درها رو باز کن، بذار نور بهت بخوره. تو حق اینو داری که خوشحال باشی. برگرد به زندگی.
کف زمین دراز کشیدن، به سقف خیره شدن و با صدای خیلی بلند آهنگ گوش دادن عالیه بچهها، هر دفعه باعث میشه حس کنم هیچ چیز دیگهای توی جهان نیست.
بیصبرانه در انتظار تابستونم؛ میوه های خوش مزش، کولر روشن کردن، بیرون رفتن هاش، پوشیدن لباس های نازک و گشاد، نوشمک و یخ در بهشت خوردن تو بیرون و هوای گرم درحالی که از گرما داری میپزی، درست کردن باکت لیست و ژورنال های مرتبط بهش، زیر کولر نشستن و هندونه خوردن.
دلم برای آشپزی کردن و شیرینی پختن عمیقاً تنگ شده. بنظرم وقتشه دوباره دست بکار شم.