به سه چیز هرگز نمیرسید
1-بستن دهان مردم
2-جبران همه ےشکستها
3-رسیدن به همه آرزوها
سه چیزحتما به تومیرسد:
1-مرگ
2-نتیجه عملت
3-رزق و روزی
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
حکایت دختر خانم خوشگل و ریس شرکت
آمریکایی ج پ مورگان
💞ﺩﺧﺘﺮﺧﺎﻧﻤﯽ ﺯﻳﺒﺎ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺭﺋﻴﺲ
ﺷﺮﻛﺖ ﺍﻣﺮﻳﻜﺎﯾﯽ ﺝ ﭖ ﻣﻮﺭﮔﺎﻥ ﻧﺎﻣﻪﺍﯼ
ﺑﺪﻳﻦ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﻧﻮﺷﺖ :
ﻣﻦ 24ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺭﻡ. ﺟﻮﺍﻥ،ﺯﻳﺒﺎ،ﺧﻮﺵﺍﻧﺪﺍﻡ
ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺗﺤﺼﯿﻼﺕ ﺁﮐﺎﺩﻣﯿﮏ ﻫﺴﺘﻢ ....
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺑﺎﻣﺮﺩﯼ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻢ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺷﻤﺎﺩﺭﺁﻣﺪﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﻣﺪﻳﺮﺷﺮﻛﺖ ﻣﻮﺭﮔﺎﻥ :
ﺍﺯ ﺩﻳﺪ ﻳﮏ ﺗﺎﺟﺮ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎﺷﻤﺎ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ
ﺁﻧﭽﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺭﺳﺮ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻣﺒﺎﺩﻟﻪ ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ
ﺯﻳﺒﺎﺋﯽ ﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﺍﺳت
ﺯﻳﺒﺎﯾﯽ ﺷﻤﺎ ﺭﻓﺘﻪﺭﻓﺘﻪ ﻣﺤﻮﻣﻴﺸﻮﺩ
ﺍﻣﺎ ﭘﻮﻝ ﻣﻦ ﺑﻌﻴﺪ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺑﺎﺩﺭﻭﺩ .
ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻣﻦ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﻓﺖ ﺍﻣﺎ ﭼﯿﻦ ﻭﭼﺮﻭﮎ ﻭﭘﯿﺮﯼ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺯﯾﺒﺎﺋﯽ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪﺷﺪ .
ﻣﻦ ﻳﮏ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﺷﺪ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﯾﮏ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺭﻭﺑﻪ ﺯﻭﺍﻝ . ﭘﺲ ﺁﺩﻡ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﻧﺎﺩﺍﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺎﺷﻤﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﺪ. ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﺍﻣﺜﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﻗﺮﺍﺭﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻳﻢ ﺍﻣﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻫﺮﮔﺰ .
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﺋﯽ ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﺑﺎﺍﺭﺯﺷﯽ ﻣﺜﻞ #ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ، ﭘﺎﮐﺪﺍﻣﻨﯽ، ﺷﻌﻮﺭ، ﺍﺧﻼﻕ، ﺗﻌﻬﺪ،ﺻﺪﺍﻗﺖ، ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ، ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻭ ﻋﺸﻖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻣﻦ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﺷﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﯿﺰﺳﻮﺩ ﺍﻭﺭ ﺍﺳﺖ ....
ﻭﺍﯾﻦ ﮐﻞ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺯﻧﺪﮔﯿﺴﺖ
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
💢پارت سی
💢تاوان یک گناه
💢ارسالی از اعضا
گرفتم تو بغلش و گفت نترس من فعلا از بچه خبری نیست
_ولم کن زورت به من رسیده تو که دور و برت پر دختر خوشگل هست چرا من رو عذاب میدی؟؟
_وقتی هیچ پسری حاضر نیست نگات کنه باید ممنونم باشی تا به حال اصلا پسری نگات کرده؟؟
_نگام نکنن بهتر از این عذابی هست که می کشم
_برو ولی یه روز بابت این روزها ازم تشکر میکنی
_حتما
سریع رفتم که بابت این یک ربع چه جوابی باید بدم یه سبد دیدم پای یه درخت انار جمع شده بود انگار فراموش کرده بودن چه بهانه ای بهتر از این شروع کردم تو سبد چیدن دو سه تا سبد بعد رفتم
_کجابودی طاهره چرا دیر امدی؟
_اختر خانم داشتم میومدم دیدم چندتا سبد وپای درخت انار جمع کردن مثلی که فراموش کردن تو سبد بچینند داشتم اونها رو از پای درخت جمع می کردم تو سبد می چیدم
_اها دختر چرا گفتم کارگرها رو بگو بیان سبدها انار رو ببرن نیم ساعت رفتی نیومدین
_ببخشید الان میگم بیان
_دفعه دیگه یه کارگر زرنگ تر بفرستید نه این که نیم ساعته منو پای درخت کاشته
_باشه سعید آقا
طاهره داشته انارها پای درخت رو جمع می کرده وگرنه دختر زرنگیه
کارگرها آمدن کار ما هم تموم شد سبد های انار رو بردن سعید هم کنار ما ایستاده بود با اختر صحبت میکرد
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
دنبالِ بهونه نگردیم ...
