میداند هیچ گهی نمیتواند بخورد. ولی یک هزارم هم ممکن بود برای خودش خیالهایی بپروراند.
این اولین دفعه است که این فرمایش را از شاهنشاه میشنوم. حتی فرمودند در داخل این تشکیلات وسیع وقتی فراکسیونهای قوی بودند، البته میتوانند با هم ائتلاف کرده دولت با اکثریت درست کنند.»
او که منتقد سرسخت امیرعباس هویدا بود در مجموعه خاطراتش نوشت: «شاهنشاه واقعاً به حق باید متوجه همه جهات باشند. چنان که بلندپروازیها و گهخوریهای دولت و حزب اکثریت را نقش بر آب کردند. آخر به حزب ایران نوین چه ربطی دارد که در کنگره خود از تمام احزاب پیش رو و پس رو و کمونیست و غیرکمونیست و لیبرال و چنین و چنان دعوت کند؟ شاهنشاه آنچنان هوشیار هستند که حدی بر آن متصور نیست.»
منابع:
صحیفه امام، ج۳، ص ۷۰-۷6
محمدرضا پهلوی، پاسخ به تاریخ، ص ۲۰۸
محمدرضا پهلوی، مأموریتی برای وطنم، ص ۱۷۳
حزب رستاخیز- مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
ایران بین دو انقلاب، یرواند آبراهامیان، نشر نی، ص۵۴۱
ایران بین دو انقلاب، یرواند آبراهامیان، نشر نی، صفحه ۵۴۲
رفیع، جلال. اطلاعات ۸۰ سال. ج اول. ص ۲۹۶. اول اسفند ۱۳۵۳. انتشارات اطلاعات
مقاله نظر هانتینگتون در مورد انقلاب ها
تعداد صفحات : ۴۲
چکیده
در این مقاله با نظریه ی هانتینگتون در رابطه با انقلاب ها می پردازیم. انقلاب یک تغییر داخلی سریع، بنیادی و خشونت آمیز در ارزش ها و اسطوره های مسلط یک جامعه، و در نهادهای سیاسی، ساختار اجتماعی، رهبری و فعالیت ها و سیاست های حکومت آن جامعه است. آنچه در اینجا صرفاً «انقلاب» نامیده می شود، همان پدیده ای است که توسط دیگران انقلاب های کبیر، انقلاب های بزرگ، یا انقلاب های اجتماعی نامیده شده است. نمونه های برجسته انقلاب عبارتند از انقلابهای فرانسه، چین مکزیک، روسیه و کوبا.
هانتینگتون استدلال میکند که یکی از جنبه های کلیدی مدرنیزاسیون تقاضا برای مشارکت بیشتر در عرصه سیاست است. در جایی که گروه هایی خاصی به قدرت سیاسی دسترسی ندارند، تقاضاهایشان برای تغییر و گسترده شدن گروههای شرکت کننده در حکومت می تواند به انقلاب منجر شود. در بررسی طیف گسترده ای از انقلاب ها، شامل انقلاب های فرانسه، روسیه، مکزیک، ترکیه، ویتنام، و ایران زمان قاجار، هانتینگتون الگوهای متفاوتی از انقلاب را شناسایی میکند و به تحلیل نقش میانه روها، ضد انقلاب ها، و تندروها می پردازد.
واژه های کلیدی: نظریه نتینگتون، خشونت سیاسی، انقلاب، مدرنیزاسیون
فهرست مطالب
نظریه های نتینگتون در رابطه با خشونت سیاسی ۲
انقلاب و نظم سیاسی ۴
ساموئل هانتینگتون ۴
بحث پیرامون مدرنیزاسیون ۵
چارلزتیلی مقاله ای دارد به نام مدرنزاسیون باعث انقلاب می شود ۲۲
انقلاب ها ۳۴
منابع : ۴۱
منابع :
Huntington , Samuel , 1968, Political order in Changing Socities
Tilly , Charles. 1978. From Mobilization to Revolution
Goldston Jack A, 2003 , Revolution : theoretical , Comparative , And Historial Studies
نظریه های نتینگتون در رابطه با خشونت سیاسی
در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ ظهور ملت های جدید توجه پژوهشگران را به خود معطوف ساخت. تغییرات سیاسی مسلماً بخشی از فرایندی بود که در طی آن، جوامع سنتی به موازات رشد اقتصادشان و ارتقای سطح آموزشی مردمشان به دولتهای مدرن تبدیل شدند. با این وجود، خشونت گسترده که همراه این تغییرات به وجود آمد بسیار چشمگیر بود: انقلاب ها، کودتاها، شورش ها، و جنگ های داخلی ناگهان همه جا ظاهر شدند. بعضی از پژوهشگران نظریات عمومی را برای تبیین همه انواع این خشونت های سیاسی طرح نمودند.
نظریه های عمومی خشونت سیاسی چندین شکل به خود گرفتند: رویکرد روان شناختی، که به وسیله دیویس، مطرح و توسط تد رابرت گر پالایش شد، تلاش نمود با تعیین دقیق انواع بدبختی هایی که احتمالاً به نا آرامی های سیاسی منجر می گردند، به بهبود این رویکرد که «بدبختی پدید آورنده شورش است»، کمک کند. این نویسندگان استدلال نمودند که مردم معمولاً سطوح بالای سرکوب و بدبختی را میپذیرند، البته در صورتی که فکر کنند این سختی ها سرنوشت محتوم زندگی شان است. تنها هنگامی که مردم انتظار زندگی بهتری داشته باشند، و انتظار خود را نقش بر آب ببینند، احتمال پرورش احساسات پرخاشگری و خشم در آنها وجود دارد. بنابراین هر گونه تغییری در جامعه که انتظارات مردم را برای یک زندگی بهتر افزایش دهد، بدون اینکه امکانات برآورده شدن این انتظارات را فراهم کند، می تواند سبب بی ثباتی سیاسی شود. چنین انتظاراتی می تواند شامل تماس های فرهنگی با جوامع اقتصادی پیشرفته تر یا رشد اقتصادی سریع ولی نامتوازن باشد. دیویس استدلال نمود که ترکیبی از وقایع، به ویژه دوره ای از رفاه فزاینده که انتظارات مردم را برای زندگی بهتر افزایش میدهد، و سپس، یک رکورد اقتصادی شدید که این انتظارات را بر باد میدهد («منحی جی» رشد اقتصادی)، باعث بروز احساس فوق العاده شدید محرومیت و پرخاشگری خواهد شد.
دومین رویکرد نظریه عمومی، که اساساً به وسیله اسملسر و جانسون مطرح گردید، استدلال نمود که پژوهشگران باید به جای تأکید بر نارضایتی مردمی، به بررسی نهادهای اجتماعی بپردازند. این نویسندگان تأکید داشتند که وقتی نظام های فرعی گوناگون دریک جامعه (اقتصاد، نظام سیاسی، و آموزشی جوانان برای موقعیت های شغلی جدید) دقیقاً به صورت متوازن رشد می کنند، حکومت با ثبات خواهد ماند. اما، اگر یک نظام فرعی مستقل از دیگر نظام های فرعی شروع به تغییر کند، عدم توازن ناشی از این تغییر، مردم را سرگردان و مستعد پذیرش ارزش های جدید می سازد. وقتی این عدم توازن شدید می شود ایدئولوژی های رادیکال که مشروعیت وضع موجود را به چالش می کشند شیوع و گسترش می یابند. در طی چندین دوره هایی یک جنگ، ورشکستگی حکومت، یایک قحطی می تواند حکومت را ساقط کند. هانتیگتون در اثر پر نفوذ خود، این دو رویکرد را تلفیق کرد. استدلال وی این بود که مدرنیزاسیون به عدم توازن نهادی منجر می گردد، چرا که رشد آموزشی و اقتصادی ناشی از مدرنیزاسیون تمایل مردم را به مشارکت در سیا
ست به سرعت افزایش می دهد، به طوری که نهادهای سیاسی نمی توانند به همان سرعت خود را برای انطباق با این تمایل تغییر دهند. این شکاف میان تمایل مردم به تغییر و تغییرات ناکافی در نهادهای سیاسی، انتظارات برآورده نشده ای را در مورد حیات سیاسی پدید خواهد آورد، که به نوبه خود می تواند به شورش، تمرد و انقلاب منجر شود.
انقلاب و نظم سیاسی
ساموئل هانتینگتون
هانتینگتون استدلال میکند که یکی از جنبه های کلیدی مدرنیزاسیون تقاضا برای مشارکت بیشتر در عرصه سیاست است. در جایی که گروه هایی خاصی به قدرت سیاسی دسترسی ندارند، تقاضاهایشان برای تغییر و گسترده شدن گروههای شرکت کننده در حکومت می تواند به انقلاب منجر شود. در بررسی طیف گسترده ای از انقلاب ها، شامل انقلاب های فرانسه، روسیه، مکزیک، ترکیه، ویتنام، و ایران زمان قاجار، هانتینگتون الگوهای متفاوتی از انقلاب را شناسایی میکند و به تحلیل نقش میانه روها، ضد انقلاب ها، و تندروها می پردازد.
انقلاب یک تغییر داخلی سریع، بنیادی و خشونت آمیز در ارزش ها و اسطوره های مسلط یک جامعه، و در نهادهای سیاسی، ساختار اجتماعی، رهبری و فعالیت ها و سیاست های حکومت آن جامعه است. بنابراین انقلاب ها از قیام ها، شورش ها، طغیان ها، کودتاها و جنگ های استقلال متمایز هستند. یک کودتا، به خودی خود، تنها رهبری و شاید سیاست ها را تغییر دهد؛ یک قیام یا شورش شاید سیاست ها، رهبری، و نهادهای سیاسی را تغییر دهد، اما ساختار و ارزش های اجتماعی را دگرگون نسازد؛ جنگ استقلال مبارزه یک جامعه علیه سلطه یک جامعه بیگانه است و لزوماً تغییر ساختار اجتماعی هیچ یک از این دو جامعه را در پی ندارد. آنچه در اینجا صرفاً «انقلاب» نامیده می شود، همان پدیده ای است که توسط دیگران انقلاب های کبیر، انقلاب های بزرگ، یا انقلاب های اجتماعی نامیده شده است. نمونه های برجسته انقلاب عبارتند از انقلابهای فرانسه، چین مکزیک، روسیه و کوبا.
بحث پیرامون مدرنیزاسیون
انقلاب ها پدیده های نادری هستند. اکثر جوامع هیچ گاه انقلاب را تجربه ننموده اند و در اکثر اعصار تا دوران مدرن، انقلاب ها اساساً ناشناخته بودند. به طور دقیق تر، انقلاب خصیصه دوران مدرنیزاسیون است. انقلاب تجلی نهایی دیدگاهی است که در حال مدرن شدن است، دیدگاهی که می گوید انسان از قدرت کنترل و تغییرات محیط اش برخوردار است، و نه تنها توانایی، بلکه حق انجام آن را نیز دارد. به این دلیل همانطور که هانا آرنت استدلال می کند، «برای توصیف پدیده انقلاب توجه به عنصر تغییر به اندازه عنصر خشونت اهمیت دارد؛ تنها در جایی که تغییر به مفهوم یک شروع تازه رخ میدهد، و از خشونت برای تشکیل شکل کاملاً متفاوتی از حکومت، و پدید آوردن صورتبندی یک ملت جدید استفاده می شود… می توان سخن از انقلاب به میان آورد.»
بنابراین، انقلاب جنبه ای از مدرنیزاسیون است. انقلاب پدیده ای نیست که در هر نوع جامعه ای و در هر برهه ای از تاریخ آن جامعه رخ دهد. انقلاب یک مقوله فراگیر نیست، بلکه به لحاظ تاریخی محدود است. انقلاب نه در جوامع بسیار سنتی برخوردار از سطوح بسیار پایین پیچیدگی اجتماعی و اقتصادی رخ خواهد داد، و نه در جوامع بسیار مدرن. بیشترین احتمال وقوع انقلاب، مانند دیگر اشکال خشونت و بی ثباتی، در جوامعی وجود دارد که به سطح خاصی از توسعه اجتماعی و اقتصادی رسیده اند و فرآیندهای مدرنیزاسیون سیاسی و توسعه سیاسی از فرآیندهای تحول اجتماعی و اقتصادی عقب مانده اند.
مدرنیزاسیون سیاسی در بردارنده بسط آگاهی سیاسی به گروه های اجتماعی جدید و بسیج این گروه ها در عرصه سیاست است. توسعه سیاسی در بر دارنده ایجاد آن دسته از نهادهای سیاسی است که برای جذب گروه های جدید و سامان بخشی به مشارکت شان و برای پیشبرد تحول اجتماعی و اقتصادی در جامعه از قابلیت انطباق، پیچیدگی، استقلال و انسجام کافی بر خوردادند. جوهره سیاسی انقلاب گسترش سریع آگاهی سیاسی و بسیج سریع گروه های جدید در عرصه سیاست است، آن هم با سرعتی که جذب این گروه ها را برای نهادهای سیاسی موجود غیر ممکن سازد. انقلاب حالت افراطی انفجار مشارکت سیاسی است، و بدون این انفجار انقلابی رخ نخواهد داد. اما یک انقلاب کامل دارای مرحله دومی نیز می باشد، یعنی ایجاد و نهادینه شدن یک نظم سیاسی جدید. معیار میزان انقلابی بودن یک انقلاب، سرعت و دامنه گسترش مشارکت سیاسی است؛ و معیار میزان موفقیت یک انقلاب اقتدار و ثبات نهادهایی است که توسط انقلاب به وجود آمده اند.
💥 رویای رویارویی تمدن ها در حال واقعیت
به نظر می رسد، وقت آن رسیده است که نخبگان دانشگاهی و حوزوی و روشنفکران مسئول در ایران ، به دور از فضاسازی های بازیگران سیاست باز و دلقک های بازیگر و فرسوده های خسته ، به کمک علم و دانش خود و نیز تعهد و مسئولیت شناسی خود، ورای های و هو های تبلیغاتی امپراطوری رسانه های غرب، پیشاپیش به استقبال نظم نوین جهان چند قطبی بروند و با صورت بندی های عالمانه و محققانه خود ، نشان دهند به راستی از پیشقراولان نظم جدید تمدنی هستند. سال هاست که نظریه پردازان مختلفی که بیشتر آنان از قضا از دل همین تمدن غرب برآمده اند، افول و پایان فرهنگ و تمدن غرب ( آمریکا و اروپا) را پیش بینی کرده اند که ساموئل هانتینگتون یکی از برجسته ترین آنان است.
متفکران غربی اعم از فیلسوفان اجتماعی و سیاسی و دانشمندان حوزه علوم اجتماعی و علوم تربیتی و روان شناختی و دیگر نظریهپردازان فرهنگ و تمدن معرب زمین، سالهاست که مرگ فرهنگ و تمدن لیبرالیسم و نئولیبرالیسم را اعلام کردهاند.
بلی، هنوز مرگ سیاسی غرب به رهبری آمریکا محقق نشده است و تا آن چند قدمی ماندهاست ولی سرنوشت آن بهتر از فروپاشی شوروی سابق نخواهد بود..
دلیل واضح و آشکار افول سیاسی کاخ سفید و دیگر دفاتر روسای جمهور آلمان ، فرانسه، انگل یس، این است ، مرکزی که روزی محل رفت و آمد روسای جمهور قدر دنیا و مکان انعقاد پیمان های تقسیم جغرافیای سیاسی جهان بود، اما امروز ، محل رفت و شد ، دلقک ها و فراری ها و تفاله های بی مقداری چون مصی علینژاد، مریم رجوی ، آن پیر زن فرتوت قاتل ، علی کریمی مرد عصبانیت و خشم، حمید فرخ نژاد ، بازیگر بازنده و بیهویتی که با صراحت ۸۰ میلیون ایرانی را فدای تک فرزندش می دند، و یا پیش از آن ، پذیرای دیگر فراری ها و خودفروش های وطنی بودند.آیا نشانه ای بهتر از این لازم است.
نشانه دیگر مرگ سیاسی کاخ سفید، کارنامه سیاه آنان در تأسیس داعش و شرکت فعال در تغییر جغرافیای سیاسی خاورمیانه و به اصطلاح خودشان ایجاد خاورمیانه بزرگ و امنیت بخش به غده سرطانی اسرائیل بود؟
آیا اکنون آمریکا در غرب آسیا یا همان خاورمیانه خودشان ، حتی در سوریه، در افغانستان ، در عراق ، در پاکستان ، چقدر قدرت مانور دارند؟ و کجای معادلات سیاسی و حتی نظامی و امنیتی هستند؟
بدون شک ، فتنه و آشوب اخیر در ایران هم نشانه دیگری از به بن بست رسیدن آمریکایی ها و اروپایی ها در منطقه و در جهان است، چرا که آشکارا آمریکا و اروپای متمدن با همه توان رسانه ای و سیاسی به میدان آمد و حاصل دسترنج آنان، پناه دادن به چند نفر دیوانه و وامانده و خودشیفته بازیگر فوتبال و سینما شد.
لذا ، اکنون بهترین فرصت و مناسب ترین زمان برای ورود دانشمندان علوم انسانی و اجتماعی اعم از حوزویان و دانشگاهیان و روشنفکران و مصلحان اجتماعی برای تبیین فرهنگ و تمدن نوین ایرانی اسلامی برای عقول جهانیان است.
به نام خدا
سلام و وقت بخیر
شواهد و قرائن زیادی وجود دارد که نشان می دهد، جهان در آستانه تغییرات بزرگ و تعیین کننده ای است.
اگر انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ مردم ایران را به رهبری یک سیاستمدار اندیشمند در حوزه ی فرهنگ و تمدن اسلامی و خاصه شیعه را نقطه عطف و مرحله جدید آغاز این تحولات و تغییرات سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی بدانیم، که منطق درستی است، زیرا همه ی تغییر رفتارهای ابرقدرت آمریکا و کشورهای اروپایی و کنش گری های بین المللی آنان به عنوان مهم ترین بازیگران سیاسی و بین المللی چهار دهه اخیر مستقیم و غیر مستقیم به نوعی در ارتباط با انقلاب اسلامی ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران قرار داشته و اکنون نیز قرار دارد. و این یعنی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران با وجود در تنگنا بودن و محرومیتها و تحریم ها و تحریف های۴۲ ساله ، اما امروز ، قوی تر و موثر تر از گذشته در معادلات بین المللی و بخصوص منطقه ای حضور دارد .
تمامی فشارهای نظم سیاسی نظام سرمایه داری به رهبری آمریکا در این ۴۲ سال اعم از آشوب های پیش از جنگ و خود جنگ و نفوذهای سیاست گذاری و برنامه ریزی در مدل های توسعه اقتصادی و فرهنگی پس از جنگ و ایجاد داعش و تحرکات منطقه ای برای ایجاد خاورمیانه بزرگ و برجام و سند ۲۰۳۰ و حضور مستقیم در آشوب های خیر ، همه و همه گویای فقط یک مسئله است و آن ورود جهان در نظم جدید بین المللی است که دیگر در آن غرب ( آمریکا و اروپا) از بازیگران اصلی آن نخواهند بود و بر خلاف میل و خواست آمریکا و اسرائیل و اروپا این ایران است که به عنوان کشوری با ادعاهای تمدنی جدید از بازیگران اصلی نظم جدید خواهد بود.
بنابر این اکنون بهترین فرصت است ، برای حضور نخبگان دانشگاهی و حوزوی و نیز خبرگان برخوردار از تجربه زیسته موفق در میدان های مختلف جهادی و مبارزانی و مدیریتی برای نقش آفرینی علمی و عملی در بسبج همگانی ظرفیت های ملی و منطقه ای و جهانی در به دست آوردن جایگاهی شایسته و موقعیتی تاثیرگذار در نظم نوین جهانی
غفلت از این فرصت تاریخی به معنای عقب افتادن از حضور در نقشه و هندسه سیاسی جدیدی است که در حال وقوع است و بیشترین مسئوليت آن متوجه دانشمندان و متفکران علوم انسانی و اجتماعی در دانشگاهها و در مراکز حوزوی و روشنفکران متعهد و اصحاب رسانه است.
📚امروز تکلیف ما جهاد تبیین است...
👈 ما را به دوستان خود معرفی کنید و حداقل به اندازه پیوستن و معرفی کانال های انقلابی به دیگران، قدمی در این راه بردیم.
📣به کانال #دکتر_ابوالقاسم_فاتحی بپیوندید👇
🆔️ https://eitaa.com/drfatehi
جانشین امام زمان و سکاندار کشتی انقلاب ، مسیر را و وظیفه را ، و تکلیف را برای همه ، روشن فرموده اند. هیچ جای توجیه و سهل انگاری و کوتاهی نیست. امروز بیش از هر زمان دیگر مرزهای حق و باطل ، درستی و نادرستی، دنیا و آخرت ، زشتی و زیبایی ، عافیت طلبی و هزینه دادن ، و در یک کلام ، جبهه علی و معاویه بیش از هر زمان دیگر درهم تنیده است. پس تشخیص آن نیز سخت تر و مشکل تر شده که فقط کلید آن توجه عملی و واقعی به راهبرد ها و سخنان و فرامین و نظرات رهبری عزیز و مقتدر و مظلوم است و در درجه دوم ، شرکت در جهاد تبیین ولو یک نفره
محبت به همدیگر
امید دادن به همدیگر،
گره گشایی از کار یکدیگر،
احترام به یکدیکر،
تحمل یکدیگر،
سلام به همدیگر،
دلجویی از يکديگر،
صداقت با همدیگر،
اعتماد به همدیگر،
احوالپرسی از همدیگر،
همراهی و همنوایی با همدیگر،
صله رحم با خویشاوندان،
رعایت ادب و احترام و حقوق همسایگان،
رعایت انصاف و ایثار نسیت به یکدیگر،
و صدها صفات بهشتی دیگر، بی شک از منتظران واقعی امام زمان و از کسانی که انتظار ظهور آن عزیز زهرا (س) را واقعا می کشند ، انتظاری و درخواستی بجا و لازم است.
آیا بجز این است که خداوند شهدا را فقط از بین این گونه از آدم ها انتخاب می کند.
به قول مرحوم شهید بهشتی؛ بهشت را به بها می دهند و نه با بهانه
ادعا و گفتن و نوشتن بدون عمل و بدون بها ، کالایی نیست که در بازار خداوند ، خریداری داشته باشد .
📚امروز تکلیف ما جهاد تبیین است...
👈 ما را به دوستان خود معرفی کنید و حداقل به اندازه پیوستن و معرفی کانال های انقلابی به دیگران، قدمی در این راه بردیم.
