💕دلبرونگی💕
🍃🌸🍃 دوتا کافی نیست 🍃
#تجربه_من ۱۰۶۱
#ازدواج_در_وقت_نیاز
#فرزندآوری
#دوتا_کافی_نیست
#حرف_مردم
#بارداری_بعداز_35_سالگی
#ساده_زیستی
#سبک_زندگی_اسلامی
بنده مادر تجربه ی ۱۰۵۸ هستم.
متولد ۶۳
فرزند اولم دختر عزیزم متولد ۸۰
فرزند دوم پسر گلم متولد۸۴
فرزند سومم مجددا گل پسرم متولد۹۵
و فرزند چهارمم بازم گل پسر متولد۱۴۰۲
بنده وقتی متوجه شدم فرزند سوم رو باردار شدم چون از لحاظ مالی در اون برهه به مشکل خورده بودیم، قصد سقط جنین داشتم اما وقتی پدرم متوجه این موضوع شدند به شدت با من برخورد کردند و گفتند اگر این کار رو انجام بدی، دیگه حق نداری به روی من نگاه کنی...
منم دیدم وقتی همسرم و پدرم خیلی شدید مخالفت میکنن، نتونستم این کار رو الحمدلله انجام بدم. نتیجه ش یک پسر به شدت باهوش و مستعد شد و برکت رو به خانه مون آورد.
بعد از به دنیا اومدن پسرم شرایط مالیمون کم کم داشت بهتر میشد، دخترم ۱۴۰۰ ازدواج کردن تو اون برهه خیلی به ما کمک کردن و خیلی جهاز مختصر خریدن
با اینکه پدرشون گفته بودن هرچی میخواین بخرید و هر مارکی دوست دارید انتخاب کنید، دختر و دامادم ساده ترین ها رو انتخاب میکردن. اوایل اجازه نمیدادم و دوست داشتم جلوی مردم سرمون بالا باشه با انتخاب هاشون مخالفت میکردم اما دخترم و دامادم با پافشاری اجازه ندادند چیزی تغییر کنه.
با این حال چون دستِ همسرم خالی بود با وام قرار بود تهیه بشه جهازشون. مبل هم نمیخواستند حتی تخت خواب هم راضی نشدند بخرند و قالبا مارک های ایرانی خریدند.
لوازم آشپزخونه در حد نیاز و خیلی مختصر طوری شده بود که خواهرم بهم میگفتن دخترت چرا همه چی رو ساده میخره!؟
از اونجایی که برای من حرف مردم مهم بود اما برای دخترم و دامادم نه ؛تو اون زمان باهم کش مکش داشتیم.
دوران جهاز خریدن تموم شد و رسیدیم به نزدیکای عروسی. قالب فامیل هامون اصرار داشتن ما حنا بندان و...بگیریم اما چون هم کرونا بود، هم دخترم مخالفت شدید کردند و اجازه ندادن ما بخواهیم براشون حنا بندان بگیریم و دخترم تو کل فامیل اولین شخصی بود که انقدر ساده وارد زندگی شد، چون ترک ها معمولا این مراسمات براشون مهمه البته نه همه شون.
نه جهاز برون گرفتن نه پاتختی نه حنا بندان و نه عقد بزرگ، تو عقدشون فقط خانواده ما و همسرشان بودن که تو حرم سیدالکریم گرفتن.
دخترم خیلی دلسوزه، همینطور که پدرشون براشون مهم بود و دوست نداشتن به سختی بیوفتن، برای پدر همسرشون هم همینطور بودن و عروسیشونو بدون در نظر گرفتن خیلی چیزها ساده برگزار کردند تا پدر همسرشان تو قرض و... نیوفتن.
خیلی زود صاحب اولاد شد دخترم و من نوه دار کرد😍 که باز اینجا اجازه خرید سیسمونی به هیچ عنوان به ما ندادند و ما با زور براشون یه کالسکه و یه گهواره ساده و فلاسک و کیف خریدیم با این حال برای اون چند تیکه هم کش مکش داشتیم که چرا خریدید.
کمد بچه هم خودشون از دیوار خریدن و چیز زیادی برای بچه نخریدن. مثل اون سیسمونی ها که همه میگیرن نبود و حتی اجازه ندادن جشن کوچیک بگیریم.
دخترم از اونجا که تک دختر هستن عاشق این بودن و هستن که خواهر داشته باشن و همیشه به من و پدرشون میگفتن و میگن که خواهر میخوان و به جد اصرار میکنن.
با اصرار های دخترم ما در سال۱۴۰۲ صاحب گل پسرم شدیم با خجالت زیاد چون الان کمه مادر و دختر باهم بچه دار بشن اما دختر و دامادم طوری برخورد کردن که قضیه خیلی عادی است و دخترم خیلی تشویق کردند و اجازه ندادن شخصی مارو اذیت یا مسخره کنه؛ همزمان ما هم صاحب نوه دوممون😍
الان هم چشم به راه نوه سوممون هستیم که ان شاالله دی ماه متولد میشن❤️
👈 تجربه ی ۱۰۵۸ را اینجا بخوانید.
https://eitaa.com/dotakafinist/19567
"دوتا کافی نیست"| عضو شوید👇
http://eitaa.com/joinchat/1096876035Ccaac6a6075
🍃🍃🍃🍃🌸
♥️🍃
💮بخاطر دفاع از خانوادت، به همسرت حمله ور نشو یا اون رو بخاطر رابطه بهتر با خانوادت تحت فشار قرار نده، که دو نتیجه داره...
1⃣ خراب شدن رابطه شما و همسرت و عذاب ...
2⃣ کراهت بیشتر همسرت از خانواده تو
🔺راه حل پایدار و درستش اینه که👇
💢رابطه رو به صورت پایدار با همسرت و خانواده همسرت بهبود ببخشی، رابطه
همسرت با خانوادت در طی زمان، بدون هیچ کار اضافه و اصراری حل خواهد شد
💢اگر هم به احتمال زیاد در طول زمان حل نشد، تو به این روش و کارت ادامه بده؛ که به نفع راحتی و سلامت جسمی و روانی و کانون خانواده توست
کاش برخی خانومها متوجه بشن که با اینکار چقدر از چشم شوهر می افتند
🍃🌸
#تجربه
#مشاوره
#همسرداری
آیدی من و لینک کانال دلبرونگی👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9
@FATEMEBANOOO🍃🌸
🍃🍃🍃🍃🌸
سلام عزیزم خواستم از دوستان خواهش کنم راهنماییم کنن این مشکل مربوط به همه خانواده مادری ماهست البته اینم بگم مادروپدر من پسرعمه و دختر دایی بودند
یعنی پدربزرگم مادریم ومادربزرگ ازسمت پدر خواهر و برادر بودند اینا گفتم تا بدونید ریشه مشکل یه جاست متاسفانه خدابیامرز ها در زمان حیات اصلا حرمت مادرشون رونگه
نداشتن با اینکه مادرشون زودبیوه شدوبه پای بچه هایش نشست و این دونفر که خودشان هم زودازدواج کردن مطابق رسم قدیم
ولی در نگهداری مادرشون مخصوصا سالهای آخر عمر خیلی کوتاهی کردن
واینطورکه به گوش ما نوه ها رسیده اون مادر مظلوم روخیلی کتک زدن وحتی ازخونه
بیرون کردند وکلا ناسپاسی کردن یه غروب که مادرشون رو خیلی اذیت کردن اون
خدابیامرزم به سبنه اش زد و رو به آسمون نفرینشون کرده و گفته الهی تا هفت
نسلتون گرفتارباشید و پول بدوه شماهم دنبالش ویه همچین چیزهایی بهرحال
شاید ما اصلا گناهی نداشته باشیم ولی انگار این نفرین توسر من وخواهر و برادرام خورده بچه های عمو و عمه وخاله
وداییمون اندازه ما زجرنمیکشن بااینکه خیلی اهل کارهستیم اصلا پول ومال
وثروت ازمافراریه چندسال پیش یکی از خواهرام رفت پیش دعانویس که طلسم این کارروازبین ببره حتی اون زمان
پونصدهزارتومان که خیلی بود رو هزینه کردیاروگفت سیاهی نفرین ازسرتون رفت
ولی هیچ فرقی نکرد حتی بدترم شد من خیلی برای پدرومادربزرگم ختم قرآن
برمیداریم ولی اصلا فرقی نمیکنه مثلامن ودخترعموم یه کارروبایه شرایط انجام
میدیم اون سود میکنه من ضرر خدا شاهد از عوقبت اون دنیا هم میترسم
خواستم ببینم کسی میتونه راهکاری بده بخدا فکرم خیلی مشغوله میترسم برای بچه هامون بشه چون گفته تا هفت نسل
ببخشید طولانی شد الهی حاجت روا باشید🌸
🍃🌸
#تجربه
#مشاوره
#همسرداری
آیدی من و لینک کانال دلبرونگی👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9
@FATEMEBANOOO🍃🌸
🍃🍃🍃🍃🌸
سلام عزیزم. روز پاییزی تون به خیر و شادی. دوستان گلی هستند که تو کانال مطلب درباره ی سیاست های همسرداری میزارن. خدا خیرشون بده 🤲
من هم میخواستم دو تا سیاست همسرداری عملی و ساده که خودم انجام میدم و همیشه نتیجه میگیرم رو با خانمهای گل به اشتراک بزارم.
چند سال قبل این تکنیک رو که یه تکنیک روانشناسی زن اشویی هست یاد گرفتم و عملی کردم و خیلی از نتیجه راضی هستم و تکراری هم نمیشه و همیشه جواب میده.
من و همسرم الحمدلله خیلی کم بحث و دعوا میکنیم چون این دو تکنیک رو همیشه مدنظر دارم:
اول اینکه: وقتی همسرم از کسی یا چیزی ناراحت یا عصبانی باشه ، خودم رو جایش میزارم و بهش حق میدم که کمی بدخلقی کنه. وقتی هم که عصبانی یا ناراحت هست سعی میکنم طرفش نروم و باهاش کاری نداشته باشم و باهاش کل کل نکنم و جواب غرغر هایش رو ندم تا خودش زود آروم بشه. به جایش خودم رو سرگرم کارهای خونه و آشپزی و رسیدگی به امور منزل و بچه ها میکنم و خودم رو میزنم به بی خیالی و نشنیدن. چند دقیقه بعد هم یه چایی یا میوه برایش میارم تا حالش عوض بشه.هیچ وقت وقتی همسرتون عصبانی هست و حتی درباره ی اعضای خانواده تون بد میگه، باهاش کل کل نکنید چون عصبانیت اش بیشتر میشه و بحث هم بالاتر میگیره و حتی ممکن هست توهین های بیشتری به شما و خانواده تون بشه و حرمتها شکسته بشه ولی سکوت و آرامش در برابر عصبانیت معجزه میکنه. بارها امتحان کردم که میگم.
نکته ی دوم: اگر خدای ناکرده اوضاع بدتر شد و بحث بالا گرفت و دعوا شد، تکنیک دوم رو به کار میبرم و یه دفعه وسط دعوا با حالت غمگین و چشمهایی غمگین ولی مهربون میرم تو آغ....وشش و میگم : من که میدونم چقدر همدیگر رو دوست داریم پس وقتی ناراحتی چشمات رو نبند و دهنت رو باز نکن که حرفی بزنی که دل من بشکنه و بعداً هم خودش پشیمون بشی. باور کنید یه دفعه اوضاع آروم میشه و مثل شیری که روی حرارت آتش کف میکنه و داره سرریز میشه و شعله ی گاز رو که خاموش میکنی یه دفعه فروکش میکنه، دقیقا یه دفعه وسط بحث و دعوا اوضاع آروم و رومانتیک میشه. بار اول که این تکنیک رو به کار بردم، شکه شد و گفت: دیوونه شدی. منم گفتم: عاشقی هم یه جور دیوونه گی هست دیگه اون هم از نوع شدید و عمیقش. خیلی از شنیدن این حرف کیف کرد و این تکنیک تو زندگی ما ادامه دار شده.
❤️شنیدید که میگن: دعوای زن و شوهر سر زبونشون هست و عشق و علاقه شون ته دلشون❤️
حتماً چه تو بحث و دعوا و چه تو زمانهای عادی به همسرتون بگید که به خاطر تو و علاقه ی به تو هست که من باتو زندگی میکنم و مشکلات زندگی رو تحمل میکنم نه به خاطر بچهها. چون بچه ها بالاخره دیر یا زود میرن سراغ زندگی خودشون و من و تو هستیم که باهم میمونیم. پس باید عاشقانه ها بسازیم همسرجان.
از زمانی که این مطلب رو هم به همسر جانم میگم، میفهمم که چقققدر مردانه تر و عاشقانه تر رفتار میکنه و چقدر حال دلش خوب میشه.
بانو جان با همین سه تا تکنیک روانشناسی زن اشویی ساده و عملی ، حال دل خودت و همسرجان و زندگی رو عالی کن.
برای من که همیشه جواب داده، ان شاالله برای همگی شما هم جواب بده. ممارست داشته باشید تا این موضوع برای شوهرتون باور پذیر بشه که نقش بازی نمیکنید و این کار هاتون از سر دله.
🍃🌸
#تجربه
#مشاوره
#همسرداری
آیدی من و لینک کانال دلبرونگی👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9
@FATEMEBANOOO🍃🌸
🍃🍃🍃🍃🌸
سلام احوال شما درموردخانمی ک خواهرشوهرمیخوادباهاش زندگی کنه من3تاخواهرشوهرافعی داشتم😑
مثل شماپدرمنودراوردن خون بودک گریه میکردم بارداربودم نمیذاشتن شوهرم برام
بخره بجاش میگفتن یرااونابخرمن میرفتم توحیاط غذاروبومیکشیدم وگریه میکردم
این تازه ی نمونشه ک گفتم ومثل جریان شمابرام اتفاق افتاددپارسال مادرشوهرم
فوت کردگف طبقه دوم خونه برادرموکامل کنیدمن برم اونجاخونه ی منومیگفت
😥قبل ازچهلم خونم می موندشوهرم گف پیشمون میمونه گفتم ب هیچ عنوان
یاجای من یاجای اون طبقه بالابزاری آتیشش میزنم گفتم بایدبره خونه ی بقیه
من نمیزارم خیلی محکم وباتهدیدنذاشتم ک بیادحالاهم ازدواج کرده😁
🍃🌸
#تجربه
#مشاوره
#همسرداری
آیدی من و لینک کانال دلبرونگی👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2468610190C52cfd5dbe9
@FATEMEBANOOO🍃🌸
#پیام_مخاطبین
✅ صدای زندگی....
بنده مادر دو فرزند هستم. دختر بزرگم کلاس زبان میره که دقیقا هم زمان با اذان مغرب هست. روز اول که داشتم میبردمش متوجه شدم یه مسجد روبروی آموزشگاه هست. فوری دخترم رو گذاشتم کلاس و دست دختر کوچولوم رو گرفتم و با استرس رفتم مسجد.
اخه دختر کوچولوم از صدای خیلی بلند میترسه و چندباری توی مسجد محله خودمون انقدر ترسیده بود و گریه کرده بود که همه با ما بد رفتار کردند که نماز بعد رو نمونده بودیم و راستش دیگه مسجد نرفته بودیم چون دخترم حتی از ورودی اون مسجد هم میترسه.
دل به دریا زدم رفتم آخرین صف کنار یه خانم مسن که روی صندلی نشسته بودند. نیت و اقتدا کردم راستش خیلی دلم تنگ نماز جماعت بود. بلند گو های مسجد صدای متعادلی داشت و خدا رو شکر دخترم دچار شوک اولیه نشد اما همین که سجده رفتم، حس کرد گم شد و شروع کرد به گریه از استرس خیس عرق شدم. گفتم الان همه صداشون در میاد.
خانم کناری همین جوری حین نماز دست کرد توی کیفش. یه مشت بزرگ بیسکوییت در اورد و ریخت تو دامن دخترم. انقدر واسش وسوسه اور بود یادش رفت گریه کنه دستش رو پر بیسکوییت کرد و جذب این خانم مهربون شد و تا آخر نماز تسبیح و کتاب دعا ایشون رو از روی میزشون برداشت.
منتظر بودم نماز تموم شه حسابی از همه عذر خواهی کنم. اما همین که نماز تموم شد سیل قربون صدقه ها آبنبات و شکلات و کیک و ... بود که سمت دخترم روانه شد.
راستش هر دومون حسابی شوک شده بودیم. بعد هم که دعا تموم شد انقدر همه با دخترم خوب برخورد کردند که ما تا آخر کلاس اونجا موندیم و دخترم کلی با خانم های اکثرا مسن اونجا بازی کرد. از اونطرف هم توی مردونه یه توپ بادی آوردند و کلی پسر بچه شروع کردند به فوتبال بازی و متوجه شدم اصلا رقابت سنگینی سر فوتبال هرشبِ بچه ها توی مسجد برقراره.
بعد از نماز هر شب این مسجد دوست داشتنی پر از صدای خنده و هیجان بچه هاست. اصلا صدای زندگی میاد. دختر کوچولوم فقط منتظر روزهایی هست که باهم بریم مسجد.
#مسجد_طراز
#تربیت_اسلامی
#مسجد_دوستدار_کودک
"دوتا کافی نیست"| عضو شوید👇
http://eitaa.com/joinchat/1096876035Ccaac6a6075