eitaa logo
دیمزن
5هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
888 ویدیو
27 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از بغض قلم
هم‌حُجره‌ایِ ما اون شب نوبتِ شام او بود _که شام درست کنه_ یک‌هو عصبانی شدش و گفتش: «آسیدعلی‌آقا! بگیر بشین دیگه... این املت از دهن افتاد. هِی میری اون‌ور، هی میای این‌ور. آخه چیکار می‌خوای بکنی؟ یه‌دونه چیزی حالا نفهمیدی دیگه! منم نفهمیدم. هیچ‌کی تو کلاس و مدرسه نفهمیده... چرا این‌قدر شما داری اینو می‌خونی؟ توی این مدرسه‌ی سلیمان‌خان مگه چندنفر قراره بعد این‌جا برن معمم بشن؟ چندتایِ ماها قراره وقتی معمم شدیم تو این لباس باقی بمونیم؟ چندنفرِ ما اگه موندیم قراره بریم امام جماعت این مسجد سَرِ کوچه بشیم؟ چندنفرِ ما اگه امام جماعت مسجد سرِ کوچه شدیم، اصلاً میان ازمون سوال بپرسن؟ آقا کدوم ماها می‌خوایم مجتهد بشیم؟ تازه اگه مجتهد شدیم، کدوم‌مون می‌خوایم مرجع بشیم که حالا مسئله رو مثلاً واجب باشه برامون که بدونیم؟ کاری نداره کسی به ما که! شما هِی نشستی این‌جا نمیای بشینی سرِ شام...»
هدایت شده از بغض قلم
حضرت آقا گفتن من یه جوابی به ایشون دادم، همون جوابو به شما میدم. ایشون فرمودند که: «من به ایشون گفتم که اون زمان تازه‌بالغ بودم، گفتم من پیش از بلوغم نماز خوندن رو شروع کرده بودم و هر روز در قنوتِ نمازم دعایی می‌خوندم که این دعا رو برای شما می‌گم.» گفتیم بفرمایید. ایشون گفتن: «دعای من در قنوت نمازم این بود که؛ "اللّٰهُمَ اجعَلْنِی مُجَدِّدَ دِینِکَ وَ مُحْیِیَ شَرِیعَتِکَ یعنی خدایا مرا نوکننده دینت و احیاکننده شریعتت قرار بده!" بعد به ما اشاره کردن و گفتن دیگه نرسیدیم به اونجاها. ما خیلی دوست داشتیم به جاهایی برسیم که نرسیدیم...»
بنده ی خالص در کنار خدا به حرف کس دیگری گوش نمی دهد... دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
. ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا وقتی معنای عبودیّت الهی این شد که انسان از «انداد اللَّه» اجتناب کند و تبرّی جوید، باید از همه‌ی اَشکال آن تبرّی جوید. «انداد اللَّه»، یک وقت نفس پلید انسانی است که درون اوست؛ «نفسک التی بین جنبیک». یک وقت شیطان است که در دعای صحیفه‌ی سجّادیه می‌گویید که «او را در وجود من مستقر کردی و به چیزی که مرا از آن متمکّن نکردی، تمکّن بخشیدی.» یک وقت هم شیطانهای قدرتمند عرصه‌ی سیاسی‌اند که برای اغوا و راهزنی و تسلّط و ضربه زدن و به جهنّم کشاندن ملتها و شعوب بشری منتظر نشسته‌اند. «انداد اللَّه» اینهایند. دعوت به عبودیّت، نفی اینها را می‌طلبد؛ بیانات رهبری در دیدار جمعی از روحانیون؛ ۱۳۷۶/۱۰/۳ .
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فقط دو روز مونده ها دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا ورشکسته ها کیا هستن؟ .
. ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا قل انّ الخاسرین الّذین خسروا أنفسهم و أهلیهم یوم القیامة الا ذلک هو الخسران المبین».(۲) خسران واقعی این است. از دست دادن مال، از دست دادن جان، از دست دادن عزیزان، از دست دادن لذات زندگی، خسارت‌هایی است که بر انسان در این دنیا وارد می‌شود، اما خسارت‌های حقیقی این‌ها نیست. گاهی همین چیز‌ها که به نظر ما خسارت و فقدان می‌آید، از دست دادن چیزی می‌آید، وسیله‌ای است که ما را از آن خسارت بزرگ، از آن خسارت حقیقی محفوظ نگه می‌دارد. لذاست که در دنیای مادی، در این زندگی‌ای که ما مأمور به انجام کار و تلاش و مجاهدت در آن هستیم، مسئله‌ی بردن و باختن و جلو افتادن و عقب افتادن و وجهه پیدا کردن و وجهه پیدا نکردن و محبوب شدن و از چشم‌‌ها افتادن و اینها، مسائل کاملاً درجه‌ی دو و مسائل فرعی به حساب می‌آید؛ اصل قضیه آن امر حقیقی است، که آن هم با عمل به تکلیف الهی به وجود می‌آید. بیانات رهبری ‌در اولین دیدار با نمایندگان مجلس هشتم‌؛ ۱۳۸۷/۳/۲۱ .
جهان خیلی بزرگ است. کلی کهکشان و منظومه دارد. کلی سیاره و سیاهچاله زمین نقطه هم نیست در برابر این عظمت. ما روی مساحت کوچکی از این نقطه زندگی می کنیم. تنها جایی که در و دیوارش این روزها در عزای بانویی سیاهپوش می شود که خدا همه جهان را به خاطرش خلق کرده. من از این بابت خیلی خوشحالم. که در جای درستی از جهان ایستاده ام. . دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا خدای مهربان‌تر از بابا روزهای کرونا بود. پروتکل‌های کرونا خیلی از کسب و کارها را کساد کرده بود. اوضاع زندگی؛ کنار مریضی و بیماری فشار را چند برابر کرده بود. مخصوصا برای خانواده‌های نیازمند. محسن چند ماهی کارش این بود که از حقوقش بسته‌های ارزاق می خرید و به ما می‌داد تا به دست‌ خانواده‌های نیازمند برسانیم. حواسش بود اگر خانواده‌ای بچه داشت حتما توی بسته‌شان اسباب‌بازی هم باشد. این در حالی بود که دلش نمی‌خواست کسی از کاری که می کند مطلع شود.  او بچه‌ها را دوست داشت و حواسش به ساختن ذوق، توی چشم بچه‌ها بود. اما حالا خودش نیست و سیدعلی‌اش تازه بابا گفتن را یاد گرفته. کسی شک دارد که خدا‌ی مهربان هم ویژه حواسش به سید علی او هست؟ شهید محسن کاظمی راوی: پدر شهید چَمروش🚀 راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran