#بنیاد_بین_المللی_خیریه_آبشار_عاطفه_ها
#منطقه_۴_آقا_موسی_بن_جعفر_علیه_السلام
#امور_شعب_آذربایجان_شرقی
#شعبه_ایتام_درمان_امام_حسن_عسکری(ع)
🇮🇷🇮🇷
نذر و اهدا و پرچم برای هم وطن ایرانی که در موکب و کاروان خودرویی درخواست پرچم میکنند
💳 شماره کارت نزد بانک ملی
۶۰۳۷۹۹۷۵۹۹۴۷۸۸۸۱
💬 نظرات
.
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
دشمن برای بیست سال، سی سال، چهل سال، پنجاه سالِ بعد نقشه میکشد؛ چون دشمن که یک شخص نیست؛ دشمن یک اردوگاه است. اردوگاه اسلام هم اردوگاه است. اردوگاه اسلام هم برای ده سال، بیست سال، پنجاه سال، صد سال، آمادگی ایجاد میکند. آری؛ فقط این دشمن نیست که پنجاه سال بعد را میبیند؛ ما صد سال بعد را میبینیم و به فضل پروردگار خواهید دید که «کیدهم فی تضلیل»، «انّ کید الشّیطان کان ضعیفا». خواهید دید که آنها اشتباه میکنند. خواهید دید که آنها یک بار دیگر تودهنی خواهند خورد. خواهید دید که بینی استکبار بر خاک مالیده خواهد شد. ملتها این را خواهند دید و تأویل و مصداق آیهی مبارکهی «الم تر کیف ضرب اللَّه مثلاً کلمة طیّبة کشجرةٍ طیّبة اصلها ثابت و فرعها فی السّماء، تؤتی اکلها کل حین بأذن ربّها و یضرب اللَّه لامثال للناس»را مشاهده خواهند کرد. این مثلها را خدا میزند تا ما درست بفهمیم.
بیانات آقا در جمع سپاهیان و بسیجیان لشکر ۱۰ سیدالشهداء؛ ۱۳۷۷/۷/۲۶
#آیه_نوش
#سخن_بزرگان_طورش
.
کجا می رسم به وصال شهیدان؟
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
امشب میدان هروی بودیم.
وسط میدان نمایی نمادین از مدرسه میناب درست کرده بودند که مردم روی نیمکت هاش خستگی در می کردند😉😊
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
این رو هم دیدم. نمی دونم محله های دیگه هم هست یا فقط اینجا زده اند.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
ظهر امروز هوای تهران بهشت بود و رواق شهادت جلوی مسجد شهید آیت الله خامنه ای جان می داد برای شهادت!
از دیوانه ای که مزار شهدای گمنام شهرک شهید دقایقی رو زده برنمی یاد که اینجا رو هم بزنه؟
راستی وصیت می کنم شهید شدم منو اینجا دفن کنید!
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
جوراب لنگه به لنگه دیده بودم کفش لنگه به لنگه نه!
یعنی هنری ها همه جا باید متفاوت باشن حتی تو تصویر کفشداری مسجدشون؟
#حوزههنری
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از بغض قلم
اینجا پول میدن!
مرد را هر شب وقت همخوانی نماهنگ بزن که خوب میزنی مهدیرسولی بالای جایگاه دیده بودم. کنار مجری میایستاد و انقدر بالا و پایین میپرید که مردم شور بگیرند! این همه بالا و پایین پریدنش برایم عجیب بود و گاهی از حرکتهایش خندهام میگرفت.
دیشب دور میدان دنبال آدم خاصی برای نوشتن میگشتم که بعد سیوچهار شب ماجرای جدیدی برای روایت شدن داشته باشد که مرد را بین جمعیت دیدم. مرد، بین جمعیت احترام عجیبی داشت. همین باعث شد که حرکتهایش را زیر نظر بگیرم!
کنار خیابان با چند نفر کوچه باز کرده بود. پرچم ایرانی در دستش میچرخید. جلوی ماشینهای عبوری که با تجمع کاری نداشتند را میگرفت. یا پرچم بهشان میداد و یا به ترفندی همراهشان میکرد که حداقل برای مردمی که توی تجمع هستند، دست تکان بدهند. ماشینها هم با لبخند از کنارش رد میشدند!
خانمی آمد و از مرد پرچم خواست. مرد، پرچم توی دستش را در کسری از ثانیه به او داد. چند دقیقه بعد دختری از او پرچم خواست. با سرعت موشک رفت آنطرف خیابان و از پشت صندوق عقب ماشین، پرچم را رساند به آن دختر. چند دقیقه بعد مرد جوانی پرچمی را که گرفته بود پس داد و گفت: اگه فردا شب آمدم باز ازت میگیرم! دمت گرم امیرخان!
اول فکر کردم مسئول پخش کردن پرچمهاست. کنجکاوی زیادم باعث شد، جلو بروم و بپرسم ماجرا از چه قرار است.
کم کم چهرهی مرد در نگاهم تغییر کرد. مرد اصلا مسئولیتی توی مراسم نداشت. یک شهروند معمولی بود. میگفت: من فقط امیر سلامی هستم. ساکن تهرانم و در صنعت حفاری مشغولام.
جنگ که شروع شد به کلاردشت آمده بود. تجمعهای شبانهی کلاردشت در نگاه او، یک نقص بزرگ داشت و آن کم بودن پرچمهای ایران بود.
آقای سلامی، بیشتر از همه خودش را مسئول این کم بودن میدید. از قم و پاساژ مهستان تهران هرچقدر میشد پرچم و پیکسل ایران تهیه کرد و میگفت: یکبار گفتم بهشون سریع فقط برام بفرستید پولش مهم نیست.
حدود ۲۰۰ میلیون تومان، از جیب خودش خرج کرده بود. ۲۰۰ میلیون، دم عید و وسط جنگ، پول کمی نیست برای آدمهایی که بعضیهایشان فکر میکنند با شبی ۲ میلیون تومان مردم به میدان میآیند!
خانمی، وسط حرفهای ما رسید و پرچم خواست. صندوق را بالا زد، پرچمی نمانده بود. آقای سلامی گفت: فعلا پول دستم نیست که پرچم سفارش بدم. دوبار ۳۸۰ تا سفارش دادم، منتظرم پول دستم بیاد بازم سفارش میدم. اینم ماشین خودم نیست! اصلا ماشین ندارم! هم خودم و هم پسرم تهران مستاجر هستیم!
گفتم: میشه شماره کارت بدید، برا کمک به تهیهی پرچم تبلیغ کنم.
یک دفعه چشمهایش درشت شد و گفت: این کار خودمه! من از شماره کارت دادن متنفرم! روز اول که آمدم اینجا، دیدم نیاز تجمع پرچمه! میتونستم خودجوش این نیاز رو برطرف کنم، پس دست به کار شدم. هرکس میتونه خودش نیازی رو تشخیص بده و برطرف کنه. نیاز به پول جمع کردن نیست.
از اول انقلاب هم با همسرم هر وقت طلا و پولی داشتیم برای برطرف کردن مشکلی از کشور خرجش کردیم! الانم خیس عرق شدم انقدر بالا و پایین پریدم، چون عاشق ایران و رهبرم هستم.
خانمی پرچم را برگرداند و آقای سلامی پرچم را بغل کرد و بوسید و گفت: آخرش همین کفن ما میشه!
بعد پرچم را کشید روی بدنش. مردی که راحت از پولهای توی جیبش گذشته بود شاید از خدا، گذشتن از جانش را زیر همین پرچم خواسته بود!
🆔 https://eitaa.com/bibliophil
🆔 https://ble.ir/bibliophils
هدایت شده از شهید کاظمی
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟢 روایت علیرضا دبیر از خواب شهادت شهید حاجیزاده و خبردادن شهید از سلاح های سری ویژه صهیونیستها
📿 شادی روح شهدا صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
•┈┈•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•┈┈•
کانال اختصاصی شهید کاظمی
🌴 @shahidkazemi_ir
🌐https://shahidkazemi.ir
یکی رجزخوانی پیرمردی تبریزی رو از کانال اخبار استان سمنان فرستاده!😃
گفتم حالا که سمنان گذاشته حیفه تو این صفحه که این همه #روایتتبریز
#جنگرمضان داشت نباشه.
هدایت شده از اخبار استان سمنان
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥رجزخوانی جالب پیرمرد تبریزی
🔹️آمریکا کیه که برای ما تعیین تکلیف بکنه؟
@SemnanFarsna