هدایت شده از چَمروش؛ راوی اقتدار موشکی
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
با دوربین زوم کرده بودم روی لانچرها. مشغول فیلمبرداری بودم و موقعیت بچهها را رصد میکردم. از فاصلهی دور یک موتور آمد توی کادر. چهرهی راننده بین گرد و خاک دیده نمیشد. نزدیک لانچرها که شد تازه شناختمش. باورم نمیشد فرمانده منطقه تا اینجا آمده باشد. از موتور پیاده شد و رفت سمت لانچری که نیاز به تعمیر داشت. وسیلههایی که بار موتورش بود را رساند به بچهها که کار تعمیر را شروع کنند. دل توی دلم نبود. قبلا گفته بود میخواهد از نزدیک بیاید به بچهها سر بزند ولی فکر نمیکردم منظورش اینقدر نزدیک باشد. بچهها هرچه پاپیاش شدند برگردد داخل تونل گوشش بدهکار نبود. ایستاد و تا آخرین لحظه قبل از پرتاب کنار لانچرها ماند.
◇صحنههایی کوتاه از رشادتهای مردان هوافضای سپاه پاسداران◇
#شهدایهوافضا
#روایتچه
#چَمروش
چَمروش🚀
راوی رشادتهای هوافضا
https://ble.ir/chamrosh_iran
https://eitaa.com/chamrosh_iran
#حرفهایخودمونیباخدا
#شعبونیه😉
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
#حرفهایخودمونیباخدا
#شعبونیه😉
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
#حرفهایخودمونیباخدا
#شعبونیه😉
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
هدایت شده از Dr.Mutter
خیلی وقت است ذهنم درگیرِ آمریکاست.
درگیرِ جزیرهی اپستین.
درگیرِ اسنادی که یکییکی رو شدهاند
و هنوز هم بوی ناگفته میدهند.
گاهی با خودم میگویم:
این آمریکا با این همه وسعت،
با جمعیتی چند برابرِ ایران،
واقعاً حتی یک شروین ندارد؟
یک نفر که بعد از افشای این اسناد
بایستد و برایشان بخواند؟
مثلاً وقتی کلیپِ دخترهایی را میبینم
که در جزیرهی اپستین قربانی تجاوز شدهاند،
کسی باشد که بخواند:
برای خواهرم،
خواهرت،
خواهرامون…
یا وقتی ذهنم میرود سمتِ زندگیهای تباهشدهی این زنها،
کسی ادامه بدهد:
برای حسرتِ یک زندگیِ معمولی…
وقتی به آمار وحشتناکِ کودکانی فکر میکنم که به آن جزیره قاچاق شدند،
بخواند:
برای کودکِ زبالهگرد و آرزوهاش…
این روزها فکر میکنم به پدر و مادرهایی
که بچههایشان را گم کردهاند؛
به آن پنجاهویک هزار کودکِ مهاجری
که فقط در دو سال، در اروپا ناپدید شدند و دیگر هرگز پیدا نشدند.
والدینشان چه حالی دارند؟
شبها با خودشان میگویند:
نکند بچهی ما هم سر از همان
جزیره درآورده باشد؟…
برای گریههای بیوقفه…
برای تکرارِ تصویرِ آن لحظه…
یا وقتی یادشان میافتد
از آخرین خاطرهها،
از آخرین تصویرِ خنده دلبندشان،
کسی بخواند:
برای چهرهای که میخندید…
برای دانشآموزها…
برای آینده…
برای این «بهشتِ اجباری»—
نه، ببخشید—
برای این جهنمِ بزککرده.
برای اینهمه «برایِ» غیر تکراری…
برای این همه شعار تو خالی...
واقعاً چرا آمریکاییها شروین ندارند؟
آها… راستی،
خودش گفته بود:
«برای این اقتصادِ دستوری…»
خب، انگار اینجا
اصلاً دستوری نرسیده که بخوانند.
حالا فرض هم که یکی بخواند؛
مگر بلاگرهای آمریکا،
مثل دیاسپورای ایران،
جرأت دارند هر چیزی را منتشر کنند؟
سؤالها زیادند.
سکوتها بیشتر.
و هنوز
هیچکس
برایشان نخوانده است.
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
عشق مایی...❤️
چقدر خودمونی و قشنگ برا آقاش نامه نوشته...
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات