فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یه وقت خیال نکنی خدا از این جنایتی که ستمگرا میکنن؛ بیخبرهها
فقط تا روزی که چشما از ترس و تعجب خیره میشه، مهلتشون میده
#ابراهیم ۴۲
#هرروز_یک_آیه🌱
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📚
#آخرین_فرصت⏰
💫«آخریــن فرصــت فرصتــی نــاب در زندگــی ام بــود. یافتــن ایــن مجــال را مدیــون مؤسسـه نشـر فرهنـگ شـهادت هسـتم.» این جمله ی است که نویسنده در وصف کتاب آخرین فرصت گفته است.
💫کتاب آخرین فرصت با نثر روان و زیبایی که دارد، سعی می کند داستان زندگی شهید علی کسایی🥀، مربی و مسئول عقیدتی سیاسی مرکز پیاده ارتش شیراز، را به تصویر کشد. نویسنده، این کتاب را با انجام ماهها مصاحبه با خانم قافلانکوهی🧕، همسر شهید کسایی، زندگی سراسر عشق و ایمان آن ها را روایت می کند.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📚
#آخرین_فرصت⏰
💫عموما کتاب های بازگوکننده ی🗣 خاطرات را می توان اثری ارزشمند در عرصه تاریخ شفاهی دانست و کتاب آخرین فرصت نیز از این قاعده مستثنی نیست و علاوه بر مرور خاطرات زندگی شهید، به عنوان یک تاریخ شفاهی از دوران انقلاب و جنگ ایران 🇮🇷 و عراق 🇮🇶نیز به شمار می آید.
💫داستان کتاب آخرین فرصت با بازگویی یک خواب عجیب از رفعت، دختر دوم خانواده قافلانکوهی، شروع و در گیر و دار فراز و نشیب های داستان و در لابه لای آن ها به مراسم خواستگاری و ازدواج با شهید علی کسایی می انجامد و قضایای بعد از ازدواج...
💫شهید علی کسایی، به تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۳۴ در شیراز متولد شده و از آن جا که آرمانهای انقلاب اسلامی و آموزشهای مذهبی در عمق جانش نفوذ کرده، زندگیاش را وقف ترویج قرآن و نهج البلاغه می کند و یکی از سعادت هایی که نصیبش می شود خواندن خطبه عقد توسط امام خمینی (ره) می باشد. مراسم عروسی این زوج خوشبخت در روز عید غدیربرگزار می شود و در روز عروسیاش دعا کرد تا خداوند شهادتش را نیز در این روز مبارک قرار دهد.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📚
#آخرین_فرصت⏰
💫تمام سطرهای کتاب «آخرین فرصت» روایت دوست داشتن و اوج است که از عشق و پرواز ✈️شهید علی کسایی مربی و مسئول عقیدتی سیاسی مرکز پیاده ارتش شیراز حکایت دارد. مردی که در ۱۴ آذر ۱۳۳۴ مصادف با عید غدیر در شیراز به دنیا آمد، در سن ۲۵ سالگی و در روز عید غدیر و در محضر مبارک حضرت امام خمینی «ره» پیمان زناشویی را با شریک زندگیاش 👫امضا کرد و در آستانه عید غدیر از فرماندهاش خواست که اجازه رفتن به جبهه را به او بدهد و یادآور شد که این آخرین فرصتش برای رفتن به جبهه است.
💫صفحات کتاب با روایت صمیمی رفعت قافلانکوهی، همسر شهید از آشنایی تا ازدواج شهید همراه است تا به اولین چالش یعنی ترور قهرمان🥇 اثر توسط منافقین و مجروح شدن او میرسد.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
9.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#برش_کتاب📚
#آخرین_فرصت⏰
💫کارتن هــای اســباب و وســایل گوشه گوشــە خانــه را پــر کــرده بــود. بــا سرخوشــی شـروع بـه قـدم زدن 🚶♂تـوی خانـه کـردم. راهـروی باریکـی ورودی خانـه را بـه یـک هـال خیلـی کوچـک وصـل می کـرد. سـالن پذیرایـی، در کنـار هـال، ابهتـی بـرای خـودش داشـت. پشـت سـالن هـم آشـپزخانه بـود. حمـام و دستشـویی هـم روبـه روی دو تـا اتاق هــا بودنــد.
پنجــرە 🪟اتــاق را بــاز کــردم. حیــاط بــا پیچک هــای پُــر پیــچ و خمــی تزئیــن شــده بــود کــه تــا روی حصارهــای کوتــاه قــد دورِ خانــه کشــیده می شــد. فکــرِ این کــه دیگــر از دســت آن همــه پلــه خـلاص شــدم، لبخنــدی را گوشــە لبــم نشــاند. تــوی ســالن برگشـتم و بـا وسـایل کلنجـار می رفتـم کـه صـدای در بلنـد شـد. بـه سـمت راهـرو رفتـم.
