نمیدونم چطور آدمها به خودشون اجازه میدن سر ساده ترین چیز ها به هم دیگه توهین کنن.
شاعرِ آیینهها
نمیدونم چطور آدمها به خودشون اجازه میدن سر ساده ترین چیز ها به هم دیگه توهین کنن.
بشر چیز خیلی عجیبیه.
با ساختهی دست خودشون، برای خودشون پلیدی به وجود میارن و خودشون رو به جون هم میندازن.
امروز به طرز وحشتناک عجیبی به همه چی خوشبین شده بودم و مهربون بودم که میتونستید ازم کتاب امانت بگیرید.
شاعرِ آیینهها
امروز به طرز وحشتناک عجیبی به همه چی خوشبین شده بودم و مهربون بودم که میتونستید ازم کتاب امانت بگیری
بالاترین حجم مهربونی و عشق و علاقهی من:
شاعرِ آیینهها
کتابخونه مرتب کردن تا ابد مورد علاقم میمونه:
درسته که همچنان نامرتبه ولی من نمیتونم با این حجم کتاب کار دیگه ای انجام بدم-
یه تیکه از وجودم: بشین عربی بخون!
اون تیکهی وجودم: متن های هایدگر جذابتره!
شاعرِ آیینهها
یکی از قسمت هایی که بیشتراز همه تو کتابخونم بهش افتخار میکنم-
یکی دیگه از قسمت هایی که بیشتر از همه تو کتابخونم بهش افتخار میکنم-