یکی از مهمترین معیارها واسه بودن با کسی اینه که
حرفی برای گفتن باهاش داشته باشی،
وگرنه سکوتهای یک نفره، خیلی بهتره تا سکوتهای دو نفره..
تنها بدیش این بود که خیلی خوب بود.بعضی از آدم ها انقدر خوب هستن که نباید بهشون نزدیک شد.
باید اون ها رو از دور دید، از دور سلام کرد، از دور لبخند زد، از دور دوست داشت...
شاید این هم یک جور داشتن باشه،آخه زندگی متخصص اینه که آدم های خوب رو ازت بگیره!
نه دوری که منتظرت باشم، و نه نزدیک که به آغوشت کشم.
نه از آنِ منی که قلبم تسکین گیرد، و نه از تو بینصیبم که فراموشت کنم! تو در میان همه چیزی...
میدونی،
آدما تا وقتی یهغم خیلی بزرگی رو تجربه نکنن این حقیقت تلخ رو یاد نمیگیرن
که تو میتونی بری عروسی و خیلی غمگین باشی.
میتونی تولد بگیری، برقصی و خیلی غمگین باشی.
میتونی چرت و پرت بگی و با دوستات بخندی و خیلی غمگین باشی.
انگار برای همیشه بین تو و زندگی یه لایه نامرئی غم کشیده میشه .
چقدر دور و تار شدی واسم،
انقدر دور که دیگه از این فاصله نمیتونم بفهمم چه حسی داری بهم،
انگار کم کم داره هرچیزی که منو بهت وصل میکرد پاره میشه و تموم میشی واسه همیشه.