هدایت شده از معرفی همایشها و مجلات معتبر
آموزش حافظهمحور؛ مسئلهای قدیمی با پیامدهای امروز
یکی از مشکلات جدی آموزش در ایران، بهویژه در رشتههای علوم انسانی، «حافظهمحور بودن» آن است؛ یعنی موفقیت دانشآموز و دانشجو بیشتر به توانایی حفظ کردن وابسته است تا فهمیدن، تحلیل کردن یا پرسشگری.
در این نوع آموزش، معمولاً:
متن مهمتر از معناست
پاسخ درست از پیش مشخص است
بازگویی دقیقِ گفتههای استاد یا کتاب، امتیاز دارد
نه تفسیر، نقد یا نگاه شخصی.
دانشجو یاد میگیرد چه چیزی را بگوید، اما نه لزوماً چرا و چگونه.
نتیجهی این روند چیست؟ افرادی تربیت میشوند که:
با ابهام مشکل دارند
دنبال جواب قطعیاند
و در برابر جملههای مبهم یا غیرصریح، سریع دچار قضاوت یا واکنش احساسی میشوند.
در علوم انسانی، این مسئله پررنگتر است؛ چون ذات این علوم بر پرسش، چندمعنایی بودن و گفتوگو استوار است. اما وقتی آموزش به محفوظات تقلیل پیدا میکند، دانشجو بهتدریج:
از پرسیدن میترسد
ابهام را ضعف میداند
و یاد میگیرد به جای فکر کردن، «موضع آماده» بگیرد.
این الگو فقط در کلاس نمیماند؛ در زندگی اجتماعی هم خودش را نشان میدهد: در قضاوتهای عجولانه، در دنبالهروی، و در ناتوانی از گفتوگوی آرام.
مسئله این نیست که حافظه بیارزش است؛
مسئله این است که حافظه جای تفکر را گرفته.
تا وقتی آموزش، جرئت پرسیدن را تشویق نکند و فهم را مهمتر از تکرار نداند، این چرخه ادامه خواهد داشت؛
نسلهایی با اطلاعات زیاد،
اما با قدرت داوری محدود.
ادامه
👇👇👇
هدایت شده از معرفی همایشها و مجلات معتبر
بنابراین روش حافظه محور در تدریس جواب نمیدهد برای مثال ترجمه را نمیشود حفظ کرد.
در درس ترجمه، یکی از رایجترین سوءتفاهمها این است که دانشجو فکر میکند اگر چند متن را خوب ترجمه کند و همانها را حفظ باشد، «ترجمه بلد شده است».
در حالی که ترجمه، حفظِ متن نیست؛ یاد گرفتنِ عملِ ترجمه است.
در روش حافظهمحور:
چند متن مشخص در کلاس ترجمه میشود
دانشجو همانها را مرور میکند
و انتظار دارد در امتحان با همان متنها یا متنهای بسیار مشابه روبهرو شود
این روش شاید سادهتر و کماضطرابتر باشد،
اما نتیجهاش چیزی جز توهم مهارت نیست.
ترجمهی واقعی یعنی:
روبهرو شدن با متن ناآشنا
تصمیمگیری میان چند امکان
سنجیدن معنا، بافت، لحن و مقصد
نه پیدا کردن «جواب از پیش آماده».
به همین دلیل، در شیوهی غیرحافظهمحورِ تدریس ترجمه:
متن امتحان تکرارِ متنهای کلاس نیست
نمره فقط به «درستی نهایی» داده نمیشود
بلکه به منطق انتخابها، استدلال مترجم و آگاهی از فرایند ترجمه توجه میشود
دانشجویی که واقعاً ترجمه را یاد گرفته باشد:
از متن جدید نمیترسد
میداند چرا این معادل را انتخاب کرده
و حتی اگر خطا کند، میتواند از انتخابش دفاع کند
اما دانشجویی که به روش حافظهمحور عادت کرده:
با متن جدید مضطرب میشود
احساس غافلگیری و بیعدالتی میکند
چون امنیتِ «متنِ آشنا» را از دست داده است
واقعیت این است: روش حافظهمحور شاید نمرهآور باشد،
اما مترجمساز نیست.
ترجمه، مهارت است؛
و مهارت با تکرارِ فکر کردن شکل میگیرد،
نه با تکرارِ متن.
اگر هدف آموزش، آماده کردن دانشجو برای دنیای واقعی ترجمه باشد، چارهای نیست جز عبور از حفظ کردن، و پذیرفتنِ دشواریِ فهمیدن.
🌼🌼🌼
دکتر حبیب کشاورز
📡📡📡📡
کانال همایشها و مجلات معتبر
@h_conf
هدایت شده از معلومات وقِصَص عربية
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا