eitaa logo
دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
164 دنبال‌کننده
319 عکس
17 ویدیو
1 فایل
پسرِ علی(ع)؛ ما روی مرمت کردنت حساب وا کردیم! می‌گن چیزی که شما مرمتش کنی دیگه خراب نمیشه.. @apgh_50
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
┄┅┅✿❁✿❁✿❁✿┅┅┄ 💬| بهش گفتم: تو.... آدم ....زیاد کشتی سعید؟ گفت: آدم نه، دشمن زیاد کشتم. گفتم: ایرانی چی؟ بار اولت بود؟ گفت: ایرانی اگه از پشت خنجر بزنه، دیگه هموطن نیست،دیگه همخون نیست، دیگه دوست نیست. هیچ فرقی با عراقی و آمریکایی و اسرائیلی نداره. گفتم: میگی یعنی همشون گول خورده‌ن؟ گفت: بدجور. حرصم از اون‌هاییه که یه‌ نقشه ماهرانه چیدن تا ایرانی بیاد جلوی ایرانی وایسه.اون تیرها حق اون حقه‌بازها بود نه اون‌هایی که گولشون رو خورده‌ن. 📖| همسفر آتش‌و‌برف 📝| فرهاد خضری
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
____ واقعا من باید چه می‌کردم؟
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┅┅✿❁✿❁✿❁✿┅┅┄ ﷽ خورشید داشت آخرین زورهایش را می‌زد. نور کم رمقش با ریسه‌یِ آفتابیِ لایِ گل‌هایِ خانه قاطی شده بود. ماکارونی را از روی گاز برداشتم و توی آبکش ریختم. محمد طلوعی داشت «زیر سقف دنیا»ش را می‌خواند و من بدون عجله و اضافه کردن سرعت، به خاطراتش گوش می‌دادم. او توی رشت مشغول ماهی‌گیری بود و من در تهران مشغول آشپزی. گوشی را بر‌می‌دارم و گروه کوچک‌مان را باز می‌کنم. بچه‌ها درباره اتفاقات این روزها حرف می‌زنند. یکی می‌گوید آسمان آن کشور جعلی کلیر شده و آن‌یکی آمار کشته‌های این روزها را میفرستد و کلیپ‌هایی را ضمیمه حرف‌هایشان می‌کنند. هیچ‌کدام‌شان را باز نمی‌کنم. می‌دانم کم‌تحمل‌تر از آنم که بتوانم کلیپ‌های این روزها را تا ته ببینم. ماکارونی را هم میزنم و بین ادویه ها دنبال آویشن می‌گردم. دلم برای روزهای بی اینترنتی تنگ شده. با اینکه همه‌اش به مریضی گذشت و نه صفحه‌ای خواندم و نه خطی نوشتم، اما سکوت و بی‌خبری روزها و شب‌هایش را دوست داشتم‌. حتی داشتم از مریضی هم لذت می‌بردم. بدون استرس عقب ماندن در ماراتن زندگی و رقابت با دیگران. حسین کف آشپزخانه دراز کشیده و توی شیشه شیر، شربت‌ش را می‌خورد و محمد آستین‌هایش را بالا زده و اضافه ماکارونی‌ها را یکی یکی در دهنش می‌گذارد. طلوعی از زیر سقف شهرها و کشور‌های مختلف می‌گوید و من کالباس را قاطی ماکارونی‌ها میکنم. قول داده بودم برایشان سالاد ماکارونی درست کنم.‌ به جز صدای طلوعی؛خانه ساکت است و تاریک‌تر از قبل شده‌است. سس و هویج را به ماکارونی اضافه میکنم و باز یخچال را به امید پیدا کردن فلفل دلمه‌ای می‌جورم. بچه‌ها توی گروه می‌نویسند: چیکار باید کرد؟ و هر کدام جوابی برایش پیدا می‌کند. ناامید از پیدا کردن فلفل دلمه،سالاد ماکارونی را توی یخچال می‌گذارم تا خنک شود. در یخچال را که می‌بندم از خودم میپرسم: واقعا من باید چه می‌کردم؟ محمد، حسین را بغل گرفته و باهم روی زمین قلت می‌زنند. منتظرم حسین گریه کند اما نمیکند. صدای خنده محمد بلند می‌شود و لثه‌ی لخت حسین بیرون می‌زند. چراغ وسط خانه را روشن می‌کنم و زیر سقف دنیایی که من مرکزش هستم، به این فکر میکنم چطور شب دخل سالاد ماکارونی را با مرد و پسرهایم دربیاوریم. شاید زندگی کردن؛ درست‌ترین کاریست که میتوانم این روزها برای خانه‌‌ی کوچک‌مان انجام دهم.
هدایت شده از حامد کاشانی
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️ دِل قَوی دار... 🔸 برگرفته از جلسات "ضرورت توجه به ربوبیت و ولایت در شرایط بحرانی" تلگرام | ایتا | بله | روبیکا | آپارات | سایت | صفحه یوتیوب
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
࿐჻❥⸙🪴⸙❥჻࿐ ایها القلب الحزین المبتلا فی طریق العشق انواع البلا لیکن القلب العشوق الممتحن لا یبالی بالبلایا و المحن سهل باشد در ره فقر و فنا گر رسد تن را تعب، جان را عنا رنج راحت دان، چو شد مطلب بزرگ گرد گله، توتیای چشم گرگ کی بود در راه عشق آسودگی؟ سر به سر درد است و خون آلودگی تا نسازی بر خود آسایش حرام کی توانی زد به راه عشق، گام؟ غیر ناکامی، دراین ره، کام نیست راه عشق است این، ره حمام نیست نیست جز تقوی، در این ره توشه‌ای نان و حلوا را بهل در گوشه‌ای نان و حلوا چیست؟ جاه و مال تو باغ و راغ و حشمت و اقبال تو نان و حلوا چیست؟ این طول امل وین غرور نفس و علم بی‌عمل نان و حلوا چیست؟ گویم با تو فاش این همه سعی تو از بهر معاش نان و حلوا چیست؟ فرزند و زنت اوفتاده همچو غل در گردنت چند باشی بهر این حلوا و نان زیر منّت، از فلان و از فلان؟ برد این حلوا و نان، آرام تو شُست از لوحِ تو کُلّ نامِ تو هیچ بر گوشَت نخورده است، ای لئیم! حرف «الرّزق علی الله الکریم» 🌿
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا