eitaa logo
سخنان ناب دکتر انوشه👌
9.4هزار دنبال‌کننده
7.5هزار عکس
18.2هزار ویدیو
34 فایل
روانشناسی دکتر انوشه 💫﷽💫 تبلیغات پر بازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
جاده ی موفقیت مستقيم نیست، 🌱پیچی دارد به نام "شکست"، 🌱دور بر گردانی به نام" سر در گمی"، 🌱سرعت گیرهایی به نام" افکار منفی"، 🌱و چراغ قرمز هایی به نام دشمنان"، 🌱اما اگر یدکی به نام" اراده"داشته باشید، 🌱موتوری به نام" استقامت" و راننده ای به نام" خدا"،به جایی خواهید رسید که" موفقیت" نامیده می شود. 🍂گاهی وقتا باید یه نقطه بزاری! باز شروع کنی. .... باز بخندی. ..... باز بجنگی. ..... باز بیفتی و محکمتر باشی!😍 گاهی باید یه لبخند خوشگل به همه تلخی ها بزنی و بگی مرسی که یادم دادین جز خدا و خودم کسی به دادم نمیرسه...😇 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی به قول فرهاد الان فقط باید به فکر زندگی آیندمون باشم آخرین باری که فرها
تعجب کردم خواستم بلند شم‌که نزاشت گفتم چیزی شده پسر عمو؟ مازیار تو چش مام نگاه کرد و گفت : _گفته بودم میام خواستکاریت که یهو چشمام دوتا شد از حرفش و اومد همون موقع صدای جبغ زن عمو رو شنیدم که میگفت چیکار میکنی دختره احمق به عقب که برگشتم زنعمو و خواهرشو دیدم که پشت سر هم جیغ میزدن و منو فحش میدادن معرکه ای راه انداخته بودن که همه کارگرا از سر و صداشون اومده بودن جلوی باغ هنوز تو بهت بودم و زبونم انگار قفل شده بود با لکنت زبون گفتم بخدا کاری نکردم همون موقع لیلا و سیمین و سوسن هم به جمعشون اضافه شدن اومدن جلو و منو گرفتن زیر مشت و لگ ‌داشون و میگفتن از اول هم معلوم بود چش مش دنبال مازیاره میخواد خودشو بنداره به داداش ما لیلا هم موهامو میک شید میگفت کور خوندی بخوای شوهر منو از راه بیراه کنی مادرم اومد منو از زیر دستشون بکشه بیرون زورش نرسید مازیار دخترارو از رو من بلند کرد و همون موقع خان بابا و عمو هم رسیدن خان بابا داد زد این‌چه وضعشه باز که معرکه گرفتین همه ساکت شدن و زنعمو با سوز و گریه براش تعریف میکرد که من چجوری مازیارو کشوندم تو باغ و بجوری تعریف میکرد که خودمم داشت باورم میشد راست میگه خان بابا همرو از باغ دور کرد و به مادرمم گفت منو ببره تو اتاقمون تا تکلیفمو مشخص کنه گلی و مادرم اومدن منو که هیچ توانی دیگه تو پاهام نداشتم بلند کردن بردن تو اتاق
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با هم قشنگ صحبت کنیم! تو محبت کردن ها تو تعارفات روزانه تو رفت و آمدها و...❤️/دکتر عزیزی 🎥 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫کوشش کنید /دکتر الهی قمشه ای 🎥 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
هدایت شده از گالری هنرمندان🎻
⚠️دیسک کمر و گردن داری‼️ بیا تو این چنل راحت درمانش کن 🩻 بزن رو لینک زیر 👇 https://eitaa.com/joinchat/236127139Ca6912a282f 🌀 درمان سریع، قطعی و تضمینی ☝️
19.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸فرق برنده با بازنده؟!....... ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ @daneshanushe
سخنان ناب دکتر انوشه👌
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی تعجب کردم خواستم بلند شم‌که نزاشت گفتم چیزی شده پسر عمو؟ مازیار تو چش
هر کدوم یه گوشه اتاق نشسته بودیم و تو شوک بودیم مادرم خودشو میزد و میگفت چیکار کردی بهار چقد گفتم نرو دیگه تو اون باغ بیصاحاب مونده با گریه گفتم بخدا من مثه همیشه تنها رفتم تو باغ نشسته بودم اون یه دفعه اومدم نشست کنارم مامان گلی گفت یه چیزی بگم منو مادرم همزمان به گلی نگاه کردیم گلی با ناراحتی گفت همون موقع که این‌جریانا پیش اومد یکی از طرف ماشالله خان اومده بود خبر بده که پس فردا چه ساعتی میان دیگه از این بدتر نمیشد مادرم مح کم زد تو صورتشو من از شدت شوک گریمم بند اومد حتما تا الان خبرش به گوش فرهاد و ماشالله خان رسیده بود واای که الان چه فکرایی میکردن اصلا باورم نمیشد مازیار بخواد یه همچین کاری بکنه باهام نمیفهمیدم زنعمو و خواهرش چجوری سریع پیداشون شد اونا که اصلا طرف باغ نمیومدن به مادرم میگفتم بخدا نقشه اس مگه میشه اخه من چرا باید مازیارو بخوام‌ ولی مادرم هیچی نمیگفت هیچ حرفی نمیزد دم دمای غروب بود که عمو اومد در اتاقمونو زد مادرمم چارقدشو انداخت رو سرش رفت جلوی در عمو نگاه تاسف باری از جلوی در بهم انداخت و به مادرم گفت که خان بابا میخواد باهاش صحبت کنه مادرم که رفت گلی اومد نشست کنارم انقدر گریه کرده بودم صدام در نمیومد گفت بهار مشخصه همه چی نقشه بوده میدونم حق با تو ولی فکر کنم بخاطر اون روزایی که حالت بد بود و همزمان شده بود با جشن مازیار همون موقع هایی که منم فکر کردم بخاطر مازیار ناراحتی مامانم فکر کرده مازیارو دوس داری گفتم وای گلی نه نگو تروخدا یه کاری کن نزار بدبخت بشم تو بگو به مامان بزار اصن بهش بگم منو فرهاد همدیگرو خیلی وقته میشناسیم ولی گلی نزاشت و گفت الان وقتش نیس میگفت تا الان خبرش بهشون رسیده و باید صبر کنم ببینم‌ واکنششون چیه
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌛پروردگارا🌷 💫در این شب سرد زمستانی ⭐️براے همه دوستان عشق حقیقے 🌛سلامتے،آرامش،و یک دنیا🌷 💫حال خوب طلب دارم🌷 ⭐️عطا کن به آنان هر آنچہ 🌛برایشان خیر است🌺 💫آمین یا رب العالمین🙏 💕شب بخیر دوستان گلم💕
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
👇تقویم نجومی اسلامی دوشنبه👇               ✴️دوشنبه 👈4 اسفند / حوت 1404 👈 5 رمضان 1447👈23 فوریه 2026 🕌 مناسبت های دینی و اسلامی. 🌙⭐️ امور دینی و اسلامی. 📛تقارن نحسین و صدقه صبحگاهی فراموش نشود. 📛از دیدار با روسا و قسم خوردن خصوصا قسم دروغ پرهیز شود. 🚘سفر: مسافرت مکروه هست و در ضرورت همراه صدقه باشد. 🤕 مریض مراقبت بیشتری نیاز دارد.(منظوری مریضی است که امروز مریضیش شروع شود). 👶زایمان مناسب و نوزاد حالش خوب است. 🔭 احکام و اختیارات نجومی. 🌓 امروز قمر در برج ثور و از نظر نجومی برای امور زیر مناسب نیست: 📛فصد و حجامت. 📛و استحمام دوری شود. 🔴امور مربوط به نوشتن ادعیه و حرز و حکاکی نماز و بستن آن خوب نیست. 👩‍❤️‍👨 مباشرت و مجامعت: مباشرت امشب،(شب سه شنبه)، مباشرت برای سلامتی مفید و فرزند راستگو و سخاوتمند و مهربان است. 💇‍♂ اصلاح سر و صورت: طبق روایات، (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ، باعث سرور و شادی می شود. 🔴 حجامت: یا در این روز از ماه قمری ، باعث زردی رنگ می شود. 🔵ناخن گرفتن: دوشنبه برای ، روز مناسبی است و برکات خوبی از جمله قاری و حافظ قران گردد. 👕دوخت و دوز لباس: دوشنبه برای بریدن و دوختن روز بسیار مناسبی است و آن لباس موجب برکت میشود. ✴️️ استخاره: وقت در روز دوشنبه: از طلوع فجر تا طلوع آفتاب و بعداز ساعت ۱۰ تا ساعت ۱۲ ظهر و از ساعت ۱۶ عصر تا عشای آخر( وقت خوابیدن). ❇️️ ذکر روز دوشنبه : یا قاضی الحاجات  ۱۰۰ مرتبه. ✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۱۲۹ مرتبه لطیف که موجب یافتن مال کثیر میگردد. 💠 ️روز دوشنبه طبق روایات متعلق است به و . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد. 😴😴 تعبیر خواب: تعبیر خوابی که شب " سه شنبه " دیده شود طبق آیه ی 6 سوره مبارکه " انعام" است‌. الم یروا کم اهلکنا من قبلهم... و از معنای آن استفاده می شود که خواب بیینده اندک آزردگی ببیند صدقه بدهد تا رفع شود. ان شاءالله. و شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
🍃🌷دوشنبه تون بخیر 🍃🌷امروزتان پرازبهترینها 🍃🌷زندگیتان پرازباران برکت 🍃🌷دلتان پرازنغمه‌های خوش زندگی 🍃🌷وجاده زندگيتان پراز 🍃🌷شکوفه های سلامتی وتندرستی 🍃🌷نگاه خدا همراه لحظه هایتان ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