• 💚🌿💚🌿💚🌿💚 •
°•○●﷽●○•°
#آیٰـھِ
#قسمت86
✍️بھ قلمِ #خـادمالــمهدۍ|میـم . علےجانپور
مکث کردم که گفت :_بفرمایید
+میتونم مائده جون رو ببینم ؟
سرشو تکون دادو :_بله بله حاما فقط الان بخاطر حالش نیاوردیمش ، اگر امکان داره بیاید منزل البته اگر میخواید ببینیدشون .!
چیزۍ نگفتم هر چند خیلے ذوق کردم ولے اگه میگفتم باشه میام حتما میگفت این دختره چقدر رو داره براۍ همین گفتم :+ان شاءالله حالشون بهتر میشه من .. من دیگه برم مامان اینا منتظرن ..
واینستادم تا ببینم چے میگه چون بخاطر استرس زیادۍ که داشتم پاهام جون نداشت و یکم درد میکرد
داشتم میرفتم که گفت :_بازم ممنون از اینکه تشریف آوردین ..
وایستادم ، لبخندۍ زدم ؛ اما چیزۍ نگفتم ..
و به راهم ادامه دادم ..
یه لحظه اومدم با دستم ببینم روسریم صافه یا نه که چادر از سرم افتاد تندۍ برداشتمش و سفت با دستام گرفتمش که دیدم یه نفر داره نگام میکنه و لبخند چه عرض کنم ، خنده رو لباشه ..
مجتبے بود ..
خودم خنده ام گرفت با همین پاهام سعے کردم تندتر برم تا آبروریزۍ نشد !.
رسیدم پیش ماشین اما مامان اینا نبودن ؛ اما داداش رو دیدم که وایستاده و داره به یکے از این راننده هاۍ توۍ خیابون آدرس میده ..
منتظر موندم تا بیاد قفل ماشین رو بزنه تا سوار شم ..
بعد از یک دقیقه اومد و گفت :_عه اومدی !
+اوهوم .. مامان اینا کجان ؟!
همینطور که سوویچ ماشین رو از جیبش در میاورد گفت :_گفتن میخوام قدم بزنن ..
ابرویے بالا انداختمو گفتم :_اووو زن و شوهرۍ ؟
شونه هاشو بالا انداختو :_لابد دیگه ..
ما که زن نداریم اینا هم هے پیش ما ناز میدن ..
_خو میخواۍ زن ببر ، هر چند هیچ کسے حاضر نیست به داداش خل و چل ما زن بده اما خب خدا گفته از تو برکت از من حرکت ..
نه نهه اشتباه شد از تو حرکت از خدا برکت ..
چشاشو ریز کردو نگام کرد :_خیلے دلشونم بخواد ..
+واییے این چه کلمه ایه که به هر پسرۍ میگیم بهت زن نمیدن میگن خیلے دلشون هم بخواد !
بازم شونه اۍ بالا انداختو :_دیگران رو نمیدونم اما من یکے خیلے خواستگار دارم ¡
دو سه ثانیه نگاش کردمو بعد پقے زدم زیر خنده :+واییے داداش تو خواستگار دارۍ ؟ مگه دخترۍ !
خندیدو :_درسته پسرم اما خب خواستگار زیاد دارم ..
دیدم داره ناز میده گفتم :+بعلس در جریانم 😂
خندیدو با دست به در ماشین اشاره کرد :_بیا بشین تو ناشین که میخوام ببرمت یه جاۍ عالے ..
تعجب کردم چشامو گشاد کردمو گفتم :+کجا میخوایم بریم ؟
در حال نشستن تو ماشین بود که گفت :_خب بیا بشین بریم خودت میبینی دیگه ..
+هوفف داداششش
صداۍ خنده اش میومد ..
اوفف ؛ با کلے غر غر رفتم نشستم سمت شاگرد ..
رو به داداش گفتم :+داداشے میدونے من کنجکاوم بگو دیگه جون من !
ابروهاشو بالا انداخت :_نه دیگه ..
چشم غره اۍ نصیبش کردم که ..
ادامـه داࢪد ...
ڪپـے بـھ هـࢪ نحـوۍ ممنـوع و پیگـࢪد قـانونـے داࢪد ❌
پـرش به پـارت اول ↯
http://eitaa.com/dokhtaranzeinabi00/23825
لینـک کانـالمونِ ↯
https://eitaa.com/joinchat/3764518990C8dcd051ac8
• 💚🌿💚🌿💚🌿 •
هدایت شده از 『 دختࢪاݩ زینبـے 』
https://eitaa.com/joinchat/3298295975C7c3d40d2b5
دلتنگےهاۍشبونه..
بدجورشبادلتنگه!..
پیشنهادعضویتشدیداً ..!
هدایت شده از ‹شـوق وِصـٰال ❥!›
.🍃🌸🍃
.
#امالبنیـن نگاهی به #عبـاس ڪرد
و نگاهۍ به فرزندان زهـرا ...
آرام در گوش عباسش خواند
« یادت باشـد عزیز مادر
هیچگاه #حسـن و #حسیـن را برادر صدا نکن
خطابت فقط این باشـد: #آقاۍمـن !
و #زینب و #امڪلثوم را خواهر نخوان
چنین خطابشان ڪن: #بانوۍمن !
مبادا جلوتر از آنها قدم بردارے، مگـر در مواقع خطـر !
مبادا زودتر از آنها بنشینی !
