دیمزن
. ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا امر به معروف و نهی از منکر یک واجب است که رودربایستی و خجالت برنمیدارد. ما گفتیم: اگ
می گم به تاریخ این بیانات آقا دقت کردید؟
اگه این توصیه رو از همون سالها اجرا می کردیم (قبل از رشد و قبح زدایی از مفاسد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی) ایران بهشت می شد...
😢😢😢
واقعا از ماست که برماست...
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
خدا امکانات مرفه ترین آدم های دنیا را هنوز ناچیز می داند و به حساب نمی آورد.
🧿 نظرگاه مان را با خدا یکی کنیم.
#آیه_نوش
https://ble.ir/ayenooshgah
.
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
برای اینکه رنگهای پُرزرقوبَرق این زندگی در نظر انسان کوچک آید، خداوند مرتّب، نِعَم آن دنیا را در نظر انسان جلوه میدهد و عذاب آخرت را به یادش میآورد. اگر انسان بتواند حالتِ دلبستگی نداشتن به دنیا را در خود بهوجود آورد، خیلی از مشکلات برایش حل میشود. آیات و روایات و اینهمه خُطَبی که در تحقیر دنیا وارد شده، بدین منظور است؛ زیرا اگر به دنیا دلبسته بودی، از راه خواستهها خواهی رفت، ولی اگر دلبسته نبودی، از راه تکلیف خواهی رفت.
تفسیر سوره برائت، حضرت آیتالله خامنهای، صص ۵۰۳ تا ۵۱۱(خلاصه)
#آیه_نوش
#سخن_بزرگان_طورش
.
هدایت شده از چَمروش؛ راوی اقتدار موشکی
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
حالش کمی بهتر شده بود. به هوش آمده بود و متوجه اطراف میشد. لولهی تنفسی هنوز توی دهانش بود. تقلا میکرد حرف بزند. سرم را بردم کنار گوشش و گفتم:«تا دو ساعت دیگه لوله رو برمیدارن، یه کم دیگه صبر کن»
راضی نشد. خودکار را گذاشتم لای انگشتش. خطش خوانا نبود. دوباره نوشت. باز هم متوجه نشدم. بار سوم جمله را خواندم. نوشته بود: «آقا زنده است؟»
خیالش را از بابت سلامتی آقا راحت کردم. دو ساعت بعد لوله را برداشتند. باز اولین جملهای که گفت همین بود:
«مطمئنی آقا سالمه؟ به من دروغ نمیگی؟»
#شهیدمیثممعظمیگودرزی
#جنگ۱۲روزه
#نستعلیقِنگرانی
#اولینوآخرینسوال
#سرِفرماندهسلامت
#روایتچه
#چَمروش
🚀
https://ble.ir/chamrosh_iran
https://eitaa.com/chamrosh_iran
یه دوستی دارم این عکس آقا رو زده تو پذیرایی شون
ماهی یه بار هم روضه داره
چایی که می یاره فکر می کنیم با آقا دورهم داریم چایی می خوریم😅
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
امروز یه جای خوب رفته بودیم.
چقدر خندیدیم و چقدر زیرزیرکی بغض قورت دادیم و چقدر اکلیلی شدیم از هم صحبتی با یک زن بااصالت شیرین خوش صحبت...
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
زنی بالای هشتاد سال ولی سرشار از شوق و شور زندگی...
زنی که اوج جوانی و در عرض یکسال پدر و پسر و همسرش رو از دست داده.
اون هم چه مردهایی...
پسرش محمدحسن دیماه ۵۹ با شهید علم الهدی در هویزه شهید شده بود.
همسرش علی قدوسی در شهریور سال ۶۰ ترور شده بود.
و پدرش علامه طباطبایی در آبان ۶۰ از دنیا رفته بود....
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
یک مادربزرگ تبریزی اصیل باسلیقه که تراژدیکترین خاطراتش رو به طنز تعریف میکرد...
از خودش گفت و از مادرش که همیشه الگوی زندگیش بوده به خاطر آرامش و صبوری و دلشادی و گشودگیش در سختترین مشکلات...
چه گنجی بود سبک زندگیای که ازش حرف می زد و گمشدهی زن امروز بود...
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
مادرش زنی بود که به خاطر پیشرفت شوهرش از خونه ای که تازه تو تبریز ساخته بودند و فقط ۱۴ تا اتاق داشته و نزدیک خونه ی مادرش بوده با چهارتا بچه و بدون وسایل پا می شه می ره تو شهر بدآب و هوایی مثل قم و اجاره نشین دوتا اتاق تو درتو می شه. بدون نوکر و کلفت هایی که داشته.
و یک بار هم غر نمی زنه!
شما بودید این کار رو می کردید؟
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan