کسی که بهخاطر یه مشکلی که با ۵ دقیقه صحبت کردن حل میشه تو رو ساعتها به گریه میندازه، قطعا (دوسِت نداره).
میگن آدم عاشق کوره و بدی های طرفش رو نمیبینه. ولی به نظر من آدمی که عاشق نیست کور تره.
خوبیارو نمیبینه. شما صد بار ازش تعریف کنی، بهش لطف کنی، واسش هدیه بخری، مهربون باشی، ببخشیش. مواظبش باشی، پناهش باشی. نمیبینه. به چشمش نمیاد.
قابلیت اینو داره کاری کنه همه، حتی خودت باورت بشه که مقصر و باعث تمام اتفاقات بد تویی. یجوری اعصاب و روانتونو داغون کنه که همه چی رو بترکونی بعد بکشه عقب با چشمای اشکی و مظلوم به گند کشیدن رابطه توسط تو رو نگاه کنه.
وقتی جوونی، قشنگی، جذابی، سرحالی همه دوستت دارن.
من وقتی چروک زیر چشمت بیفتهام دوستت دارم.
وقتی دستات بلرزهام دوستت دارم.
من اونجا که همه چیو باختی ام دوستت دارم.
تو اوج خوب نبودنتم دوستت دارم.
اصلا من آدم دوست داشتن تو تو روزای تنهایی و سختیتم.
گفت: آدمهای غمگین یجور دیگهان، انگار غم ازشون یه هنرمند میسازه، مثلا مثلِ خودِ تو،
تاحالا دقت کردی چقدر قشنگ کلمههارو کنار هم میچینی؟ تاحالا دقت کردی چقدر قشنگ حرف میزنی؟ تاحالا چشمهات رو دیدی؟
درسته غمگینه ولی بینهایت قشنگه.
یه چیزی تو رابطه هست به اسم «خستگی»
ینی شما توجه و احترام کافی رو تو رابطه دریافت نمیکنی،
اونقدری که باید خوشحال نیستی،
متداوماً دلخور میشی و از دلت در نمیاد،
چیزای کوچیک رو مخت میره و درست نمیشه،
و یه روز از دست طرف مقابلت خسته میشی.
در نهایت با این که دوسش داری ترکش میکنی.
بچه ها خوشحال میشم تو چنل دومم عضو بشین. اونجا هم کنار هم باشیم🤍🪴
@napoleone_official
چقدر من این روزها کافکا رو درک میکنم وقتی تو یکی از نامههاش مینويسه:
«خوب نیستم، با تلاشی که الان میکنم که به زندگی بچسبم، میتونستم اهرام مصر رو بسازم.»
همینقدر دقیق.
روزی که بفهمی تو برای ادامه دادن به زندگی و حال خوبت به هیچ بنی بشری محتاج نیستی، اونوقت نه خیلی از تصمیمات غلط رو میگیری، نه اینهمه برای موندن آدمها تقلا میکنی، نه اینقدر از خودت دور و ناامیدی، نه زندگی برات اینقدر سخته. تو فقط نیاز داری که باور کنی خودت برای خودت کافی هستی.