eitaa logo
شاعرِ آیینه‌ها
318 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
28 ویدیو
1 فایل
در بهبه‌ی جریان بی‌روح اطراف؛ من زندگی می‌کنم در اعماق جنگل ذهنم! در اینجا همه پیمان می‌بندیم برای باهم بودن، ما‌ گوش می‌سپاریم به‌موسیقی طبیعت، قدم‌ می‌زنیم در میان پیچک‌های سبز‌رنگ ‌و سرمی‌کشیم فنجان‌تلخ زندگی را؛
مشاهده در ایتا
دانلود
عجیبه، اون روزی که انتظار نداری یه جوری خوب پیش میره، که همیشه یادت میمونه.
تازه الان متوجه شدم، دیروز که رفتم تو یه برنامه‌ای چیکار داشتم.
می‌خندم که گریه نکنم. نفس میکشم که نمیرم. سقف رو نگاه میکنم که نگاهم به آینه نیفته. من این چند وقت هر کاری میکنم، در گروی انجام ندادن کار دیگه‌ایه. و باز هم تو اون کوه بلند قامتی که من بهت نمی‌رسم و فقط میتونم بازِ نشسته بر قله‌ات رو تماشا کنم. آیا این زندگی خاکستری، که هر لحظه‌ی اون رو برای فراموش کردن لحظه‌ی قبلش هر کاری میکنم ارزش داره؟ که تو آیینه نگاه نمی‌کنم، چون بادیدن قهوه‌ای چشمام یاد قهوی‌ای چشمات می‌افتم؟ که با وجود داشتنم یاد وجود داشتنت می‌افتم؟
وقتی یه گیاهی رو خودت پرورش میدی و ازش مراقبت میکنی، یکی از بهترین حس های جهانه.
+ تو بدترین لحظات زندگیت چی‌کار می‌کنی؟ - چایی می‌خورم!