اگه وضعِ زندگیمون خوب نیست
اگه از الانمون راضی نیستیم ...
اگه هیچ اتفاقِ خوبی برامون نمیُفته !
تقصیر کسی نیست
تقصیر خودمونه ...!
خودمون انتخاب کردیم که اینجوری بشه !!!
بذارین یه مثال بزنم
اینکه با رفتن کسی از زندگیمون ناراحت و افسرده بشیم طبیعیه خیلی هم طبیعیه ...
اما اگه تویِ این ناراحتیو غمو غصه بمونیم اصن طبیعی نیست ...
ما حق داریم که ناراحت باشیم
حق داریم گریه کنیم ...
اما حق نداریم تا ابد به این کار ادامه بدیم !
درسته که رفتنه عزیزی از زندگیمون مسببِ این ناراحتی شده اما اینکه مدتهاست حالمون خرابه دیگه تقصیر اون نیست،
انتخابه خودمونه !
یادمون باشه زندگی در جریانه و برای ناراحتیه ما متوقف نمیشه پس به جای زانویِ غم بغل گرفتن و بهونه؛
بلند شیم و به روالِ عادی زندگی برگردیم ...
"ما خیلی چیزا رو خودمون انتخاب کردیم و حالا ازشون گله میکنیم ..."
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
🌸🍃🌸🍃
#ضرب_المثل
#یک_بام_و_دو_هوا
ضرب المثلی است معروف وبسیار قدیمی هرگاه شخص یا گروهی مطلبی یا شیئی را از کسی بخواهند وبه خواسته آنان توجه نشود ولی دیگران از آن بهره مند گردند ، از این ضرب المثل استفاده می شود .
یک بام و دو هوا!
زنی بود که با عروس ودامادش در خانه ای زندگی می کردند، تابستان بود وهوا گرم ، همه روی پشت بام میخوابیدند . یک طرف بام ، داماد ودخترش می خوابیدند وطرف دیگر بام عروس وپسرش .
شبی زن ، روی پشت بام آمد ومشاهده کرد که دختر ودامادش جدا از هم خوابیده اند .
گفت : هوا به این سردی ، خوب نیست از هم جدا بخوابید بروید کنار هم !
آنطرف بام دید که عروسش درست تنگ بغل پسرش خوابیده ،
گفت : هوای به این گرمی ، خوب نیست بهم چسبیده بخوابید ، از هم جدا بخوابید !
عروس که این طور دید بلند شد وگفت :
قربون برم خدا را یک بام و دو هوا را
یک بر بام سرما را یک بر بام گرما را
و از همان زمان بود که این ضرب المثل تولید شد وبین مردم رایج گردید .
در بعضی جاها این شعر عامیانه چنین خوانده می شود :
قربون برم خدا را یک بام و دو هوا را
یک بر بوم زمستون یک بر بوم تابستون
🔰#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
یه جمله معروف هست که میگه:
"آدم رو اگه بندازی تو دریا ماهی میشه؛
و اگه بندازی تو بیابون مار میشه..."
آدمها عادت میکنن؛
یکی به بدبختی، یکی به تنهایی...
پس سعی کنید به چیزای خوب عادت کنید وگرنه خیلی چیزارو از دست میدین!
🔰#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
آدمهای مهربان زیادی
را میشناسم
ڪه هر بار سفارش میڪنند
مراقب خودت باش ...
اما مهربان تر از آنان
خداوندی است ڪه میگوید:
خودم مراقبت هستم....
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
🌟🌱🌟🌱🌟🌱🌟🌱🌟
🌸ضحی
🌸قسمت ۱۲۹ و ۱۳۰
_.... کانه اینهمه ظلم و ظالم اصلا به چشمش نمیاد
هیچ یک از قوای بدنی انسان رو هم که به رسمیت نمیشناسه
نه غضب نه شهوت نه خرد!
غضب که مسیح گفته یکی زد تو گوشت اینورم بگیر بذار یکی دیگه بزنه!
شهوت هم که مسیح ازدواج نکرده شما هم ازدواج نکنید!!
چرا ما میگیم مسیحیت قابلیت جهانی شدن به عنوان دین رو نداره چون مثلا به عنوان مثال همین یه آموزه رو درنظر بگیرید؛
اگر در حالت ایده آل همه مردم کره زمین مسیحی باشن و مومن هم باشن و بهش عمل کنن، نسل بشر منقرض میشه!
قوه خرد و دانش هم که هیچی یه گالیله ای پیدا شده میگه زمین گرده میگن تو کافر شدی میخوان آتیشش بزنن
این میشه که بعد از اون افراط این تفریط بعد از رنسانس بیرون میزنه که همه ی این فاکتورها در حد بی نهایت بروز پیدا میکنه
غضب که در منتهاالیه خودش، جنگ جهانی اول و دوم
در شهوت هم که دیگه هیچی یه فرویدی میاد دنیا رو به گند میکشه روابط جنسی آزاد از همه نوعش دیگه کار انسانها به ارتباط با حیوانات و حتی اشیاء کشیده
و در علم هم که خردگرایی مطلق، همه چیز رو میتونم خودم با عقل خودم درک کنم
یبارکی وحی رو هم منکر میشه
طبیعتا دین با این آموزه ها در این جامعه متجدد میشه نماد تهجر
و این انقلاب علیه دین هم انقلاب آزادی و آگاهی! اون افراط این تفریط رو به وجود آورد
وقتی نفس رو حبس میکنی طبیعتا با فشار بیشتری آزاد میشه
درد ماجرا اینجاست که این تعاریف جدید و غیر واقعی، مسیحِ شجاعِ مجاهدی که قهرمانانه با طاغوت زمان خودش درافتاد رو آماج توهین های آزادی خواهان نوین قرارمیده در حالی که حقیقتا مستحقش نیست
نیچه رو ببینید چطوری با مسیح حرف میزنه؛ میگه ای مسیح تو مرا سرخورده به بارآوردی! امیال مردانه مرا نادیده گرفتی و سرکوب کردی! یه طعنه ای هم آخرش به باور تثلیث میزنه و مسخره میکنه خدایی رو که روی صلیب اشک میریزه!
واقعا هم مسخره است اما حقیقت نداره اینا همش در ادامه همون #پروژه_تخریب چهره پیامبران در یهوده!
ژانت بعد از یکم سکوت گفت:
_مسیح باید همینطور باشه که تو میگی
منطقی تره
اما حتی اگر بپذیریم تمام کتب تحریف شدن به نظرم با وجود همه اینها مسیحیت باز هم بهترین دین برای پرستش خداست چون حداقل مسیحیت آموزه های خطرناک نداره و مروج خشونت نیست!
ضمنا امروز دین غالب مردم جهان مسیحیته خب این چه معنایی داره جز مقبولیت؟!
_اولا من که قبلا توضیح دادم در دین ما جنگیدن جز با کسی که اعلام جنگ کنه یا ظلمی ازش به خلق برسه روا نیست
کجای جنگ های اسلام کشتار و خشونت محسوب میشه!
در فضایی که جنگیدن اولین گزینه ست و تو مجبوری برای دفاع از ماهیت این مولود جدید یعنی اسلام و امتت و اینکه هضمتون نکنن از خودت دفاع کنی، کل جنگهای پیامبر در بدترین حالت و با جمع بیشترین تعداد نقل منابع تاریخی، در طول 23 سال 1300 تا کشته ست!
تازه با در نظر گرفتن کمترین اقوال میشه 300 تا!
ولی اصلا همون 1300 رو هم به 23 تقسیم کنی میشه سالی 57 نفر
یعنی آمار مرگ و میر عادی منطقه از این عدد خیلی خیلی بیشتره!
اونم تازه چه آدمایی همه حربی!
در تمام تاریخ کسی رو نمیتونید پیدا کنید که به اندازه پیامبر ما از حسن خلقش تعریف شده باشه
از تغییراتی که ایجاد کرده کاملا قابل درکه
اگر در تمام عمرش فقط همین یک سنت زنده به گور کردن دختران رو در یک پهنه منسوخ کرده باشه
تمام نهادهای حقوق بشری باید مقابلش تعظیم کنن چه اینکه این فقط گوشه ای از اثراتش بوده
محمد(ص) دکترینش رو به دنیا صادر کرد تاریخ رو به قبل و بعد از خودش تقسیم کرد
این قابل انکار نیست این با شمشیر میسره؟
پس چرا مغول ها نتونستن دکترین صادر کنن؟
چرا اونا اومدن ایران مسلمون شدن رفتن!
ولی اسلام توی ایران موند
چون مردم #خواستن و پذیرفتن
چون درونش #منطق دیدن
با وجودی که با زبان خوبی بهشون عرضه نشد
درسته بعد از پیامبر کشورگشایی هایی تحت لوای حکومت اسلامی صورت گرفت که روشش با روش و نگاه پیامبر متفاوت بود
ولی حرف من الان عملکرد پیامبرمونه
پیامبر موقع فتح مکه اگر دنبال کشتار بود باید از دم درو میکرد ولی به همه امان داد حتی ابوسفیان لیدر مشرکین در تمام جنگ ها علیه اسلام...
ما جنگ طلب نیستیم
اسلام پیروانش رو طوری تربیت میکنه که بزدل و توسری خور نباشن...ظلم رو نپذیرن و شجاع و حق طلب باشن نه جنگ طلب
قبلا هم گفتم ما اجازه شروع جنگ علیه جایی رو نداریم ما فقط از ماهیتمون دفاع میکنیم...
کتایون سر تکان داد:
_ولی عملا چیزی که میبینیم اختلافات مذهبی همیشه ریشه جنگ و کشتار بوده!
_واقعا با چه رویی این حرف رو میزنی!
جنگ جهانی اول و دوم ریشه ی مذهبی دارن؟ یا دعوای تقسیم قدرت بودن؟ بسط مدرنیته تا همین امروز 50 میلیون کشته روی دست بشریت گذاشته..
ته ته جنگ های مذهبی که اونم....
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
🌟🌱🌟🌱🌟🌱🌟🌱🌟
🌸ضحی
🌸قسمت ۱۳۱ و ۱۳۲
_...اونم از کژفهمی آدمهاست و ربطی به آموزه های دینی نداره، مثلا جنگ صلیبی بوده دیگه...
چقدر کشته داشته؟ به اندازه 2 روز اول جنگ جهانی دوم!
جنگها و کشتارها و تمام مصائب روی کره زمین زاده همین تفکر مسمومه که مقابل خدا ایستاده و ادعای خدایی داره
اصلا خدا دین نازل میکنه که جلوی سلطه اینها بر مردم رو بگیره بساط ظلم اینا رو جمع کنه!
ثانیا ژانت اکثریت سازی که منطق سازی نمیکنه لزوما!
یعنی اگر اوضاع برعکس بود و دین تو پرتعداد ترین دین جهان نبود تو به این دلیل رهاش میکردی؟
یعنی اون اوایل مثلا در روم که بخاطر فشار حاکمیت و دست پنهان یهود مسیحی بودن جرم بود و مجازاتش اعدام و تعدادشون کم بود و مخفی بودن، مسیحیت ارزش نداشت و الان چون طرفدار پیدا کرده مهم شده؟
اینکه آدمهای بیشتری به یک تفکر باور و اعتقاد داشته باشن میتونه دلیل حقانیتش باشه؟
آیا میتونیم تک تک این افراد رو پایش کنیم ببینیم از چه سطح درکی نسبت به تعالیم اون دین برخوردارن؟
میشه فهمید چند درصدشون شناسنامهای ان؟
دین باید استدلال و منطق برای ارائه داشته باشه و با اون سنجیده بشه
بعدم مگه من دشمن مسیحیتم منم که گفتم مسیحیت دین الهیه نجات بخش امت یهود بوده
یهودیت هم همینطور
گفتیم دین الهی بوده اولین دینی که به سمت تشکیل تمدن الهی خیز برداشت
اصلا همه اینها یک دین بودن
خدا قصد تفرق نداشت بشر هی دین رو منحرف میکرد خدا نسخه آپدیت رو که میفرستاد با نسخه ویروسی شده کلی تفاوت داشت
با نفس عمیقی سکوت کوتاهی ایجاد کردم و بعد باز ادامه دادم:
_توی آیه 102 به شروع یادگیری جادو جنبل در بنی اسرائیل اشاره میکنه و نکته جالبی داره میفرماید چه بد چیزی بود آنچه خود را بدان فروختید!
