5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مثلا تو آمده باشی و ...
ما دور تو رو گرفته باشیم و تو امام همه ی مردم دنیا شده باشی و همه جا گل و بلبل شده باشه و دشمنی ها تموم شده باشه و ما همون طور که دور توییم بگیم: وای خدا رو شکر!
#ندبه_های_دلتنگی
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
دیگه گرم خوردن شدیم یادم رفت از صبحانه ی مسجد عکس بذارم😂
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از بغض قلم
یهباری گروهی خدمت حضرت آقا بودند، اجازه داشتند که سوال بپرسند. کسی از توی جمع سوالی پرسید که شاید بقیه خجالت میکشیدند بپرسند یا مثلا سخت بود پرسیدن این سوال...
ایشون برگشت گفتش که:«حضرت آقا! اصلا شما فکر میکردید که رهبر بشید؟ مثلاً شما ۱۲/۱۳ سالتون بوده تو مدرسهی علمیهای در مشهد داشتید درس میخوندید و اینا... اصلاً میتونستید تصور کنید یه روزی شما مثلاً بشید رهبر؟»
هدایت شده از بغض قلم
ایشون گفتن:
«من توی مدرسهی _اگر اشتباه نکنم_ سلیمانخانِ مشهد داشتم درس میخوندم، روزا میرفتیم سَرِ درس و شبها طبیعتاً برای درسِ فردا باید درس قبلی رو مباحثه میکردیم و آماده میشدیم. یکی از نکات درس امروز رو من متوجه نشده بودم، هرچی تلاش میکردم متوجه نمیشدم. توی حُجره هِی میرفتم سمت چپ و راست و خلاصه شرق و غرب و هِی میرفتم میاومدم، اینو میخوندم که متوجه بشم و متوجه نمیشدم!
هدایت شده از بغض قلم
همحُجرهایِ ما اون شب نوبتِ شام او
بود _که شام درست کنه_ یکهو عصبانی
شدش و گفتش:
«آسیدعلیآقا! بگیر بشین دیگه...
این املت از دهن افتاد. هِی میری اونور، هی میای اینور. آخه چیکار میخوای بکنی؟ یهدونه چیزی حالا نفهمیدی دیگه! منم نفهمیدم. هیچکی تو کلاس و مدرسه نفهمیده...
چرا اینقدر شما داری اینو میخونی؟ توی این مدرسهی سلیمانخان مگه چندنفر قراره بعد اینجا برن معمم بشن؟ چندتایِ ماها قراره وقتی معمم شدیم تو این لباس باقی بمونیم؟
چندنفرِ ما اگه موندیم قراره بریم امام جماعت این مسجد سَرِ کوچه بشیم؟ چندنفرِ ما اگه امام جماعت مسجد سرِ کوچه شدیم، اصلاً میان ازمون سوال بپرسن؟
آقا کدوم ماها میخوایم مجتهد بشیم؟ تازه اگه مجتهد شدیم، کدوممون میخوایم مرجع بشیم که حالا مسئله رو مثلاً واجب باشه برامون که بدونیم؟ کاری نداره کسی به ما که! شما هِی نشستی اینجا نمیای بشینی سرِ شام...»
هدایت شده از بغض قلم
حضرت آقا گفتن من یه جوابی به ایشون دادم، همون جوابو به شما میدم. ایشون فرمودند که:
«من به ایشون گفتم که اون زمان تازهبالغ بودم، گفتم من پیش از بلوغم نماز خوندن رو شروع کرده بودم و هر روز در قنوتِ نمازم دعایی میخوندم که این دعا رو برای شما میگم.» گفتیم بفرمایید.
ایشون گفتن:
«دعای من در قنوت نمازم این بود که؛ "اللّٰهُمَ اجعَلْنِی مُجَدِّدَ دِینِکَ وَ مُحْیِیَ شَرِیعَتِکَ یعنی خدایا مرا نوکننده دینت و احیاکننده شریعتت قرار بده!"
بعد به ما اشاره کردن و گفتن دیگه نرسیدیم به اونجاها. ما خیلی دوست داشتیم به جاهایی برسیم که نرسیدیم...»
بنده ی خالص در کنار خدا به حرف کس دیگری گوش نمی دهد...
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
.
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
وقتی معنای عبودیّت الهی این شد که انسان از «انداد اللَّه» اجتناب کند و تبرّی جوید، باید از همهی اَشکال آن تبرّی جوید. «انداد اللَّه»، یک وقت نفس پلید انسانی است که درون اوست؛ «نفسک التی بین جنبیک».
یک وقت شیطان است که در دعای صحیفهی سجّادیه میگویید که «او را در وجود من مستقر کردی و به چیزی که مرا از آن متمکّن نکردی، تمکّن بخشیدی.»
یک وقت هم شیطانهای قدرتمند عرصهی سیاسیاند که برای اغوا و راهزنی و تسلّط و ضربه زدن و به جهنّم کشاندن ملتها و شعوب بشری منتظر نشستهاند.
«انداد اللَّه» اینهایند. دعوت به عبودیّت، نفی اینها را میطلبد؛
بیانات رهبری در دیدار جمعی از روحانیون؛ ۱۳۷۶/۱۰/۳
#آیه_نوش
#سخن_بزرگان_طورش
.
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فقط دو روز مونده ها
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
.
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
قل انّ الخاسرین الّذین خسروا أنفسهم و أهلیهم یوم القیامة الا ذلک هو الخسران المبین».(۲) خسران واقعی این است.
از دست دادن مال، از دست دادن جان، از دست دادن عزیزان، از دست دادن لذات زندگی، خسارتهایی است که بر انسان در این دنیا وارد میشود، اما خسارتهای حقیقی اینها نیست. گاهی همین چیزها که به نظر ما خسارت و فقدان میآید، از دست دادن چیزی میآید، وسیلهای است که ما را از آن خسارت بزرگ، از آن خسارت حقیقی محفوظ نگه میدارد. لذاست که در دنیای مادی، در این زندگیای که ما مأمور به انجام کار و تلاش و مجاهدت در آن هستیم، مسئلهی بردن و باختن و جلو افتادن و عقب افتادن و وجهه پیدا کردن و وجهه پیدا نکردن و محبوب شدن و از چشمها افتادن و اینها، مسائل کاملاً درجهی دو و مسائل فرعی به حساب میآید؛ اصل قضیه آن امر حقیقی است، که آن هم با عمل به تکلیف الهی به وجود میآید.
بیانات رهبری در اولین دیدار با نمایندگان مجلس هشتم؛ ۱۳۸۷/۳/۲۱
#آیه_نوش
#سخن_بزرگان_طورش
.