- کجا غیبِت زد علی؟ این چیه دستت؟
خندید و کنار قفسە چهارگوشی ایستاد که روی دیوار نصب و تلفن رویش بود.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
پویش دلتکانی
#برش_کتاب📚 #آخرین_فرصت⏰ 💫کارتن هــای اســباب و وســایل گوشه گوشــە خانــه را پــر کــرده بــود. بــ
#برش_کتاب📚
#آخرین_فرصت⏰
- حالا که اینجا تلفن ☎️داره، یه قلک هم باید کنارش باشه.
قلک بیضی شکل را کنار تلفن جا داد و گفت:
«هر دفعه که زنگ زدیم، یه تومن می ندازیم تو قلک.»
- نــه علــی! خــودم از همســایه ها پرســیدم، گفتــن همیــن طــوری مجانــی همــه اســتفاده می کنــن.
- عزیزم این بیت الماله. اونا استفاده کنن، ما نمی کنیم تا شبهه ای توش نباشه.
علی به سمت هال رفت، پشت سرش روانه شدم.
- ولی آخه تلفن عمومی هم که من زنگ می زنم دو ریال می شه.
بالای سر یکی از کارتن ها نشست و چسبش را باز کرد.
- ما همون یه تومن می ندازیم تا خیالمون راحت باشه.
بالای سرش، بدون حرفی، ایستادم.
سرش را بالا آورد. محبت نگاهش را پُر کرده بود.
- رفعت! پول قلک که جمع بشه برای کلی کارای خیر خرجش می کنیم.
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برای_زین_اب
📱استوری همسر شهید بلباسی ...
🔴چهار سال پیش که خانطومان آزاد شد، ماشینو برداشتم و رفتم توی جاده اشک ریختم و بیهدف رفتم و رفتم.
امشب که دوباره اون منطقه اسیر دست تکفیریها شده، باز ماشینمو برداشتم و ناخودآگاه اومدم پیشش.
😔بین من و خانطومان یک عزیزی هست که جزء جزء بدنشو جا گذاشته اونجا ...
برای سفارش کتاب به آی دی زیر پیام دهید
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌱 دلتکانی|خانه تکانی دل با کتاب
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#معرفی_کتاب📚
#اخرین_نماز_در_حلب
🔵خاطرات📑 شهید مدافع حرم عباس دانشگر
✅عباس متولد🤱 اردیبهشت ماه سال 1372 از شهرستان سمنان است. حضور او در پایگاه و بسیج باعث شد که رفتار و گفتارش با اخلاق اسلامی آراسته شود😍. رابطهای صمیمی😊 و عاطفی با دوستانش پیدا میکرد. در سال 1390 در کنکور سراسری شرکت کرد و با رتبۀ عالی👌 در دانشگاه🏢 سمنان و در رشتۀ مهندسی کامپیوتر💻(نرم افزار) قبول شد؛ اما بهخاطر دوراندیشی و البته علاقهای 💙که به سپاه پاسداران داشت، در آزمون📋 دانشگاه امامحسین(ع) هم شرکت کرد و قبول شد😍. 5مهرماه1390 وارد دانشگاه🏢 امامحسین(ع) شد و پس از گذشت یک سال دورۀ آموزش عمومی افسری را پشتسر گذاشت🙂. 2اردیبهشت1395 به جبهۀ مقاومت در سوریه پیوست و سرانجام در 20خرداد در روستای هویز حومۀ جنوبی شهر حلب سوریه با موشک تاو آمریکایی به شهادت رسید.😭
برای سفارش کتاب پیوی منتظرتونیم😍🤩
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
#برش_کتاب 📚
#اخرین_نماز_در_حلب
✅بعد از دو هفته از شهادتش، ساکش🎒 به دستمان رسید وسایل داخل ساک🎒 را یکبهیک دیدم و ساک🎒 را کنار اتاق گذاشتم.😭 در نیمههای شب ناگاه صدای اذان🕌 را شنیدم و از خواب پریدم. ساعت را نگاه کردم. دیدم نیم ساعت به اذان شرعی مانده؛ هیجان🤩 تمام وجودم را گرفته بود؛ دویدم در حیاط خانه🏡 که ببینم صدای اذان از مناره مسجد است یا نه! متوجه شدم صدای اذان از داخل خانه است؛😍 وقتی خوب دقیق شدم،🧐 دیدم اذان از ساک🎒 کنار اتاق است. سراسیمه بهسمتش رفتم و گوشی📱 تلفن عباس در ساک بود. برداشتم و نگاهم به آن خیره شد...☹️ روی صفحه نوشته بود: «اذان به وقت حلب»😭
برای سفارش کتاب پیوی منتظرتونیم😍🤩
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹
ارسالی شما
ممنون که بعد از رسیدن بسته هاتون بهمون اطلاع میدین🙏
برای سفارش کتاب به آی زیر پیام دهید😍
@aghigh1369
♥️کانال خودتون رو به دوستانتون معرفی کنید♥️
🌸
🌿
🍃 @deltekani
🍃
💐🍃🌿🌸🍃🌹