عاقبت بخیریشون رو فروختن تا رفاه و قدرت بدست بیارن...
نمایشنامه دکتر فاستوس رو دیدی؟
_نه ولی خوندمش...
_اونجا دکتر فاستوس روح خودش رو به شیطان میفروشه تا توی زمستان آب گرم و توی تابستان آب خنک داشته باشه... نمادی از رفاه! یعنی بخاطر بدست آوردن رفاه و تکنولوژی رفاه آور حاضر شد عاقبتش رو قربانی کنه...
_آها شما تکنولوژی رو شیطانی میدونید درسته؟
_به هیچ وجه نه تکنولوژی و نه رفاه شیطانی نیستن الان من تکنولوژی گریزم؟
پس اینا چیه که استفاده میکنم این گوشیم این لپ تاپم
ما باید از امکانات این دنیا استفاده کنیم اما در خدمت #هدفمون
اینکه اون رو هدف قرار بدیم غلطه! اینکه برای بدست آوردنش هر کاری بکنیم غلطه
این چیزی که منظور این آیه ست و این نمایشنامه هم بیانش میکنه اینه!
حالا یه چیز مهمتر
با همین مطالعه ابتدایی از قرآن هم این نکته مشهوده که قرآن به عنوان یک کتاب روی تورات اشراف 100 درصد داره.
اما یه سوال اینجا پیش میاد اونم اینکه چطور ممکنه یک امی غیر یهودی یک کتاب به حجم و سنگینی تورات رو انقدر دقیق بشناسه
اصلا تورات که مثل قرآن تو خونه همه نبود که راحت گیر بیاد فقط دست احبار و علماشون بود به نظرت اونا متونشون رو در اختیار یه غیر یهودی قرار میدادن که بخونه؟
به هیچ وجه!
به همون مردم خودشون هم نمیدادن
سالی چند بار تو مراسما از رو یکمش رو برای مردم میخوندن همین
بعدم برفرض محال اگر اینکارو کرده بودن نمی اومدن بگن و آبروشو ببرن؟
آیه 111 رو ببینید
واقعا قبل از قرآن چه زمانی و چه کسی از بشر خواسته بود فکر کنه و دلیل و استدلال بیاره؟ کدوم مکتب کدوم ایدئولوژی؟
اصلا کسی که از حقانیت خودش اطمینان نداشته باشه مردم رو به تفکر و تحقیق و مطالعه دعوت نمیکنه
با چیزهای دیگه ای سرشون رو گرم میکنه...
مثل مکاتب بت پرستی
اصلا همینکه این دین کتاب داره و مدام از علم حرف میزنه گویای سطح جهان بینیشه
کتایون:_یه سوال دارم از ۱۱۵...
دلیل وجود #قبله چیه؟ درحالیکه شما میگید خدا همه جا هست؟ پس چرا باید به سمت یک خونه ی سنگی عبادت کرد؟ به نظرت دلیلش تاثیر پذیری از بت پرستی نیست؟
ژانت بعد از مدتها به حرف اومد:
_منظورت رو متوجه نشدم کتی
_میگم این پیامبر ادعا میکنه دین موحد آورده ولی چون متاثر از فرهنگ بت پرستیه باز یک خونه سنگی رو میکنه جهت سجده مردم!
تازه خونه ای که توش پر از بته!
انگار یادش رفته خودش گفته خدا همه جا هست اما تو همین کتاب چندین بار میگه روی خود رو به طرف خدا بگردانید(در نماز) انگار خود خداتون هم این تعریف رو قبول نداره و برای خودش جا درنظر گرفته
وگرنه وجود لامکان که جهت نداره همه جا هست درسته؟
ژانت نگاه منتظرش رو به من دوخت و من هم جواب دادم:
_اولا سجده به خانه کعبه که به قول تو سنگی و پر از بته در صورتی شرکه که خود خانه مد نظر باشه
ولی هیچ مسلمونی موقع نماز حتی به ذهنش هم خطور نمیکنه که داره کعبه رو تقدیس و عبادت میکنه اصلا همچین تصویری توی ذهنش نمیاد چون از اول اصلا....