مبادا جلوی آنها آب بنوشی !
مبادا بی اذن آنها لب گشایی !
چرا ڪه تـو تنها آفریده شدۍ
تا آرامشِ قلب #حسن شوی و
تڪیهگاهِ #حسیـن ...
تو تنها آمدهاۍ براے اینڪه
آب دل #زینـب را تڪان ندهد !
و #امکلثـوم دل نگران غربت برادرانش نباشد ...
یادت باشد عبـاسم
ڪه اینان تافتههاۍجدابافتهۍعالمند
روسفیـدمڪن نزد #مادرسادات
عبـاسِامالبنیـن !»
•♥️•
فردای قيامت ڪه گرفتار ترينيم
وحشت زده و بی ڪس و بی يار ترينيم
آنقدر طرفدار من و توست اباالفضل
انگار نه انگار گنهڪار ترينيم:)🌱♥️
شورر(1).mp3
2.86M
بهقربونِ دو چشمون
دلانگیز ابوفاضل !..
The most powerful
O QAMAR :)
#حالِخوش!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یارمابالفضلِ،دلدارمابالفضلھ: )💛🌼'
•
.
زندگۍ معمولاً ما را از خدا دور میکند💔
چون ما نمیتوانیم آنچنان کہ باید به
سوۍ خدا حرکت کنیم. خلوت کردن
با خدا، تمام آسیبهاۍ انسان را جدا
میکند.
- استاد پناهیـٰان -🌱
4_5949795839844026546.mp3
6.05M
میلادآقامونابالفضلھ
ترانھلبهامونابالفضلھ...♥️
#مولودۍ
#آسیدبنیفاطمھ
🌱|@dokhtaranzeinabi00
معرفی شهید ❤️🕊️
══════◄••❀••►══════
نام: علی الهادی احمدالحسین🧔🏻
محل تولد: نبطیه_لبنان🏡
تاریخ تولد: ۱۳۷۷/۱۲/۱۵☔️
تاریخ شهادت: ۱۳۹۵/۳/۲۷🥀
محل شهادت: خان طومان_حلب_سوریه💔
وضعیت تاهل: مجرد🌼
لقب جهادی: قاسم الشهداء_ملاک الشهداء🌳
-- -- -- -- -- -- -- ❁ -- -- -- -- -- -- --🌸
⿻📕⸽↜زنـدگےنـآمۀشھید⚘
شھید علے الھـادے احمد حسین متـولد سـال ۱۹۹۹ در جبـشیت (جـنوب لبنان) در مـیان خانوادهاے متـدین و مبارز بود.او از ڪودڪی راه و رسـم جہـاد و ایـثار و شـھادت را آمـوختہ بود. چـنانچه در ۱۶ سالگـی به عـنوان مدافـع حرم راهـے سوریہ شـد و در «۱۷سالگی» بہ شھـادت رسـید.
-- -- -- -- -- -- -- ❁ -- -- -- -- -- -- --🌸
[•♡🌹🖇☘♡•]
🌸«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»🌸
اَلا که یوسف زهرایی ♥️
خدا کند که بیایی ...🤲🏻
@dokhtaranzeinabi00
[•♡🌹🖇☘♡•]
🌸لَکادَالعَفِیفُ اَن یَکُونَ مَلَکاًمِنَ المَلائِکَةِ🌸
همانا عفیف پاکدامن، فرشته ای از فرشته هاست 🌹✨
اگه به معنای لغت عفاف دقت کنیم؛ متوجه میشیم که عفاف یه چیزیه غیر از حجاب؛ که از رفتار ما مشخص میشه.
یعنی مثلا:من میتونم به اندازه کافی شیرین باشم🍦...
ولی بخاطر وجود نامحرم کاملا باوقار و جدی رفتار میکنم🌱
دخترهای باحجاب وچادری که ریحانه ان ♥️
بیاین از امروز بیشتر مراقب باشیم ؛که فرشته هم بشیم. シ︎🌹
💎برگرفته از حکمت ۴۴۷ نهج البلاغه💎
#یک_حکمت_یک_پند
@dokhtaranzeinabi00
بندھ دلم میخواهد این جوانان ما شما دانشجویان؛ چه دختر، چه پسر و حتّی دانشآموزان مدارس، روی ریزترین پدیدههای سیاسی دنیا فکر کنید و تحلیل بدهید!✨🌸
#مقام_معظم_دلبری♡
@dokhtaranzeinabi00
[•♡🌹🖇☘♡•]
هیچوقتاُمیدتونروازدستندین
شایداونلحظهایکهامیدتنفسایِ
آخرشومیکشه،دوثانیهقبلاز
خوشبختیباشه🌸'!
صبوروآرومباشین؛خداهست :)
#صبور_باش
.
@dokhtaranzeinabi00
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
روزت مبارک عزیزدلم . .
#عزیزمحُسین ♥️
#حاجحسینمعز
<💔📮>
بہاحسانخوبش؛دَرِآسایشبهرویمنبگشا:)🔑
-صحیفہسجادیھ/دعاۍهفتم🏵
#آیہگرافے🍁
@dokhtaranzeinabi00
‹🌸🙂›
احمـدازشوخےها؎نامناسبخوشش نمےآمدومشتاقبودڪہهمہاطرافیاناز حضوراوخوشحالباشند.😄✨
#شہیداحمدمشـلب🌿
#ڪپیباذکرصلوات☔️
@dokhtaranzeinabi00