دیشب دعوت شدم به تماشای فیلم ((کوچ)) که روایتی از کودکی و نوجوانی حاج قاسم بود.
خیلی شیرین و ایرانی و واقعی بود به نظرم.
این طرفم دختر شهید طهرانی مقدم نشسته بود و آن طرفم همسر شهید احمد کاظمی.
همه حرفمون این بود که کاش فیلمهای خدای جنگ و احمد هم این قدر حس درست منتقل می کرد به آدم.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
امروز دعای ندبه نرفتم که بنویسم. دیشب رفتیم سینما از برنامه م عقب موندم.
ولی دیدم خیلی خوابم می آد، گفتم یه چند دیقه چشامو ببندم بیام. خواب موندم!🥲
هم از دعای ندبه موندم هم از نوشتن!
الان احساس خسر الدنیا و الاخره بهم دست داده🫠
#زندگیباآیهها😐
#نمیشهفقطباآیههایخوبزندگیکنیم؟🤪
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
#حرفهایخودمونیباخدا
#شعبونیه😉
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
#حرفهایخودمونیباخدا
#شعبونیه😉
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
#حرفهایخودمونیباخدا
#شعبونیه😉
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
اون روز سوار اسنپ بودم. یه پسر جوونی راننده بود.
همون روزی بود که ناو آمریکایی یه خرده تو خلیج فارس عقب نشسته بود. گفت رفته عقب تر که برد موشک های ما بهش نرسه!
(طفلی نمی دونست کسی رو سوار کرده که برد موشک ها رو بلده🤪)
یه کم درباره موشک های قادر و بردشون براش حرف زدم.
حرفش این شد که آمریکا داره قلدری می کنه و همه ی دنیا هم پشتشن.
ولی ما چی؟ کی پشت ماست؟
بی اختیار گفتم: خدا!
مشخصا جا خورد. انتظارشو نداشت.
گفت: خدا چی کار می تونه برا ما بکنه؟ اون قدیم بود که ابابیل می فرستاد رو سر دشمناش!🫠
اون روز رسیدیم خونه و نشد براش درباره تغییرناپذیری قانون کمک توضیح بدم.
ولی امروز که دعوتم کرده بودند یه مدرسه ای، یک ساعت درباره این قانون کمک و مصداق هاش و تکرارهاش در تاریخ حرف زدم تا یه وقت اگه یکی شون این روزها سوار اسنپ اون پسر جوون شدند بتونن دلشو قرص کنند که خدا با ماست!
#مردمخدامراقبماست!
#ماهمبایدکمیخوبتربشیم
#همهچیبههمهچیربطداره
#دنیابیصاحابنیست
#ماهمهمینطور
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
هدایت شده از چَمروش؛ راوی اقتدار موشکی
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
با دوربین زوم کرده بودم روی لانچرها. مشغول فیلمبرداری بودم و موقعیت بچهها را رصد میکردم. از فاصلهی دور یک موتور آمد توی کادر. چهرهی راننده بین گرد و خاک دیده نمیشد. نزدیک لانچرها که شد تازه شناختمش. باورم نمیشد فرمانده منطقه تا اینجا آمده باشد. از موتور پیاده شد و رفت سمت لانچری که نیاز به تعمیر داشت. وسیلههایی که بار موتورش بود را رساند به بچهها که کار تعمیر را شروع کنند. دل توی دلم نبود. قبلا گفته بود میخواهد از نزدیک بیاید به بچهها سر بزند ولی فکر نمیکردم منظورش اینقدر نزدیک باشد. بچهها هرچه پاپیاش شدند برگردد داخل تونل گوشش بدهکار نبود. ایستاد و تا آخرین لحظه قبل از پرتاب کنار لانچرها ماند.
◇صحنههایی کوتاه از رشادتهای مردان هوافضای سپاه پاسداران◇
#شهدایهوافضا
#روایتچه
#چَمروش
چَمروش🚀
راوی رشادتهای هوافضا
https://ble.ir/chamrosh_iran
https://eitaa.com/chamrosh_iran