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
#جملات_الهام_بخش_برای_زندگی
🌸خوشبخت ترین آدم ها کسانی هستند
که به خوشبختی دیگران
حسادت نمی کنند
و زندگی خودشان را باهیچ کس
مقایسه نمی کنند...
🌸مدارا بالاترین درجه ی قدرت و میل به
انتقام اولین نشانه ی ضعف است...
مواظب کلماتی که در صحبت استفاده
میکنید باشید...
شاید شما را ببخشند
اما هرگز فراموش نمی کنند...
🌸سکه ها همیشه صدا دارند
اما اسکناس ها بی صدا...
پس هنگامی که ارزش و مقام شما بالا
می رود، بیشتر آرام و بی صدا باشید...
🌸به کسانی که به شما حسودی می کنند
احترام بگذارید...!!
زیرا این ها کسانی هستند که از صمیم
قلب معتقدند شما بهتر از آنان هستید..❤️
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
💢پارت سی ویک
💢تاوان یک گناه
💢ارسالی از اعضا
نمی دونم چرا سعید آمده بود جلوی من که زجرم بده کار تموم شد و رفتیم خونه فردا صبح با بابا رفتم خونه خان شهربانو گفت هنوزم می خواهی بری یه جای دور گفتم آره از خدامه گفت پس وسایلتو بردار که با عزیز خان و زن و بچه ش بری
_عزیزخان
_چیه تعجب کردی ؟عزیزخان تو این مدت که دیدیش تو که برای خان کار می کردی زنش دیده از کارت خوشش آمده باید بری شهر و خدمتکار شون باشی
_بابام باید اجازه بده
_نگران نباش صحبت ها رو با بابات کردم بابات پول بابت تعمیر خونه گرفته بعدشم روی حرف خان حرف نمی شده زد جز...
_چشم هرچی خان بگه
_پس بر آماده شو که بعد چاشتی بری
_چشم
بعد صبحانه سوار ماشین خان عزیز شدیم و راهی شهر
دعا می کردم که اونجا جای خوبی باشه و من اذیت نشم بعداز چندساعت رسیدیم نوکر خان آمد در ماشین رو برای خان و زن خان عزیز باز کرد
منم تو ماشین عقبی با دوتا از نوکر هاشون بودم
_طاهر برو تو آشپزخونه و پیش سکینه مشغول شو
_چشم خانم
_سکینه طاهره زینت رفته حالا طاهره کارهای اون رو انجام میده
_چشم هر چی شما بگین سمیه خانم
_زود دختر غذا رو که می کشم سفره رو پهن می کنی وسایل غذا رو با فاطمه میبری مواظب باش خراب کاری نکنی
_چشم سکینه خانم
بادقت همه وسایل رو بردم و هرچی اونجا یاد گرفته بودم رو انجام دادم عروس خان با دو تا بچه که معلوم بود دوقلو هستن آمد چه قدر ناز بودن معلوم بود یک ساله شایدم بیشتر هستند
گفتم کاری ندارین برم ؟
_مواظب مونا و مینا باش تا میترا غذا شو بخوره
_چشم خانم
مشغول بازی باهاشون شدم چون دور و برم پر بچه بود بچه داری رو خوب بلد بودم مونا و مینا دیگه بهونه نگرفتن و مامان شون غذا شو تموم کرد
_معلوم بچه داری بلدی؟
_بله خانم چندتا نوه داریم من عاشق بچه ها هستم
_برو به کارت برس
_چشم
دو سه ماهی کارم همین بود حسابی مونا و مینا بهم عادت کرده بودن مثلی که میترا نا خواسته حامله شده بود برای همین بچه ها بیشتر با من بودن چون میترا همش حالت تهوع داشت حسابی به اونجا عادت کرده بودم بهار و تابستون تموم شد و پاییز بود که میترا زایمان کرد این بار صاحب دوتا پسر شده بود خان خیلی خوشحال بود سه شبانه روز جشن گرفت کار منم حسابی در آمده بود نگهداری۴تا بچه ۴ سال گذشت
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh