ویرانه❤️🔥عشقِ بیگانه🍊💚
🍀🌺🍀🌺🍀🌺 🌺 🍀 🌺 🍀 #رمان_دل_دیوانه #303 آه کشید و گفت : کارای من؟ یا کارای خودت؟ همچنان طلبکار نگاهش
🍀🌺🍀🌺🍀🌺
🌺
🍀
🌺
🍀
#رمان_دل_دیوانه
#304
_ هرچی می خوای بگو مازیار.
بگو بی رحم شدی. بگو سنگدل شدی.
عوض شدی.
هرچی می خوای بگو.
برام مهم نیست. کم نکشیدم از دستت.
کم خون دل نخوردم. تو همین یکی دو ماه کم عذاب نکشیدم.
دیگه بسه. ولم کن
برو پی زندگیت. راحت باش
خوش باش.
_ چرا فکر می کنی من الان خوشم؟
_ پس چه فکری کنم؟
یکم خیره نگاهم کرد و بعد آه کشید.
_ هیچی. هرجور دوست داری فکر کن.
الان نمی تونم چیزی بهت بگم
به شدت کنجکاو شدم. چی این وسط بود که من بی خبر بودم؟
_ چی نمی تونی بهم بگی؟
_ به وقتش می فهمی!
عصبی گفتم :
وقتش یا همین الانه یا هیچ وقت.
اگه گفتی که هیچ
اگه نگفتی قسم می خورم دیگه هیچ وقت نذارم منو ببینی.
اخم کرد و گفت :
مگه دست توعه؟
_ آره دست منه. چیه؟ نکنه دست توعه؟
نه آقا مازیار دیگه به شما ربطی نداره. من الان اختیارم دست خودمه
@deledivane
#بفرست_برا_دوستات😌😘😍❤️🔥