شهر خاموشان
اطلاعات در مقاله خود مینویسد بپایتخت ایران که نیمه شب خاموش می شود و از برق و روشنائی دیگر خبری نیست باید شهر خاموشان نام گذاشت ، غروب برق داده میشود و نصف شب قطع میگردد یعنی تهران چهار پنج ساعت برق دارد و از ساعت ۱۲ ببعد شهر در ظلمت می افتد و احتمال هر گونه مخاطراتی از لحاظ وسایط نقلیه و جنایات میرود. هنوز فوت مرحوم درویش عالم شهیر موسیقی بواسط ظلمت شب فراموش نشده که این مرد هنرمند قربانی تاریکی شب گردید.
(در آنموقع برق تهران از کارخانه حاج امین الضرب داده میشد که فقط قسمتی از شهر را روشن می ساخت). سپس اضافه شده است که بر طبق امتیازنامه بایستی کل شهر و اطراف شهر سیم کشی شده و بوسیله الکتریک روشن شده ، ذالک هنوز هم بر حسب دستور سرتیپ بوذر جمهوری کفیل بلدیه تهران برای احراز از خطرات ممکن الوقوع و تنویر معابر مجبور بداشتن چراغهای ذخیره از زنبوری و نفطی میباشند .
#وضعیت_برق_تهران_در_صد_سال_پیش
#ربع_قرن_اطلاعات
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
#پیام_بازرگانی
#پرفروش_ماه
😁
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
و از اوناش نباشید که بگید:
«پُز نیست، سبک زندگیمه...»😅
#آیه_نوش
https://ble.ir/ayenooshgah
.
┄┅═❁﷽❁═┅┄
عادات غلطی در بین ما مردم وجود دارد که با اینها بایستی برخورد کرد. با نصیحت و توصیه و راهحلهای جزئی نمیشود کار کرد، یک کار تحوّلی لازم است؛ مثلاً فرض کنید قضیّهی اسراف. در کشور ما اسراف وجود دارد؛ اسراف آب، اسراف موادّ غذائی، اسراف برق. مسابقهی تجمّل؛ که حالا ما اشرافیگری را نفی کردیم و زشت شمردیم که به جای خود مطلبِ کاملاً درستی است لکن مشکل اینجا است که ریختوپاشهای اشرافیگرانه به طبقات غیراشرافی هم در واقع سرایت کرده و متأسّفانه مسابقهی تجمّل در ازدواجها، در خانوادهها و کارهای گوناگون وجود دارد و باید با آن مبارزه کرد. یا بالا رفتن سنّ ازدواج، یا پیری جمعیّت کشور و همین مسائلی که در بیانات بعضی از دوستان هم بود.
بیانات در ارتباط تصویری با نمایندگان تشکلهای دانشجویی
#آیه_نوش
#سخن_بزرگان_طورش
.
لوله کشی تهران
صحبت لوله کشی تهران نزدیک بیک ربع قرن است در این مملکت میشود متأسفانه معلوم نشد چرا این موضوع حیاتی که در میان تاسیسات دیگر کشور که بدست رضاشاه فقید انجام گرفت بسیار ناچیز بود اینطور در ردیف کارهائی که توام با حرف بود واقع شد ، شاید در شهرداریها اشخاص علاقمندی پیدا نشدند که اهمیت موضوع را کاملاً درک نمایند و توجه شاه فقید را بدان جلب نمایند مسلما این غفلت بزرگ نتیجه سهل انگاری متصدیان بود که اعلیحضرت را متوجه این امر مهم نساختند و پایتخت کشور شاهنشاهی را در ننگ و رسوائی نداشتن آب لوله گذاشتند و این موضوع یکی از نواقص بارز و اشتباهات دوره رضاشاهی بشمار میرود که حق این بود اولین ماده برنامه اصلاحی دولت قرار میگرفت ولی متأسفانه کسی شاهنشاه را متذکر نگردید و صحبت آن از ۲۲ سال پیش شروع شد از اینقرار :
در تاریخ دی ۱۳۰۷ اطلاعات مینویسد : « مهندس مامور تعیین مقدار آب کرج و جاجرود عملیات اندازه گیری خود را در محل خاتمه داده و راپرت جامعی در این خصوص تهیه و بکفالت بلدیه تقدیم داشته است . بر طبق راپرت مشارالیه آب رودخانه جاجرود از حیث خوبی و زیادی بهتر از رودخانه کرج و از هر جهتی برای آب مشروب شهر مناسب تر میباشد _ راپرت مذکور تحت مطالعه قرار گرفته که پس از تصویب لوله کشی شهر شروع و آب رودخانه مذکور بشهر جاری گردد. »
۲۲ سال است هرچند یکبار خبری از لوله کشی خوانده میشود و معلوم نیست طلسم لوله کشی آب تهران کی شکسته خواهد شد و چه تاریخی مردم آب را در لوله خواهند دید - در دوره اعليحضرت فقید اگر توجه شده بود در اندک مدتی قطعا عملی میشد ولی موقعی شاه باهمیت آن واقف و دستور اکید صادر نمود که دیگر عمر زمامداریش کفاف نداد و از آن تاریخ دنباله آن فکر و پروژه تا حال حاضر تعقیب میشود و مبالغ هنگفتی هم از مردم پول گرفته شده که قسمت زیادی از آن خرج میز و صندلی و حقوق ها گردیده و باز از لوله کشی عملا خبری نیست ! !
#وضعیت_لوله_کشی_آب_تهران
#حدود_صد_سال_پیش
#روحت_شاد_رضاشاه
تازه جرات نداره بگه رضاشاه کم کاری کرده. هی داره می گه بقیه کم کاری کرده اند که اهمیت موضوع رو برا شاه جا ننداخته اند.🤪
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از مُنعِم فلسطینی🇵🇸🇮🇷
شوهرش جلوی چشمانش به شهادت رسید، پای پسرش قطع شد...
او با "روسریاش" پای پسر بست و چهار کیلومتر بر دوشش حملش كرد ، اما پسر هم شهید شد...
سپس "روسری" آغشته به خون را بر سر نهاد و سرش را سربلند برافراشت...
سلام بر زنانی که زمین از قدمهایشان بهشت میشود...
سلام بر زنان فلسطین.
@monem_ps
35.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوبه که اندازه یک بازیگر بتونیم از ولایت فقیه مون دفاع کنیم.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
به نظرتون پس فردا ی نابودی اسراییل چه شکلیه؟
دو تا حالت از امکان های موجود رو بخونید تا تخیل شما هم شروع به کار کنه.
مقلوبهی واقعی
موهای ریحان را بافتم. از دیروز دیگر نگران بازی بچهها توی کوچهها نیستم. همهجا آرام است و صدای غُرّش هیچ موشک و جنگندهای شنیده نمیشود. باور نمیکنم اما اسرائیل نابود شده. بعد از مدتها میتوانم آشپزی کنم! کمکهای مردمی دیروز به غزه رسید. آنقدر همه چیز زیاد است که میتوانم از تمام مردم منطقه پذیرایی کنم. باید برای جوانهایی که کوچه و خیابانها را پاکسازی میکنند غذا بپزم. چند بسته سبزیجات و مرغ و برنج و روغن برایم آوردند. با تکههای شکستهی کمد ریحان اجاق را برپا میکنم. دیگر ناراحت نیستم. بهتر از اینها را برایش خواهم خرید. بادمجانها را سرخ میکنم و برنج هم دارد جوش میزند. حالا تهِ قابلمه را از سیبزمینی پُر میکنم. امید مثل عطر غذا موج میزند توی شهر. یک لایه برنج یک لایه گوشت یک لایه بادمجان. غذا را روی آتش دم میگذارم. از منارههای شکسته صدای اللهاکبر میآید. جوانان ایرانی و لبنانی و یمنی ایستاده اند به نماز. سفره را پهن میکنم و مقلوبه را روی سینی برمیگردانم. یک عمر به عشق چنین روزی مقلوبه پُختم. به امید روزی که اسرائیل هم شبیه این غذا واژگون بشود که شد.
#پسـفردایـپیروزی
#آیندهـنزدیک
✍سمیرا چوبداری
https://ble.ir/anbare_barot
مسافر مسجد الاقصی
کف پذیرایی نشستهایم. مامان مواد غذایی را بستهبندی میکند. بابا توی هرزیپکیپ یک کاسه آجیل میریزد. من خرما وشکلات میگذارم. بچهها از وسط بستهها، روی نوک پا میآیند، شکلاتی برمیدارند و میروند. ثنا که بزرگترشان است میگوید: "از اینا برندارید، برای بچههای غزه است." با لبخند میگویم: "اشکال نداره مامان جان، من باز شکلات میارم." در باز میشود علی نفسزنان میگوید: "خانوم! اگر کار شما تموم شده، زنگ بزنم آقای دکتر و گروهش بیان."
نگاهی به بستههای دور و برم میکنم و میگویم: "بگو بیان."
مامان با حسرت میگوید: "خوش به سعادتتون!" علی لبخند میزند و تشکر میکند.
از تصور لحظهای که نگاهشان به گنبد طلایی مسجدالاقصی میافتد، بغض میکنم. چشمهایم را میبندم. پزشک های خستهی غزه را میبینم که همردیفهای تازهنفسشان را در آغوش میکشند. علی و دوستانش خوراکیها را بین بچهها پخش میکنند. چشمم تر میشود.
بابا بلند میگوید: "یک شربت به ما نمیدی دختر؟ پس فردای نابودی اسرائیل که آدم اشک نمی ریزه! شیرینی و شربت پخش میکنه." بعد هم میزند زیر آواز و خانه پر از صدای مردانهاش میشود: "این پیروزی، خجسته باد این پیروزی.'
#پسـفردایـپیروزی
#آیندهـنزدیک
✍فاطمه رهنما
https://ble.ir/anbare_barot