📣به کانال #دکتر_ابوالقاسم_فاتحی بپیوندید👇
🆔️ https://eitaa.com/drfatehi
قدوم عزیزانی که تا کنون برای خداوند و برای شرکت در جهاد تبیین این کانال را همراهی کردند را روی چشمانم نهاده و خیر مقدم عرض می کنم . ما امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به * بهتر دانستن * و * نیکو عمل کردن * داریم
گروه ایتایی * قیام برای خدا* نیز گروهی است که با وجود عمر کوتاه خود به لطف خدا و عنایت امام زمان به محیطی برای تبادل اخبار، تحلیل ها ، گزارش های متنوع اعضای گروه وجود دارد که می تواند محیطی برای بیان نظرات دوستان باشد
💥به نام خدا
شاید اکنون یکی از دغدغه های ، پرسش چه باید کرد؟ باشد.
این سوال می تواند در سطوح مختلفی مطرح شود. در سطح فردی ،یاخانواده، یا نظام خویشاوندی و یا گروه دوستان و محل کار و یا محله و شهر و در نهایت در سطح اجتماعی و ملی و بین المللی
طبعا پاسخ به هر سطحی از سطوح متفاوت از سطوح دیگر است و شرایط و الزامات آن متفاوت از یکدیگر ، اگر چه همه این سطوح در یک چیز مشترک اند، کنش های مبتنی بر *دانش بنیادی* و * روش های بهینه* که از لوازم موفقیت آن به شمار می آید.
به عبارتی * مسئله یابی،مسئله شناسی و روش شناسی * چه باید کرد؟ در شرایط امروز از موضوعیت بالایی برخوردار است که چه بسا اگر آگاهانه و عالمانه صورت نگیرد، خصلت بومرنگ پیدا می کند و نتیجه معکوس به بار می آورد.
لذا این که از کجا و چگونه شروع کنیم و چگونه ادامه دهیم ، اهمیت زیادی دارد.
علوم انسانی و اجتماعی غرب بر اساس جهانبینی و مبانی معرفتی خود که از دوره رنسانس شروع شده است، از حدود۵۰۰ سال پیش تا کنون با تولید انواع دانش و مکاتب و نظریههای مختلف علمی در دانشگاههای خود ، و در عرصه فرهنگ و هنر خود ، و در عرصه نظام بین الملل خود بر اساس سه اصل سکولاریسم، امانیسیم و ابژکتیویسم ، و جهان بینی مادی گرایانه خود به پرسش های بالا جواب داده است و اکنون نیز در حال تولید و باز تولید علمی خود است،
دانشگاههای علوم انسانی و اجتماعی ما هم تا حدود زیادی تحت تاثیر آن قرار دارد . اگر چه به دلیل مزیت های خاص فکری و جهان بینی فرهنگ ایرانی اسلامی جامعه ما ، بخصوص پس از انقلاب اسلامی و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی ایران و مسئله تحول در علوم انسانی و اجتماعی ، خود به یک مدعی تازه کار تبدیل شده است ولو هنوز در مراحل اولیه آن هستیم.
به هر حال مهم است بدانیم از کجا و چگونه شروع کنیم تا کارمان ادامه یابد و با برکت و موثر باشد،
کوشش می شود با استفاده از تجارب علمی و تجربه زیسته ای که در این زمینه از پیشکسوتان علمی کشورمان وجود دارد و بهره گیری از تجارب موفق جهانی و با تاکید بر فرهنگ اهل البیت علیهم السلام و ظرفیت ها و سرمایه های فرهنگی و اجتماعی خودمان و بخصوص مسایل اجتماعی ایران، به تدریج در این زمینه مطالبی در کانال گذاشته شود. ان شالله به برکت صلوات بر محمد و آل محمد .
📚امروز تکلیف ما جهاد تبیین است...
👈 ما را به دوستان خود معرفی کنید و حداقل به اندازه پیوستن به کانال و معرفی آن به دیگران ، قدمی در این راه برداریم.
📣به کانال #دکتر_ابوالقاسم_فاتحی بپیوندید👇
🆔️ https://eitaa.com/drfatehi