نماز ظهر در براثا
#روایت_عراق
#بناء_الجسور
روایت شانزدهم
در ادامه خواهید خواند:
#محمد_دشتی
https://eitaa.com/joinchat/949224715Ca3bb399b82
محمد دشتی
نماز ظهر در براثا
مسجد براثا از آن مسجدهایی است که اگر بلد نباشی، ممکن است چندبار از کنارش بگذری و متوجه نشوی اینجا کجاست. نه عظمت ظاهریاش تو را میگیرد، نه معماریاش فریاد میزند. براثا مسجدی است که قصه دارد، اما قصهاش را جار نمیزند. تاریخ اینجا آرام حرف میزند.
این مکان، منزلگاه و محل نماز #امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در سفر به نهروان بوده است. ایشان وقتی به این مکان رسیدند، سنگی را از زمین بیرون آوردند و از زیر آن آب جوشید. این سنگ هنوز در حیاط مسجد وجود دارد و مردم برای باز شدن زبان طفلشان از آب آن تبرک میجویند.
طبق برخی اقوال، حضرت مریم سلام الله علیها به این نقطه پناه آورده و ولادت #حضرت_عیسی علیهالسلام در همین مکان رخ داده است.
مسجد براثا فقط محل عبادت نبوده؛ در دورههایی به پایگاه علمی و شیعی تبدیل شده و همین مسئله باعث شده بارها مورد فشار، تخریب یا تغییر کاربری قرار گیرد.
براثا یادآوری میکند که #بغداد فقط شهر خلافتها و جنگها نیست؛ شهری است که ادیان الهی، آرام و پیوسته در گوشههایی از آن نفس کشیدهاند.
از ابوغریب که برمیگردیم بلافاصله برای نماز به اینجا میآییم. البته اینجا هم مسجد در حال بازسازی است و داخل مسجد نمیتوان شد.
گوشهای از حیاط نماز را اقامه میکنیم و چرخی در اطراف حیاط میزنیم. داستانهای عجیب مسجد بر لوحههای سنگی رو دیوار نصب شده.
سری هم به چاهی که ظاهراً حضرت عیسی از آن آب نوشید و حضرت امیر دوباره آن را احیا کرد زدیم. از آب روی سنگ هم خوردیم به امید اینکه زبانمان علیه #استکبار بار شود.
فرصت کم است و باید زودتر راه بیفتیم تا به بقیه برنامهها هم برسیم. در پستهای بعدی خواهم نوشت ...
#محمد_دشتی
https://eitaa.com/joinchat/949224715Ca3bb399b82
موزه البغدادی؛ موزهی مردمشناسی عراق
#روایت_عراق
#بناء_الجسور
روایت هفدهم
در ادامه خواهید خواند:
#محمد_دشتی
https://eitaa.com/joinchat/949224715Ca3bb399b82
محمد دشتی
موزهی البغدادی؛ موزهی مردمشناسی عراق
اگر بخواهی عراق را نه از سیاست، بلکه از زندگی مردمش بفهمی، باید از موزهی البغدادی شروع کنی. چراکه اگر بغداد را فقط با خیابان متنبی و قشله بشناسی، نصفش را دیدهای؛ نیمهی دیگرش پشت متنبی پنهان شده، در موزهی بغدادی؛ جایی که تاریخ، نه روی کاغذ، که در صورتها و عادتها و جزئیات روزمره روایت میشود.
موزهی بغدادی، روایت ساده و بیادعایی است از #سبک_زندگی، آداب، رسوم و فرهنگ مردم عراق در سالهایی نهچندان دور؛ سالهایی که هنوز صدای بازار، شکل خانهها، مناسبات خانوادگی و بازی بچهها، ریتم آرامتری داشت. اینجا خبری از ویترینهای پرزرق و برق نیست؛ آدمها ایستادهاند، نشستهاند، کار میکنند، بازی میکنند، دعوا میکنند و زندگی جریان دارد.
برای کسی مثل من که دنبال شناخت جامعهی عراق است، این موزه یک گنجینهی واقعی به حساب میآید؛ گنجینهای که اتفاقاً خیلی هم در دسترس است. حتی هزینهی ورودیاش ــ دو دینار ــ در مقایسه با ورودی موزهی ملی عراق که ۲۵ دینار است، خودش یک نشانه است: اینجا قرار نیست فاصله بگیری، قرار است نزدیک شوی 😉.
کمترین چیزی که یک ایرانی میتواند از موزهی بغدادی یاد بگیرد، میزان #شباهت_فرهنگی_ایران_و_عراق است؛ شباهتی که نه در شعارها، بلکه در جزئیات خودش را نشان میدهد. در نوع لباسها، در چینش خانهها، در روابط همسایگی، در مراسمها و حتی در بازی بچهها.
بازیهایی که شاید ما آخرین نسلی هستیم که اسم بعضیشان را هنوز به یاد داریم؛ بازیهایی که دیدنشان در این موزه، بیشتر از آنکه حس نوستالژی بسازد، یک هشدار آرام است: فراموش شدن اینها یعنی گم شدن تکههایی از #پازل_هویتی ما، بیآنکه حواسمان باشد.
هرچند این موزه برای برخی از همراهان جذاب بود، اما بعضی دیگر ارتباطی با آن نگرفتند. بخشی از این مسئله به ضعف راوی داخل موزه برمیگشت؛ وگرنه موزهی بغدادی از آن جاهایی است که اگر درست روایت شود، آدم را زمینگیر میکند و وادارت میکند مکث کنی، مقایسه کنی و به خودت برگردی.
در نهایت، موزهی بغدادی بیش از آنکه جای "دیدن" باشد، جای "فهمیدن" است؛ فهم اینکه بغداد فقط شهر خلافتها، کودتاها و جنگها نیست، بلکه شهری است که مردمش، مثل خیلی از ما، زندگی کردهاند، خندیدهاند، بازی کردهاند و خاطره ساختهاند.
راستی اگر خواستید روزی به موزهی بغدادی سر بزنید، حواستان باشد که شنبهها و سهشنبهها تعطیل است و در روزهای دیگر هم فقط صبحها پذیرای بازدیدکنندههاست.
#محمد_دشتی
https://eitaa.com/joinchat/949224715Ca3bb399b82