eitaa logo
قهوه قجری
64 دنبال‌کننده
273 عکس
24 ویدیو
1 فایل
یک فنجان قهوه تلخ نمیدونم، صرفا احیانا اگر کاری باهام داشتید: @MNimaM86 https://abzarek.ir/service-p/msg/4031878
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی این عکس می‌بینم تمام تنهایی‌های عالم روی سرم آوار میشه...
از همان روزی كه دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل از همان روزی كه فرزندان آدم صدر پیغام آوران حضرت باری تعالی زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید آدمیت مرد گرچه آدم زنده بود از همان روزی كه یوسف را برادرها به چاه انداختند از همان روزی كه با شلاق و خون دیوار چین را ساختند آدمیت مرده بود بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب گشت و گشت قرنها از مرگ آدم هم گذشت ای دریغ آدمیت برنگشت قرن ما روزگار مرگ انسانیت است سینه دنیا ز خوبیها تهی است صحبت از آزادگی، پاكی، مروت، ابلهی است من كه از پژمردن یك شاخه گل از نگاه ساكت یك كودك بیمار از فغان یك قناری در قفس از غم یك مرد در زنجیر حتی قاتلی بردار، اشك در چشمان و بغضم در گلوست وندرین ایام زهرم در پیاله، زهر مارم در سبوست مرگ او را از كجا باور كنم؟ صحبت از پژمردن یك برگ نیست وای، جنگل را بیابان میكنند دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میكنند هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا آنچه این نامردمان با جان انسان میكنند صحبت از پژمردن یك برگ نیست فرض كن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست فرض كن یك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست فرض كن جنگل بیابان بود از روز نخست در كویری سوت و كور در میان مردمی با این مصیبتها صبور صحبت از مرگ محبت مرگ عشق گفتگو از مرگ انسانیت است... فریدون مشیری
ناپاک تر از آنچه که می‌پندارید شر مطلق شده‌ام مثل سیبی که خراب‌ست و دگر سیبی نه که کنون پسماندست
آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت غم بود، که پیوسته نفس در نفسم بود فریدون مشیری
گاهی راحت‌تر آن است با وجودِ اندوهی که در درونتان موج می‌زند لبخند بزنید تا اینکه بخواهید به همه عالم علت غمگینی خود را توضیح دهید ژوزه ساراماگو
چشمه‌های پرآب اشعارم چند روزی شده‌ست بی آب است گویی انگار در بیابانی خشک از نظم و خالی از وزن است
نشد از خود کمی بگویم من من از آن آدمای غمگینم عاشق شعر و وزن و موسیقی عاشق جمله‌های سنگینم