چشمام حلقه زد ارباب با ذوق بهم نگاه میکرد: الهی من به قربونت برم ،بیا بچه هامونا ببین عین قرص ماه میمونن ! دوتا خان داریم یه گل دختر، جوانه ... میخواستم بشینم که درد بدی توی بدنم پیچید... -تکون نخور زخم شکمت اصلا خوب نیس، باید استراحت کنی... +نگاهمو بین ملیحه و ارباب میچرخوندم لب زدم :میخوام شیرشون بدم گشنشونه ملیحه خنده ای کرد:نگران نباش سیر سیرن ،فرستادیم دنبال یه زن بچه دار، اومد بچه ها را سیر کرد و رفت ‌.. ارباب کنارم نشست :جوانه تو بزرگترین هدیه خدا به منی ، امروز چراغ خونمو روشن کردی ازت ممنونم... لبخندی زدم و گفتم :دلم میخواد بغلشون کنم ... مهران همون طور که یکی از بچه ها رو به صورتم نزدیک میکرد گفت :باید براشون اسم هم بزاریم.. بی اختیار اشک هام راه گرفت:به یاد مادرم اسم دخترمون رو بزاریم فاطمه؟ ارباب سری تکون داد وگفت :حتما ، منم دلم میخواد بیاد آقام خدا بیامرز اسم یکی از پسر ها را بزاریم محمود... -آره همین کار رو میکنیم، اسم اون یکی چی؟ +میزاریم محسن خوبه بنظرت؟ - قشنگه... ** قرار بود بعداز اینکه حال من بهتر شد و خورشید خانوم هم برگشت ،جشن بزرگی بگیریم و به مردم ده ولیمه بدیم... توی دلم خدا خدا میکردم تا حداقل مهر بچه هام به دل خورشید بیفته و آرامش به این خونه برگرده ... مدتی میگذشت حال من بهتر شده بود و خورشید خانوم هم از راه رسیده بود،مدام توی اتاق کنار بچه ها بود.. نمیتونستم بفهمم واقعا دوسشون داره یا داره جلو ارباب نقش بازی میکنه ... بچه ها رو دونه دونه تو آغوشش میگرفت و میبوسید... -خدا بهت ببخشه پسرم ،ایشالا قدمشون پر خیره... ارباب که این مدت لبخند از روی لبش نمیرفت، نگاه رضایت آمیزی به خورشید کرد :ممنون مادر ... مهران با اومدن این بچه ها انگار تموم کارهای گذشته مادرش رو فراموش کرده بود، ولی من دلم آروم نبود و مدام به خاله و ملیحه سفارش میکردم چشمشون به خورشید باشه.... قرار بود همین امشب جشن بگیریم، خونه شلوغ بود و حاج اکبر گوسفندای قربونی رو میبرد تا ذبحشون کنه .. منم کنار بچه هام توی اتاق نشسته بودم ، مردم روستا برای عرض تبریک میومدن پیشم و هر کدوم به عنوان چشم روشنی چیزی با خودشون هدیه اورده بودن... توی دلم خدارو شکر میکردم:خدایا ممنون که دعا هامو شنیدی... نفس عمیقی کشیدم با اومدن این سه تا بچه دیگه کسی جرات نداشت بگه زن ارباب اجاقش کوره.... با اومدن این بچه ها به زندگیم انگار خدا دوباره بهم نگاه کرده بود . دیگه باورم شده بود خورشید خانوم هم اون ها رو دوست داره . خدا مهرشون رو به دلش انداخته بود، ولی تا روزای آخر عمرش هیچ وقت دلش با من صاف نشد. سه قلو ها هفت ساله بودن که افتاب عمر خورشید خانوم غروب کرد،یه مرض لاعلاج گرفته بود، توی زانوش غده دراومده بود که به خاطر همون چند وقتی زمین گیر شد،طبیب که اوردن بالای سرش حکم کرد تا پاشو باز کنن و غده رو در بیارن ، همین کارم کردند، ولی خورشید تا صبح دووم نیورد و فرداش از دنیا رفت . -من بخشیدمت خورشید خدا هم از سر تقصیراتت بگذره .. توی زندگی با ارباب خوش بخت بودم ، به جز سه قلو ها خدا چهار تا بچه دیگه هم بهمون بخشید . سه دختر و یک پسر جوانه سال 1351 براثر کهولت سن از دنیا میره( راوی ساره،کوچکترین دختر جوانه... پایان
شِـــــــــپِش دخترمو داشت زَجرکُش میکرد!😔 طفلی بچم دوسال بود میزدم از ترسم ! ینی مدام سر این بچه رو من میگشتم و دوباره میدیم یا حسییییین روز از نو روزی از نو !!!😔😩 دیگه به سرم زده بود آلمانی ام رد کنمو کلا تااینکه یه روز باگریه اومد خونه و گفت مامانم دوستام بهم میگن 😔 داشتم سکته میکردم از های بچم و دیدنِ ، دیگه دلو زدم دریا و مشکلمو با هزار خجالت و شرمندگی به دوستم که دخترش از دخترم شپش گرفته بود گفتم و لینک اینجارو داد😍 خیر ببینه که بچم رنگ آرامشو دید👇 https://eitaa.com/joinchat/3389587565C671488942f
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
🚨💥 قطره و 💯 تضمینی و بدون عارضه 😍 🦗 با (داروهای داروخانه، سرکه،سس، اسفند،نفت،تایدو....) از بین نمیره ولی بااستفاده از قطره ی ما، معجزه اتفاق میافته، شپش ها ازبین میرن و خشک وپوچ میشن..🔥 دیگه نیاز به شستن پتو و ملحفه و..... نیست😍 😍✅❌درصورت عدم رضایت کل هزینه برگشت داده میشود❌✅😍 https://eitaa.com/joinchat/3389587565C671488942f
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. وفادارتر از خدا سراغ ندارم به رسم همین وفاداری ست که تو را به او میسپارم ❤️🍃🍃 شبت بخیر و در پناه خدای مهربون 🌙⭐️ ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
نجاری بود که زن زیبایی داشت که پادشاه را مجذوب خود کرده بود پادشاه بهانه ای از نجار گرفت و حکم اعدام او را صادر کرد و گفت نجار را فردا اعدام کنید نجار آن شب نتوانست بخوابد … همسر نجار گفت :                              مانند هر شب بخواب …     پروردگارت يگانه است و درهای گشايش بسيار “ کلام همسرش آرامشی بر دلش ايجاد کرد و چشمانش سنگين شد و خوابيد … صبح صدای پای سربازان را شنيد… چهره اش دگرگون شد و با نا اميدی، پشيمانی و افسوس به همسرش نگاه کرد که دريغا باورت کردم …   با دست لرزان در را باز کرد و دستانش را جلو برد تا سربازان زنجير کنند… دو سرباز با تعجب گفتند : پادشاه مرده و از تو میخواهيم تابوتی برايش بسازی … چهره نجار برقی زد و نگاهی از روی عذرخواهی به همسرش انداخت … همسرش لبخندی زد و گفت :  مانند هر شب آرام بخواب , زيرا پروردگار يکتا هست و درهای گشايش بسيارند  “ فکر زيادی انسان را خسته می کند …  درحالی که خداوند تبارک و تعالی مالک و تدبير کننده کارهاست “. ساعت زندگیت را به افق آدمهای ارزان قیمت کوک نکن یا خواب می مانی…! یا از زندگی عقب در هر شرایطی امیدت را به خدا از دست نده و هر لحظه منتظر رحمت بی کرانش باش… ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
آسیه ام ، همون تازه عروسیکه تبریزُ ول کرد اومد قم واسه زندگی ! با وجود موندم و پنج تا به دنیا آوردم 🥰 اینجام تا نشونت بدم چجور تو یه که هنوز و داره ! میشه بدونِ تشریفات و زندگی کرد و زندگی مردمو نخورد ☺️ اینم روزمرگیام😍👇 🔥https://eitaa.com/joinchat/3339714822C0c1fb188a6
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طلای گرمی ۱۳.۹۰۰ تا کجا میخواد بالا بره؟! قدیمیا که تحلیل بلد نبودن پس چرا میگفتن تو گرما طلاتو بخر !! هوا سرد که شد بفروشش !😅 واقعا کِی باید این طلا رو فروخت؟ نفروشیمش یهو تا ۱۶ ، ۱۷ بره ؟😩 تحلیلِ قیمت طلا تا شبِ عید👇 https://eitaa.com/joinchat/1523909895Cb793abbfa9
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
😱 ترس شدید در بازار طلا ❗️ ریزش سنگین در انتظار طلاعه؟ یا طلا تارگت های جدیدی میزنه؟ 👈 تحلیل پیشبینی قیمت طلا 18 عیار 👈 تحلیل پیشبینی قیمت طلا 18 عیار کلیک کن کامل رو ببین🔥👆🏻
100% جوکایی که میخونی و خوندی از اینجا کپی میشه😂🤣🔥 📛 معــــــدن جــــــوکــــــــ 📛 خنده در حد مـــــــرگـــ 🤣🤣👇🏿👇🏿 https://eitaa.com/joinchat/3734438173Ccf0251c54a خطر ترکـــــیدن بر اثر خنده😂🧊 بی ادبیه ولی اخر 🤣🔥
💰 شغل پولساز برای متولدین هر ماه💰 اگه شغل خوبی داشته باشی👇 خیلی راحت میتونی به درآمد بالا برسی🌱 بزن رو ماه تولدت و شروع کن👇👇 🧑‍💻فروردین 🧑‍💼 تیر 🧑‍🔬 مهر 🧑‍🏫دی 👮اردیبهشت👷مرداد 🧑‍🚀آبان 🕵️‍♀️بهمن 🧑‍⚖️خرداد 🧑‍🎨شهریور👩‍🔧 آذر 🧑‍🎓اسفند با این شغل درآمدت میلیونی میشه👆😍
هدایت شده از گالری هنرمندان🎻
🔴سه راه برای پولدار شدن در سال ۱۴۰۴👇 1. گوشی ساده 📱 2. اتصال به اینترنت 📶 3. عضو شدن در این کانال🔻 اینجا بهت یاد میده روزانه کسب درآمد کنی👇 https://eitaa.com/joinchat/2877882585C2b9658acd8 💵‌‌‌‌‌‌‌ ماهانه 50 میلیون تومان تو خونه پول دربیارید! 💰👉